حيلت كنيد و اختيار و مراد خود را در باقى كنيد تا آنچه قضا است خود مىرود و مىرسد « 1 » .
يكى از پيران طريقت گويد : اى جوانمرد ، حقيقت توكّل آنست كه مرد از راه اختيار برخيزد ، و ديدهء تصرّف را ميل در كشد ، و خيمهء رضا و تسليم بر سر كوى قضا و قدر زند و ديدهء مطابقت بر مجارى احكام نهد ، تا از پردهء عزّت چه آشكار شود و چه پيش آيد ؟ و چون مرد بدين مقام رسد ، كليد گنج مملكت در كنار وى نهند و دل توانگر گردد ، و فردا كه روز بازار و هنگام بار باشد ، از جوانمردان كه بر مقام توكّل بر استقامت بودند نيز سؤال كنند « 2 » ليكن نه سؤال تعنيف و عتاب بلكه سؤال تشريف و خطاب !
سوره 33 آيه 8
8 -
لِيَسْئَلَ الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ .
آيه . از مصطفى پرسيدند ، كمال در چيست ؟ فرمود : در گفتار به حق و كردار به صدق . صدق را دو وجه است : يكى ظاهر و ديگرى باطن ، صدق ظاهر در سه چيز است : در دين صلابت و استقامت ، در خدمت سنّت و اطاعت ، و در معاملت نصفت و حسبت . و صدق باطن نيز در سه چيز است : آنچه گوئى كنى ، و آنچه نمائى دارى ، و آنجا كه آوازدهى باشى !
پير طريقت گويد : هر رونده كه راه رود به هر منزل كه رسد بر وى فرض است كه صدق از خود طلب كند ، و حقيقت آن از خويشتن بازجويد ، و به ظاهر آن قناعت نكند ، تا آن مقام او را درست شود ! آنچنانكه زاهد در زهد ، محبّ در محبّت ، مشتاق در شوق ، و متوكّل در توكّل ، و خائف در خوف ، و راجى در رجا ، و راضى در رضا ، بايد صادق باشد و صدق باطن داشته باشد !
لطيفه : هيچ مؤمنى از اين احوال و مراتب صدق خالى نباشد ، اگرچه اندكى بود ، ليكن ضعيف بود ، و چون قوّتى در وى پديد آيد به تأييد الهى در پيوندد و از توفيق ربّانى او را در آن مقام صادق باشد .
تفسير لفظى [ آيات 9 الى 22 ]
9 -
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيراً .
اى كسانى كه ايمان آوردند ، نعمتهاى خدا را به ياد داريد آنگاه كه سپاهها به شما آمد و ما فروگشاديم بر ايشان بادى و سپاهى كه شما نمىديديد و خداوند به آنچه مىكردند و مىكرديد بينا است .
10 -
إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا .
آنگاه كه بشما آمدند از بالاى شما و از پائين جاى شما ، آنگاه كه چشمها در خانههاى چشم از ترس بگشت ! و دلها به گلوها رسيد ! و به خدا گمانهايى برديد آنچه مىبرديد !
11 -
هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً .
آنجا بود كه مؤمنان را مىآزمودند و ايشان را بجنبانيدند جنبانيدن سختى !
هامش
( 1 ) ظاهرا منظور شيخ بسطام آنست كه ترك حيلت خود بهترين حيلت است ليكن شما بجاى حيلت ، اختيار و مراد خود را در غير حيلت كنيد يعنى شما با توكل و كوشش در كار و سعى و عمل آريد كه آنچه قضا است خود جارى مىشود .
( 2 ) اشاره به آيهء :فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ .