آنگاه بهعنوان امانت بر عالم صورت عرضه داشت ، آسمانها و زمين و كوهها همه سروازدند ! آدم مردانه پيش آمد و دست پيش كرد ! گفتند : اى آدم بر تو عرضه نكردند ، چرا درمىگيرى ؟ گفت : زيرا سوخته منم و سوخته را خود درگرفتن روى نيست ! آن روز كه آتش به وديعت در سنگ نهادند ، عهد از او گرفتند كه تا سوختهاى نهبيند سر فرونيارد ! تو پندارى كه آن آتش به قوّت بازوى تو به صحرا مىآيد ؟ نى نى ، اين گمان مبر ، كه او به شفاعت سوختهاى به در مىآيد !
اى جوانمرد سعى كن كه عهد اوّل را بر مهر اوّل نگاه دارى تا فرشتگان بر تو ثنا كنند ، چون عادت خلق آنست كه چون امانتى عزيز به نزد كسى گذارند مهر بر آن نهند و آن روز كه واپس خواهند ، نخست مهر را معاينه كنند ، اگر مهر بر جاى بود او را ثناها گويند !
اى جوانمرد ، از روز ( الست ) « 1 » امانتى نزد تو گذاردند و مهر ( بلى ) بر او نهادند ، چون عمر به آخر رسد و تو را به سراى خاك برند فرشتهاى درآيد و گويد : خداى تو كيست ؟ در حقيقت مطالعه و معاينه مىكند كه ببيند مهر بر جاى خود هست يا نه ؟ و گويد اى مسكين از فرق تا قدم تو ، مهر برنهادهاند ، و بدان كه مهر از مهر باشد ، زيرا مهر آنجا نهند كه مهر در آنجا دارند ، اى دل سوخته كه بر تو مهر مهر است ! تو مرا و من تو را ؟
اينبار امانت ، نه كوه طاقت آن داشت نه زمين نه عرش نه كرسى ، نبينى كه خداوند در مورد بىطاقتى كوه فرمود : اگر اين قرآن بر كوه نازل شدى او را از ترس خاشع مىديدى « 2 » فرشته را بينى كه جمله جهان را زير بال خود آرد ، ليكن طاقت حمل اين معنى را ندارد ! و آن بيچاره آدمىزادى را بينى كه پوستى بر استخوانى كشيده بىباكانه شربت بلاء در جام ولاء كشيده ! و در او هيچ تغييرى ناآمده ، چرا چنين است ؟ چون آدمىزاده صاحب دل است و دل بارى را برمىدارد كه تن از برداشتن آن ناتوان است !
آدم صفى ، چون بديع فطرت و نسيج ارادت بود ، چون ديد آسمان و زمين بار امانت برنداشتند مردانه درآمد و بار امانت برداشت ! و گفت آنها به بزرگى و ستبرى بار نگريستند و از آن سروازدند ! و ما به كريمى نهندهء امانت نگريستيم و بار امانت كريمان به همت كشند نه به زور و قوّت ! لاجرم چون آدم بار برداشت ، خطاب آمد كه ما انسان را در خشكى و در دريا حمل كرديم و جزاى نيكى جز نيكى نيست . و اين امر را در ظاهر مثالى هست : درختى كه ريشهء آن سفتتر و استوارتر است بارش خردتر و سبكتر چون درخت گردو ! درختى كه سستتر ، بار او شگرفتر و بزرگتر است و طاقت كشيدن آن را ندارد ، مانند درخت كدو ! آدم را گفتند بار گران از گردن خويش بر فرق زمين نه تا عالميان بدانند كه هرجا ضعيفى است ، پرورشدهنده و نگاهدارندهء او لطف حضرت حقّ است كه فرمود :
وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ .
سورهء - 34 - سبا - ( مكى ) 54 آيه
تفسير لفظى [ آيات 1 الى 11 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ -
بنام خداوند بخشايندهء مهربان .
هامش
( 1 ) اشاره به آيهء :أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى -آيا من خداى شما نيستم ؟ گفتند : آرى ! بلى .
( 2 ) اشاره به آيه :لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ .