تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
12 -
وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً .
آنگاه كه منافقان ( دورويان ) و كسانى كه در دلهاشان بيمارى بود مىگفتند : خدا و رسول او به ما جز وعدهء مكر و فريب چيزى ندادند ! 13 -
وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَ يَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً .
هنگامى كه گروهى از آنان گفتند اى اهل يثرب « 1 » اينجا نه جاى شما است بازگرديد ، و گروهى از آنها ( منافقان ) از حضرت دستورى مىخواستند ( اذن ) و مىگفتند خانه‌هاى ما خالى است ( و ما از دزد مىترسيم ) درحالىكه خانه‌هاى آنها خالى و نااستوار نيست و ايشان جز گريختن نمىخواستند ! 14 -
وَ لَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ أَقْطارِها ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْها وَ ما تَلَبَّثُوا بِها إِلَّا يَسِيراً .
اگر گرداگرد خانه‌هاى آنها ايشان را فروگيرند ، آنگاه از ايشان بخواهند كه از اسلام بازگردند ، خواهند پذيرفت و درنگ نخواهند كرد مگر اندكى ! ( كه يا مرتدّ شوند يا بگريزند ) . 15 -
وَ لَقَدْ كانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لا يُوَلُّونَ الْأَدْبارَ وَ كانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْؤُلًا .
درحالىكه ايشان با خداى خويش از پيش پيمان كرده بودند كه از پيمان برنگردند ! و پيمان خداى كوشيدنى است . 16 -
قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَ إِذاً لا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا
بگو به آنها ( اى پيغمبر ) هرگز فرار به سود شما نخواهد بود ، اگر از مرگ يا از كشتن گريزيد زنده نخواهيد ماند و نخواهند گذارد شما را مگر اندكى ! 17 -
قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرادَ بِكُمْ سُوءاً أَوْ أَرادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَ لا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً .
بگو ( به دورويان ) كى شما را نگاه مىدارد اگر خداوند به شما بدى خواهد ؟ يا به شما بخشايش خواهد ؟ ( كى شما را بازدارد ) درحالىكه جز خداوند يارى و كارسازى نيست . 18 -
قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ وَ الْقائِلِينَ لِإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنا وَ لا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا .
خداوند ، كار دربندان شما را مىشناسد و همچنين آنان كه به برادران خويش مىگويند كه ( فرار كنيد ) و بسوى ما آئيد ( و محمّد را تنها گذاريد ) و جز اندكى به جنگ نيايند ! 19 -
أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ أُولئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً .
خويشتن و توان خود را از شما دريغ مىدارند ، ( و به وقت غنيمت بشما زور مىآورند ) و چون جنگ پيش آيد چشمهاشان در حلقه مىگردد و تو را مىنگرند مانند كسى كه در بىهوشى جان مىكند ! و همين‌كه ترس از آنها دور و جنگ تمام شد زبانهاى تيز و تند در شما گذارند ، و سخت خشك و آزمند و بخيل به مال اين جهانى و به نيكوكارى ! و دلهاى آنان ايمان نياورده ! و خداوند كارهاى آنها را تباه كرده و اين كار بر خداى آسان است .
هامش
( 1 ) شهر مدينه پيش از هجرت رسول بنام يثرب بود كه نامى است عبرى و يهوديان كه از مصر بدانجا هجرت كردند و بازرگانى مىكردند آنجا را شهرى بنا كردند و رسول اكرم آن را به مدينه بدل فرمود .