تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم « 1 » . آرى ، دنيا اين كسان را از ياد خدا باز ندارد و پيوسته زبان ايشان ذكر باشد و دل در مهر ، هركس قدم در كوى توحيد نهاد ، در لوح محفوظ قلم بر سعادت او برفت و يك ساعت او را از ذكر خويش غافل نگذارد . پير طريقت گفت : اى يادگار جانها ، و يادداشتهء دلها ، به فضل خود ما را ياد كن ، و به ياد لطفى ما را شاد كن ، الهى ، تو به ياد خودى و من به ياد تو ، تو برخواست خودى و من بر نهاد تو ! بيچاره و مهجور كسى كه از ذكر خدا غافل باشد و از جمال نام او محروم ! اگر همه پيغمبران بخواهند غافلى را از كلمه‌اى از ذكر حق بينا سازند نتوانند ! زيرا كليد گنج ذكر به دست توفيق است و هر ذكرى كه از سر غفلت رود و دل از آن بىخبر باشد همچنان است كه : لطيفه : شب گردى از پشت‌بام فرياد مىزد اى دزد من تو را مىبينم ، هاى دزد ! و دزد مشغول بردن كالا بود و به گفتهء او اعتنا نداشت و مىدانست كه او دزد را نمىبيند و به عادت غفلت ( و تنبلى ) چنان مىگويد . اى جوان‌مرد : نكته‌اى بشنو كه هزار جان ارزش دارد ، آدم و حوا در بهشت بودند فرمان آمد كه از من مشغول نگرديد و از ذكر من غافل مباشيد كه شيطان دزد است و در كمين نشسته تا راه بر شما زند ، پس از آن ، لحظه‌اى از ذكر ايستادند ! و دزد آمد و بر ايشان زد ، از درگاه جبروت عتاب آمد كه چرا عهد ما را فراموش كرديد ؟ آدم گفت : بار خدايا ، امانم ده ، زنهارم ده تا جوابى بدهم ، خطاب آمد امان دادم ، چه خواهى گفت ؟ آدم گفت : خداوندا ، ياد تو در دل بايد نگاه داشت و تو دل از ما بردى و ذكر از دل بيرون شد و خانه خالى بماند ، دزد درآمد دستش گشاده شد ! خداوندا ، اكنون كه كار افتاد ، كريم توئى ، به كرم خود اين بيچاره را ميزبانى كن !

تفسير لفظى [ آيات 40 الى 52 ]

40 -
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً .
محمد پدر هيچ‌يك از مردان شما نيست ولى فرستادهء خداوند و خاتم ( مهر ) پيغمبران است و خداوند بهر چيزى دانا است . « 2 » 41 -
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً .
اى كسانى كه ايمان آوردند ، خدا را زياد ياد كنيد . 42 -
وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا .
و بامداد و شبانگاه او را به پاكى بستائيد ( نماز گزاريد ) . 43 -
هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَ مَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً .
اوست كه درود ( رحمت ) بر شما مىدهد و فرشتگان اويند ( كه درود ( استغفار ) مىگويند تا شما را ( به درود و بخشايش خود ) از تاريكيهاى ( نادانى و كفر ) به روشنائى ( دانش و ايمان ) برساند ، و خداوند هميشه بر مؤمنان مهربان است . 44 -
تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلامٌ وَ أَعَدَّ لَهُمْ أَجْراً كَرِيماً .
نواخت و تحيت مؤمنان روزى كه فرشتهء مرگ را بينند سلام است و خداوند براى آنان مزد بىرنجى آماده كرده است .
هامش
( 1 ) اين دو مورد اشاره است به آيهء :اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً *فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ .( 2 ) بعضى قاريان خاتم را به فتح ( ت ) مىخوانند بمعنى ( مهر ) يعنى پيغمبرى به محمد مهر شد ، برخى به كسر ( ت ) خوانند يعنى محمد ختم‌كنندهء پيغمبران و آخر آنها است و هر دو درست است .