عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ .
خداوند شما را از خاك آفريد پس از آن از آب پشت ! پس از آن شما را جفت گردانيد مرد و زن و هيچ مادينهاى بار نگيرد و بار ننهد مگر به دانش او ( و خواست او ) ، و هيچ دراززندگانى ، زندگى دراز نكند و هيچ از عمل او كاسته نشود ، مگر آنكه در كتاب ( لوح محفوظ ) نوشته شده و اين بر خداوند آسان است « 1 » .
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 35 آيه 0
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ -
در خبر است كه هركس پارهكاغذى كه بر آن بسم الله نوشته شده باشد از زمين بردارد و احترام كند ، در آن حال از حضرت عزت بر فرشتهء رحمت امر آيد كه قلم عفو بر جريدهء جرائم او كشد !
كسى كه نام خداوند از روى تعظيم و احترام به دست گيرد چنين خلقى يابد ، پس چه گوئى ؟ اگر كسى آن نام را به دل برگيرد و به جان پذيرد ؟ نام خداوندى كه حكم او بىزلل ، فعل او بىحيل ، صنع او بىخلل ، خواست او بىعلل است ! خداوندى كه عطاى او از خطاى تو بيش ! وفاى او از جفاى تو بيش ، نعمت او از حاجت تو بيش ، رحمت او از معصيت تو بيش ! اى خدائى كه در ذات بىمثالى و در صفات بىهمالى و در حكم بىاحتمالى و در صنع بىاختلالى ، صانع باجلالى و قادر بر كمالى ، خالق لم يزل و لايزالى .
سوره 35 آيه 1
1 -
الْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ .
آيه . خداوند فرمود : حمدى كه مرا شايد آن حمد است كه از ما آيد ، نه آنكه از تو آيد ، از آب و خاك چه آيد ؟ كه جلال عزت و جمال صمديّت ما را شايد ؟ رسم فانى به حق باقى كى رسد ؟ اى آدمى ، حمد تو به تقاضاى عفو و مغفرت معلول است ، و معلول كى شايستهء جلال عزّت است كه از هر علّتى منزه و پاك است ؟ بندهء من ، من بسزاوارى خود حمد آوردم ، تو نيز به سزاوارى خود بر حدّ امكان حمد من بيار تا آن مجاز تو را به كرم خود تابع حقيقت گردانم ! و حكمش را حكم حقيقت نهم « 2 » .
لطيفه : اى دوست من ، اگر تو آمين گوئى و اين گفت تو با آمين گفتن موافق افتد گناهانت بيامرزم ، پس چون حمد من گوئى و حمد تو با حمد من موافق آيد ، خلعتى به تو ارزانى كنم كه در هيچ خاطرى نگنجد !
. . . جاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ .
آيه . هرچند كه فرشتگان ، مقرّبان درگاه عزّتند و طاووسان حضرت الهيّت كه در حجب هيبت بداشته و كمر انقياد بر ميان بسته و سر بر خط فرمان نهادهاند ! با اين مرتبت و منزلت ، خاكيان صالح و باايمان فرزندان آدم بر آنان شرف دارند !
خداوند عالم در آغاز آفرينش آدم ، به فرشتگان فرمود : مىخواهم در زمين خليفهاى برقرار كنم ، گفتند :
مىخواهى مفسد و خونريز را خليفه كنى ! فرمود آنچه من مىدانم شما نمىدانيد ! ايشان پشيمان شدند و به تضرّع و التماس افتادند و رضاى حق را خواستند ، خطاب رسيد كه رضاى من در اين است كه شما مقرّبان درگاه ، جنايات فرزند
هامش
( 1 ) در خبر است كه عمر فرزندان آدم در بالاى كتاب ( لوح محفوظ ) نوشته شده و سن آنان معين گرديده و در پائين آن هر روز كه از عمر كم مىشود قيد مىگردد . تا برابر شود بنابراين عمر آنان نه كم مىشود و نه زياد !
( 2 ) حمد بمعنى شكر است و شكر اعمّ است يعنى هر حمدى شكر است ولى هر شكرى حمد نيست و شكر سه مرتبه دارد : شكر دل كه خداى را ولىنعمت شناسد ، شكر زبان ، كه نعمت را اظهار و بر صاحب نعمت ثنا فرستد . و شكر عمل كه آداب طاعت را بجاى آرد .