تا آيات أنفس بينند ؟ آيا به ديدهء دل ننگرند تا انوار هدايت بينند ؟ آيا به ديدهء جان ننگرند تا اسرار عنايت بينند ؟ آيا به ديدهء شهود ننگرند تا حضرت مشهود بينند ؟ آيا به ديدهء وجد ننگرند تا رايت وجود بينند ؟ آيا به ديدهء بىخودى ننگرند تا دوست عيان بينند ؟ آيا به ديدهء فنا ننگرند تا جهانى بىكران بينند ؟
الا تا كى درين زندان فريب اين و آن بينى * يكى زين چاه ظلمانى برون شو تا جهان بينى !
جهانى كاندرو هر دل كه يا بى پادشا بينى * جهانى كاندرو هر جان كه بينى شادمان بينى !
پير طريقت گفت : اى مسكين ، تا كى در صنايع نگرى ؟ يك بار در صانع نگر ! تا كى به بدايع مشغول باشى ؟ يك بار به مبدع مشغول شو ! تا كى مرد هر درى باشى ؟ مرد هر درى را هرگز صلاح و فلاح نبود ! هزار باروى روئين از جاى بركندن ، آسانتر از آن باشد تا مرد هر درى را به يك در باز آوردن !
بايزيد بسطامى را حديث دل پرسيدند ، گفتا : دل آن باشد كه به مقدار يك ذرّه درو آرزوى خلق نباشد ! سلمان فارسى ، هرگه كه به خرابهاى برگذشتى توقّف كردى و به زارى بناليدى ، و رفتگان آن منزل را ياد كردى و گفتى : كجايند آنها كه اين بنا نهادند ؟ دل بدادند و مال و جان درباختند تا آن غرفهها بياراستند ، چون دل بران نهادند و چون گل بر باد بشكفتند و از باد بريختند و در گل خفتند !
سوره 36 آيه 32
32 -
وَ إِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ .
آيه . اين آيت صفت روز رستاخيز است كه در آن روز بندهاى نفاقها برگشايند ، و سرپوش عداوتها از سر آن برگيرند ، مدّعيان بىمعنى را بينى كه زبانهاشان از راه قفا به در مىكشند ، و لوح معاملات هركس را در روىهاشان مىدارند ، هر ذرّهاى كه به ستم گرفته ( ستده ) باشند يا از زكات بازگرفته باشند ، داغ قهر مىگردانند و بر پيشانى خويشتنپرست مىنهند !
اى مسكين ، آخر نگوئى تا چند ازين مكابره و زورگوئى بر دوام ، و تا كى از اين شوخى و دليرى برقرار ! از حال كودكى تا جوانى و برنائى ! و از جوانى و برنائى تا به پيرى ! و از پيرى تا به كى ؟
سوره 36 آيه 36
36 -
سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها .
پاك و بىعيب آن خدائى كه در زمين از يك آب و خاك و يك هوا ، اين عجايب صنع نمايد ! و آيات قدرت پديد آرد ، بندگان را بينا كرد و نشانها را بازنمود تا آنكس كه درنيافته بود دريابد و بداند كه اين كرده را كردگارى است و اين ساخته را سازندهاى ! و اين آراسته را آرايندهاى ! و اين رسته را رويانندهاى است ! هريكى بر هستى و يگانگى خداى يكتا گواهى دهند ! درحالىكه نه گواهىدهنده را خرد ! و نه نشاندهنده را زبان است !
سوره 36 آيه 37
37 -
وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ .
آيه . بزرگى را پرسيدند شب بهتر است ( فاضلتر ) يا روز ؟
جواب داد : شب ! كه شب همه در آسايشند و آسايش از بهشت است ، و در روز همه دشوارى و رنج در طلب معاش ، و رنج و دشوارى از دوزخ است ! شب حظّ و بهرهء مخلصان است كه عبادت به اخلاص كنند نه به ريا ! و روز حظّ و بهرهء رياكاران و مرائيان است كه عبادت به ريا كنند ! شب وقت خلوت دوستان است و ميعاد آشتىجويان و تسلّى مشتاقان ، و هنگام راز محبّان !
شب و روز نشان قبض و بسط عارفان است ! گهى ايشان را شب قبض بود و گهى روز بسط ! در شب قبض همه فترت و هيبت بينند و در روز بسط همه لطف و مرحمت يابند ! در شب قبض طوفان قهر آيد و شواهد جلال نمايد و بنده بزارد و در خواهش آيد ، در روز بسط ، همه نسيم لطف دمد ، بوى وصال آرد ، بنده بنازد و در رامش آيد ،