53 -
وَ قَدْ كَفَرُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ وَ يَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ .
و ايشان پيش از روز مرگ به خدا كافر شده بودند و پندار خويش را در آنچه به ايشان مىگفتند دور مىانداختند ( و با گمان مىگفتند كه نه بعثى نه دوزخى نه بهشتى است ! )
54 -
وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ كَما فُعِلَ بِأَشْياعِهِمْ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كانُوا فِي شَكٍّ مُرِيبٍ .
و ميان آنها با آنچه آرزو مىكردند ( توبه مىخواستند ) حايل شدند و جدا كردند ، همچنانكه با همدينان ايشان از پيش كردند كه آنان در شك ( گمان ) بودند ( چون همهء آنها در شك و ترديد آشكار بودند به اين جهت توبه از آنها پذيرفته نمىشد ! )
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 34 آيه 46
46 -
قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ .
آيه . قيام براى خدا ، نقطهء پركار طريقت است و مدار اسرار حقيقت ! هركه از تدبير خود برخاست و كار خود با حقّ واگذاشت ميوهء زندگانى خوشى برداشت ، مانند ياران غار :
اصحاب كهف : اصحاب كهف چون از خود برخاستند و تدبير خويش بگذاشتند و روى به درگاه خدا آوردند در ظلّ حمايت او قرار گرفتند و در كنف ولايت او جاى داشتند ! آفتاب و خورشيد تابنده را زهره نبود كه گرد غار غيرت ايشان گردد زيرا نور آفتاب براى روشنائى خلق است ولى نور اسرار آنان براى معرفت حق است « 1 » نور آفتاب نور صورت است و نور دل ايشان نور سيرت ! لاجرم شعاع آفتاب صورت چون به ايشان رسيدى از برق نور سرّ ايشان ، دامن درچيدى ! پنداشتى كه ايشان بيدارند درحالىكه در خوابند . چون به ظاهر اهل طريقت نگرى ايشان را در ميدان عمل مشغول بينى و چون به سرائر آنان نگرى ايشان را فارغ در بوستان لطف ذو الجلال بينى ! به ظاهر در عمل ، و به باطن در نظارهء لطف الهى !
سوره 34 آيه 49
49 -
قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما يُعِيدُ .
آيه . آن روز كه رسول خدا قدم در كعبه نهاد در آنجا بتان زياد نهاده بودند ، حضرت چوبى در دست داشت و بر سينهء بتها مىزد و مىگفت :
جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ .
نوشتهاند در آن هنگام يكى از صحابه كه در آنجا حاضر بود گفت اى بتان ، اين محمد پيغمبر خدا است گواهى دهيد ! بتان همگى به سجده افتادند !
اى جوانمرد ، كدام روز خواهد بود كه رسول تحقيق به موجب اشارهء توفيق ، به كعبهء سينهء تو درآيند و بتان هوا و هوس و حرص را به هم زنند و اين ندا دردهند كه :
جاءَ الْحَقُّ .
لطيفهاى شيرين : غلامى با خواجه مىرفت ، غلام در مسجد شد و نماز كرد و در لذت مناجات دراز بماند ، خواجه گفت : اى غلام بيرون آى ، غلام گفت : نمىگذارند ! گفت : كه تو را بيرون نمىگذارد ؟ گفت : آنكس كه تو را راه به درون نمىگذارد !
سوره 34 آيه 54
54 -
وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ .
آيه . خداوند خبر مىدهد از آن بيچاره كه در سكرات
هامش
( 1 ) داستان اصحاب كهف در سورهء كهف به تفصيل ذكر شده .