آدم را كه هنوز در كتم عدمند استغفار كنيد و بر گناه اهل غفلت از ذريّت آدم گريه كنيد تا بسبب گريستن شما آنان را بيامرزم و قلم عفو بر جرائم ايشان كشم !
. . . يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ .
آيه . گفتهء اهل تحقيق آنست كه مراد از اين آيت ، علوّ همت است و همت عالى كسى را دهد كه خود خواهد . و اصحاب همت سه گروهند : يكى كه همّت آنها دنيا است و غايت اميد و آرزوى آنها همين جهان است ! كه هركس همّ و هدف خود را دنيا قرار داد از خداوند دور است و پيوسته داراى همّتى است تمامنشدنى ! و شغلى بىشادمانى و فقرى بىتوانگرى و آرزوى نارسيدنى !
لطيفه : شب معراج پيغمبر كسى را ديد بهصورت عروس زيبا آراسته ، از جبرئيل پرسيد اين كيست ؟
عرض كرد اين دنيا است ! كه خود را در ديدهء دونهمّتان مىآرايد و امّت تو از هفتاد هزار كس يكى باشد كه جان خود را از عشق جمال او در طلب خدا خرد !
گروه دوّم آنان كه همّتشان تا رسيدن به باغ و بستان و نعيم الوان عقبى و حور و قصر ، و خيرات حسان است ! اين حال مزدوران است كه دربند پاداش مانده و از مكاشفات و مناجات حقّ بازماندهاند !
گروه سوّم ، كه همّت عالى دارند و در دل راز نهانى ! دل آنها اسير مهر و محبّت حق ، و جان آنها غرقهء عيان مطلق ، نه از دنيا خبر دارند نه از عقبى نشان ! به زبان حيرت همىگويند : اى يگانهء يكتا ، از ازل تا جاودان ، وحيد در نام و نشان ، ما را به زندگانى دوستان زنده بدار ، و به نور قرب حضرتت دوگانگى از ميان بردار و بر مقام توحيدمان با مقرّبان فرود آر .
سوره 35 آيه 2
2 -
ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ .
آيه . از روى فهم به زبان طريقت اين آيت اشارت است به فتوح اهل ايمان و معرفت و دانش ، و اين فتوح ، نامى است كه از غيب ناجسته و ناخواسته آيد و آن دو قسم است :
يكى از آن ، واردات روزى و عيش است بىآنكه طلب كنند و ديگرى علم لدنّى است كه با دل آشنا و ناآموخته و با علوم ظاهرى ناشنيده است !
پير طريقت گفت : آه ، از اين علم ناآموخته ، گاه در آن غرقم ! و گاه سوخته ! گويندهء از اين باب علم چون دريا است ! گاه در مدّ و گاه در جزر ، چون در مقام انبساط باشد ، جهان را صفوت و صفا پر كند ! و چون در مقام هيبت بود ، عالم را از بشريت پر كند ! و از بابهاى فتوح علم لدنّى ، خواب نيكو و دعاى نيكان و قبول دلها است !
تفسير لفظى [ آيات 12 الى 31 ]
12 -
وَ ما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ مِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيًّا ،
دو دريا باهم يكسان نيستند ، آب اين دريا خوشگوارا ، و آب آن يكى تلخ و شور و زبانگز است ، و از هر دو آنها گوشت تازه ( مرغابى و ماهى ) مىخوريد .
وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها وَ تَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَواخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ .
و از درياها مرواريد بيرون مىآوريد كه آن را مىپوشيد ( و زيور خود قرار مىدهيد ) و مىبينى كشتى در آن آب روان و برّان است تا شما از فضل پروردگار بهرهمند شويد و شايد شكر ( آزادى ) كنيد .