ابو الحسن خرقانى گفت : بيست سال است تا كفن ما از آسمان بياوردهاند و عجب آنست كه خداوند ، با خلقم به صورت زندگان مىدارد ! و در حضرت خود كفن در ما پوشيده ! و به زبان حال گويد :
منديش از آن حديث و درپوش كفن * مردانه دو دست خويش آنگاه بزن
در شهر بگو كه يا تو باشى يا من ! * شوريده شود كار ولايت به دو تن !
اى جوانمرد ، يك قطرهء منى كه از باطن مرد به ظاهر آيد ، جنابت ظاهر ثابت مىكند ، لكن به آب پاك آن جنابت برخيزد ! سخت آنست كه اگر يك ذرّه منى خودبينى در باطن تو ساكن شود ، جنابتى به تو رسد كه به همهء آب درياهاى عالم زائل نشود !
دور باش از صحبت خودپرور عادتپرست * بوسه بر خاك كف پاى ز خود بيزار زن
بر اين درگاه ، خودبينى را روى نيست ، و خودنگارى را قدر نه ! جز عجز و نياز و فقر و فاقه و نماز بردن ، هيچ روى نيست ! فرزندان يعقوب فقر و فاقه را نزد يوسف بردند و پذيرفته شدند ، تو نيز چنين كن و به زبان حال بگو :
پرآب دو ديده و پرآتش جگرم * پرباد دو دستم و پر از خاك سرم
پير طريقت گفت : الهى ، به قدر تو نادانم ، و سزاى تو را ناتوانم ، در بيچارگى خود سرگردانم ، و روز به روز بر زيانم ، چون منى چون بود چنانم ، و از نگرستن در تاريكى به فغانم ، كه بر هيچچيز هست ما ندانند ! ندانم ، چشم بر روزى دارم كه تو بمانى و من نمانم ، چون من كيست كه آن روز ببينم ؟ ور ببينم فدائى آنم .
سوره 34 آيه 15
15 -
لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ .
آيه . دو باغ از چپ و راست ، زندگانى راحت و در رفاه ، و عيش خوشى و سلامت داشتند ، به آنان گفتند بر نعمت شكر گزاريد و در عافيت شكيبا باشيد ! چون نفاق كردند و كفران نعمت نمودند ، حالشان دگرگونه شد و عيششان منغّص و ناخوش گرديد !
آسان كارى است بر بلا و شدت صبر كردن ، مرد مردانه آنست كه بر نعمت و عافيت صبر كند و حق آن بشناسد ، و شكر آن بگزارد ، از هواى باطل بپرهيزد ، و داشت آن از حق بيند ، نه از خود و نه از روزگار عافيت و نعمت ! در طاعت خدا به سر برد ، از طاغيان و ياغيان و بطرگرفتگان در نعمت برحذر باشد كه خداوند فرمود :
هركس طغيان كند و دنيا را بر آخرت اختيار كند ، دوزخ جايگاه اوست !
يكى از صحابهء رسول گويد : ما به فتنهء بلا گرفتار شديم و شكيبائى كرديم ، ليكن به فتنهء خوشى و عافيت دوچار شديم و شكيبائى نكرديم !
تفسير لفظى [ آيات 24 الى 45 ]
24 -
قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ وَ إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلى هُدىً أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ .
بگو ( به كافران قريش اى پيغمبر ) كيست كه شما را از آسمانها ( باران ) و از زمين ( گياه ) روزى مىدهد ؟ بگو او خداى يگانه است ( و به آنها بگو ) ما با شما در راه راست يا در گمراهى آشكار هستيم !
25 -
قُلْ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنا وَ لا نُسْئَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ .
بگو به آنها شما را نخواهند پرسيد از آنچه كه ما مىكنيم و همچنين از ما نمىپرسند از آنچه شما مىكنيد .
26 -
قُلْ يَجْمَعُ بَيْنَنا رَبُّنا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ هُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ .
بگو پروردگار