تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
. . . فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ
« 1 »
.
از آن هفت كرامت سه ديگر اين است كه تقسيمى است لطيف و كرامتى است عظيم كه هرگز هيچ‌كس از جهانيان چنين كرامت نيافت ! كه اين امّت يافت ! پس از آنكه رقم اصطفائيت بر اين امّت كشيد ، آنگاه به كرم خود ، ابتدا به ظالم به نفس كرد ، تا خجل نشود ، دل گيرد و اميد تازه دارد ! همان گونه كه در جاى ديگر طبقات گزيدگان را ياد كرد ، ابتدا به كمينهء آنها كرد ، كه هرچند گناهكارانند ، لكن از كردهء خود پشيمانانند و به تن فروشكستگانند و به دل اندوهگينان ! و عذرخواهان و عفوجويانند « 2 » ! مصطفى فرمود : من از گناهان امّتم نزد خداوند شفاعت كردم پذيرفت و فرمود : بعضى از آنها طفيليانند ( ظالم ) و بعضى خواندگانند ( مقتصد ) و بعضى باردادگانند ( سابق ) . طفيليان شامل عفو منند ، خواندگان جويندهء يارى منند ، باردادگان مشمول فضل منند . ظالم به تازيانهء غفلت زده ، به تيغ ناپاكى كشته ، بر درگاه مشيّت افكنده ، اميد بر رحمت نهاده . مقتصد به تازيانهء بىنيازى زده ، به تيغ شرمندگى كشته ، بر درگاه طلب افكنده ، بر اميد نزديكى نشسته . سابق به تازيانهء آشنائى زده ، به تيغ دوستى كشته ، بر درگاه آرزومندى سوخته ، اميد بر ديدار نهاده است . خداوند مىفرمايد : اى ظالم ، عفو تو را ، تا لطف پيدا شود ، اى مقتصد ، يارى تو را ، تا فضل پيدا شود ، اى سابق ، قربت تو را تا احسان پيدا شود ! اى ظالم ، ستر تو را ، و ننگ نيست ! اى مقتصد ، قبول تو را ، و باك نيست ! اى سابق ، قربت تو را ، و بخل نيست ! اگر ظالمى ، من راحمم ، اگر مقتصدى ، من عالمم ، اگر سابقى ، من ناظرم . اگر ظالمى عذرى بس ، اگر مقتصدى سعيى بس ، اگر سابقى قصدى بس ! ظلم ظالم زير سر من ، جهد و كوشش مقتصد زير يارى من ، و سبق سابق زير لطف من . اين همه به فضل من است كه :
. . . ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ .
اين فضل كبير هفت كرامت دربارهء امّت محمد است . اى دوست ، بدانكه هرچه فضل برگيرد عيب نيفكند ، عدل با فضل هرگز برنيايد ، در قرآن بنگر هرجا پيشتر رحمت ياد كرده ، پس از آن عذاب ، وعيد است ، هرجا عذاب پيشتر ياد كرده ، پس از آن رحمت ، عذاب منسوخ است ، و هرجا هر دو باهم ياد كرده ، حكم رحمت راست ! از بهر آنكه حكيم بر حق خويش بنا كند اما حق كسى فرونگذارد ! خداوند در خدائى خود از خلق بىنياز است و از گناهان خلق بىگزند ، بردبار و وسيع‌فضل ، و مهربان بر خلق .

سوره 35 آيه 33

33 -
جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها .
آيه . پس از ذكر هفت كرامت و ترتيب اصناف آنان ، ذكر بهشت كرده و آگاهانيده كه دخول به بهشت نه بواسطهء استحقاق آنها است بلكه به‌سبب فضل الهى است و در فضل تميزى و جدائى ميان متفضّلان نيست .

سوره 35 آيه 34

34 -
وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ .
آيه . اى جوان‌مرد ، قدر ترياق ، مارگزيده داند ، و قدر آتش سوزان پروانه داند ! و قدر پيراهن يوسف ، يعقوب غمگين داند . كسى كه مغرور سلامتى خويش است كجا قدر ترياق داند ! درويش دل‌شكستهء غم‌خوردهء اندوه‌كشيده‌اى بايد تا قدر اين نوازش حق و فضل خداى
هامش
( 1 ) در خبر است كه پيغمبر فرمود از اين سه گروه ، سابق خيرات پيشوا است ، مقتصد رسته است و ظالم به نفس بخشوده است ! و از حضرت امام حسن روايت شده كه فرمود : سابق كسى است كه نيكيها بر بديهايش بيشى دارد و مقتصد كسى است كه حسنات و سيئاتش برابر است و ظالم به نفس كسى است كه بديهايش بر نيكيهايش بيشى دارد ! - امام جعفر صادق فرمود : سابق مقرب است و ناجى ، مقتصد معاتب است و ناجى و ظالم معذب است و ناجى ! ( 2 ) اشاره به آيهءالتَّائِبُونَ الْعابِدُونَاست .