تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦

تفسير ادبى و عرفانى

سوره 34 آيه 24

24 -
قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ .
آيه . روزى آدمى دو نوع است ، روزى پيدا و روزى ناپيدا ، روزى پيدا خوراكيها و غذاها براى تن آدمى در زندگانى فانى ، كه پيداست ، و روزى ناپيدا ، دانشها و كشفها كه براى دلهاى ناپيدا است در زندگانى باقى ! و در غذاها شرط است كه از راه روا ( حلال ) باشد نه از راه ناروا ( حرام ) ! چنان كه خداوند فرمود : از روزيهاى پاك و گوارا كه بشما داديم بخوريد و كار نيكو كنيد « 1 » پيغمبر فرمود : خواستن روزى حلال بعد از ايمان به خدا و نماز ، واجب‌ترين فريضه است ، نيز فرمود : هركس چهل روز روزى حلال خورد ، خداوند در دل او نورى پديد مىآورد و آن را سرچشمهء حكمت مىكند . گفته‌اند : از پاكى طعام و حلالى قوت ، صفاى دل خيزد ، و از صفاى دل نور معرفت افزايد و با نور معرفت مكاشفات درپيوندد ! مكاشفت ، ديدار دل است با حق ! كه دل در ذكر مستهلك و سرّ در نظر مستغرق ، و جان در حق فانى است ! اينجاست كه بامداد يگانگى از افق تجلّى آفتاب عيان تابد و از خورشيد وجود ، وجد در واجد شود و واجد در موجود فانى گردد ! تا از دل جز نشانى ، و از سر جز بيانى و از جان جز عيانى نماند !
كسى كور اعيان بايد ، خبر پيشش و بال آيد * چو سازد با عيان خلوت ، كجا دل در خبر بندد ؟

سوره 34 آيه 28

28 -
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ .
آيه . اى محمّد تو را كه فرستاديم به عامهء مردم فرستاديم و جنّ و انس را تابع تو كرديم ، عقدها به عقد تو فسخ كرديم و بهم زديم ، و شرعها به شرع تو نسخ كرديم و برانداختيم . از سوى خداوند فرمان آمد كه اى جبرئيل از عالم علوى به عالم سفلى شو ، و بانگ بر اهل خاور و باختر زن و بگو : اى مردم ، همگى به اطاعت محمد درآئيد و سر بر خطّ شرع وى نهيد كه طاعت او طاعت ما است . موسى كليم در مناجات از خداوند شنيد كه گفت : اى موسى ، اگر مىخواهى من از زبانت به تو نزديكتر و از جانت به تنت نزديكتر باشم ، پيوسته بر محمد درود بفرست !

سوره 34 آيه 31

31 -
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ نُؤْمِنَ بِهذَا الْقُرْآنِ .
آيه . صدّيقان جهان چاكران محمّد بودند ولى منكران او را دروغ‌گو مىدانستند ، عقلهاى عاقلان از ادراك عزّ جلال محمّد عاجز بود ولى دورويان ( منافقان ) او را ديوانه مىخواندند ! آرى ، ديده‌هاى آنان به حكم ازل ، توتياى صدق نيافته و به چشمهاشان سرمهء اقبال حق نرسيده ، از اين است كه او را جادوگر خواندند ! و گفته‌هاى او را افترا گفتند !

سوره 34 آيه 38

38 -
وَ الَّذِينَ يَسْعَوْنَ فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ .
آيه . كسانى كه پنداشتند كه ما را عاجز توانند ، چشمشان فريب ملك شيطان ديده ، چگونه ما را بينند و شناسند ؟ و دلى كه به اغواى شيطان آلوده شده ، از كجا جلال عزت قرآن شناسد ؟ دلى بايد به ضمان امان و حرم كرم حق پناه يافته تا به راه رسالت و نبوّت ما رود ! گوشى بايد به زلال اقبال ازل شسته تا جلال عزّت قرآن را به خود راه دهد ، ديده‌اى بايد از چركى كفر پاك و از خواب شهوتها بيدار تا معجزات و آيات ما را بيند و دريابد ! اى جوان‌مرد ، كسى كه جمالى ندارد تا با سلطان نديمى كند ، چرا با گلخنيان حريفى نكند ؟ و اين است زبان حالش :
هامش
( 1 ) - اشاره به دو آيه :كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ *وكُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً .