( وقت را گذراندند ) بر گردنكشى و بدسازى و دستانگرى ! و نرسد مكر بد جز به سازندهء مكر ! پس آيا به آنچه پيشينيان از سرانجام بد ؟ ديدند نمىنگرند و تو اى پيغمبر ، هرگز سنّت خداى را تبديل نيابى ، و هرگز سنّت خداى را دگرگون نبينى !
44 -
أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ كانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعْجِزَهُ مِنْ شَيْءٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ إِنَّهُ كانَ عَلِيماً قَدِيراً .
آيا در زمين سير و گردش نكردند ؟ تا سرانجام كسان پيش از خودشان بنگرند ؟ آنها كه از حيث نيرو بر آنان سختتر و نيرومندتر بودند ؟ ( آيا نمىدانند ) كه خدا كسى نيست كه چيزى او را عاجز و ناتوان كند يا كسى از او در آسمانها و زمين بيش شود ! كه آن خدا دانا و توانا است .
45 -
وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِما كَسَبُوا ما تَرَكَ عَلى ظَهْرِها مِنْ دَابَّةٍ وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِعِبادِهِ بَصِيراً .
اگر خداوند مردمان را به آنچه كردهاند مىگرفت ( در دنيا ) و بازخواست مىكرد ، در روى زمين جنبندهاى نمىماند ! ليكن خدا آنان را بازپس مىدارد تا روز موعود و هنگام نامزد شده ، كه چون هنگام اجل ايشان دررسد ، البته خداوند به كردار بندگان خويش بينا و آگاه است .
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 35 آيه 32
32 -
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ .
آيه . خداوند عالم ، امّت محمّد را در اين آيت به هفت تشريف كرامت فرمود و از فرزندان آدم هيچكس اينهمه كرامت نيافت مگر امّت محمّد !
از آن هفت تشريف سهتاى آن در ابتداى آيه است كه
أَوْرَثْنَا
و
اصْطَفَيْنا
و
عِبادِنا
باشد ! يعنى كه محمد را وارثان و برگزيدگان و بندگان خواند ! چون وارثان خواند ، به حقيقت ميراث وانستاند ، چون برگزيدگان خواند ، در علم وى غلط نيست ردّ نكند ، چون بندگان خواند ، با عيب نيفكند ! ميراث خداوند : نور هدايت ، دولت دين ، عزّت علم ، آئين معرفت ، بهاء ايمان ، بركت سنّت ، ميوهء حكمت است ، ما اينهمه كرا داديم ؟ به برگزيدگان داديم . چون برمىگزيديم عيب مىديديم ، پس بنده را به بىنيازى خويش برگزيديم .
اى محمّد ، ما آن روز كه امّت تو را برگزيديم ، فرشتگان درازعمر پرطاقت را مىديديم ! آن روز كه زنبور ضعيف را عسل نهاديم ، بازهاى نيرومند مىديديم ، آن روز كه كرم نحيف را ابريشم داديم ، مارهاى باهيبت مىديديم ، آن روز كه آهوى وحشى را مشك داديم ، شيران شرزه را مىديديم ، آن روز كه گاو دريائى را عنبر داديم ، پيلان باعظمت را مىديديم ، آن روز كه در صدف مرواريد نهاديم ، نهنگان باسطوت را مىديديم ، آن روز كه آواز خوش به عندليب داديم ، طاووسان زيبا را مىديديم ، آن روز كه امّت محمّد را مدح و ثنا گفتيم و رقم برگزيدگى داديم ، فرشتگان مقرّب و پرطاعت را بر درگاه خدمت مىديديم ! در حقيقت خداوند چنين فرمايد :
زان پيش كه خواستى منت خواستهام ! * عالم ز براى تو بياراستهام !
در شهر مرا هزار عاشق بيش است ! * تو شاد بزى كه من تو را خواستهام !