تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
جزو بيست و سوم : 28 -
وَ ما أَنْزَلْنا عَلى قَوْمِهِ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ جُنْدٍ مِنَ السَّماءِ وَ ما كُنَّا مُنْزِلِينَ .
پس از او ( حبيب نجّار ) سپاهى از آسمان بر قوم او نفرستاديم و هيچ عذابى هم نازل نكرديم . 29 -
إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ خامِدُونَ .
جز يك بانگ جبرئيل كه همه به‌يك‌بار مرده شدند ! 30 -
يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ .
اى دريغا بر بندگان كه بر ايشان هيچ فرستاده‌اى نيامد مگر آنكه او را استهزا ( افسوس ) مىكردند .

تفسير ادبى و عرفانى

سوره 36 آيه 12

12 -
إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى .
آيه . ما مردگان را زنده كنيم . ارباب معرفت در احياء موتى معنى ديگر ديده‌اند و فهمى ديگر كرده‌اند و گفتند : اين آيت اشارت است به زنده گردانيدن دلهاى اهل غفلت به نور قربت ، و زنده كردن جانهاى اهل شهوت به نسيم مشاهدت و روح مواصلت ! اگر همه جانهاى عالم تو را بود ، و نور قربت تو را نبود ، البتّه حيات طيّبه ندهند چون مردهء زندانى توئى ! و اگر هزار سال در خاك بوده‌اى ، چون ريحان توحيد رحمان در بوستان روح تو باشد ، مايهء همهء زندگانى توئى ! عزيز باشد كسى كه ناگاه بر سرچشمهء حيات رسد و خضروار در آن چشمه شست‌وشوئى كند تا زندهء جاويد گردد ! پير طريقت گفت : الهى ، زندگى همه با ياد تو ، و شادى همه با يافت تو ، و جان آنست كه در او شناخت تو است ، خدايا ، موجود نفسهاى جوانمردانى ، حاضر دلهاى ذكركنندگانى ، تو را از نزديكت نشان مىدهند و برتر از آنى ! از دورت مىپندارند و نزديكتر از جانى ! ندانم كه در جانى يا خود جانى ، نه اينى و نه آنى ! جان را زندگى مىبايد تو آنى !
. . . وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ .
آيه . در وقت سحر كه بنده از حجرهء اندوه خود بيرون آمده رو بسوى محراب عبادت و سجده‌گاه رفته و قدم بر بساط مناجات نهد ، آن ساعت آسمان و زمين از غيرت فروگدازند ! عزيز كسى كه آن ساعت بستر و بالين را وداع كند و رو به محراب عبادت نهد و درد خود را مرهم جويد ، شريف وقتى كه آنست ! عزيز ساعتى است آن ساعت ! كه جلال احديّت به صفت صمديّت بساط نزول بيفكند و با تو خطاب كند و گويد : هيچ دردزده‌اى را پرسشى هست ؟ تا جام اجابت در كام او ريزم ، هيچ توبه كارى هست تا مركب قبول به استقبال او فرستم ؟ هيچ عاصى هست تا جريدهء جرمهاى او را توقيع غفران كشم ؟

سوره 36 آيه 13

13 -
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحابَ الْقَرْيَةِ .
آيه . در اين آيت ، خداوند خبر مىدهد از بازداشتگان عدل ازل ، و از برداشتگان لطف قدم ، آن بازداشتگان عدل ازل را داغ جدائى برنهاد و به الزام به راه تقوى دركشيد . حضرت على امير المؤمنين گويد : مرده‌اى را در خاك مىنهادم ، سه بار روى او را به قبله كردم ، هربار روى از قبله بگردانيد ! پس ندائى شنيدم كه گفت : اى على ، دست بدار ، آن را كه ما ذليل كرديم تو او را عزيز نتوانى كرد ! كرامت خواندگان و اهانت راندگان همه از درگاه جلال ما است و به ارادت و مشيّت ما است . نشان كرامت بنده آنست كه مردوار درآيد و جان و دل و روزگار خود را فداى دين كند ! چنان كه حبيب نجّار مؤمن آل يسن كرد تا از حضرت عزت خلعت : داخل بهشت شو ، به او رسيد . در خبر است كه چون بندهء مؤمن از سراى فانى رو به سراى جاودانى نهد او را به تخته‌اى خوابانند تا شست‌وشوى دهند ، از سوى خداوند غفور خطاب آيد كه : اى مقرّبان درگاه ، درنگريد همان گونه كه ظاهر تن او را به آب مىشويند ، باطن او را به رحمت مىشوئيم