نه ! بنام خدائى كه مفلسان را جز او پناهى نيست ، و عاميان را جز درگاه او درگاهى نه ، بنام او كه جهانيان را جز او پادشاهى نيست ، و در آسمان و زمين جز او خدائى نه !
گر پاى من از عجز طلبكار تو نيست * تا ظن نبرى كه دل گرفتار تو نيست ،
نه زان نايم كه جان خريدار تو نيست * خود ديدهء ما محرم ديدار تو نيست !
در خبر است كه پيش از آفرينش آدم ، خداوند سورهء يس و طه برخواند ، فرشتگان ملكوت چون آن را بشنيدند گفتند : خوشا به حال امّتى كه اين كلام پاك به ايشان فروآيد ، خنك مر آن زبانى كه اين كلمات را خواند ، خنك آن سينهاى كه صدف اين گوهر گرانبها باشد !
سوره 36 آيه 1
1 -
يس :
يك قول اين است كه مقصود يا انسان است و مخاطب مصطفى است ، از آنجا كه انسانيّت و جنسيّت او هم شكل خلق است و از آنجا كه شرف نبوّت و رسالت است خطاب با اوست ، و اين خطاب در نقاب غيرت ساختند تا هر نامحرمى را بر جمال و كمال وى اطلاع نباشد !
سوره 36 آيه 5
5 -
تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ .
اين قرآن فروفرستادهء خدا است كه نام او عزيز و رحيم است . عزيز اوست كه يافتن وى دشوار است ، و فهمها و وهمها به رسيدن كنه جلال او توانا نيست !
پير طريقت گفت : اى نادريافته يافته ، و ناديده عيان ، اى در نهانى پيدا و در پيدائى نهان ، يافت تو روز است كه خود برآيد ناگهان ! ياوندهء تو نه به شادى پردازد نه به اندوهان ، به سر بر ما را كارى كه از ان عبارت نتوان .
هم عزيز است هم رحيم ، عزيز به بيگانگان است و رحيم به مؤمنان ، اگر عزيز بود بىرحيم ، هرگز كس او را نيابد ، و اگر رحيم بود بىعزيز همه كس او را يابد ، عزيز است تا كافران او را در دنيا نيابند ! و رحيم است تا در عقبى مؤمنان او را ببينند !
سوره 36 آيه 6
6 -
لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ .
غافلان دو گروهند ، يكى از كار دين غافل و از طلب صلاح خود بىخبر ! سر به دنيا برنهاده و مست شهوت گشته ، و ديدهء فكرت و عبرت بسته ، آنانند كه در آتش جايگاه دارند ! - ديگر غافلى است كه در كار دنيا و ترتيب معيشت غافل است ، و سلطان حقيقت بر باطن او مستولى شده و چنان در مكاشفهء جلال احديّت مستهلك گشته كه از خود غايب شده نه از دنيا خبر دارد نه از عقبى ! و به زبان حال مىگويد :
اين جهان در دست عقل است آن جهان در دست روح * پاى همّت بر قفاى هر دو ده سالار زن ،
تفسير لفظى [ آيات 12 الى 30 ]
12 -
إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ .
مائيم كه مردگان را زنده كنيم و مىنويسم هرچه پيش انجام دادهاند و اثرها و نشانها و نهادشان كه مىنهادند و هر چيزى را ما در لوح محفوظ دانسته و نوشتهايم .
13 -
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُونَ .
و براى ايشان مردمان آن شهر را ( انطاكيه ) مثل زن و همسان ساز ، هنگامى كه فرستادگان به ايشان آمدند !
14 -
إِذْ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُما فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ فَقالُوا إِنَّا إِلَيْكُمْ مُرْسَلُونَ .