لطيفه : پس اى جوانمرد ، در ميانهء شب سحرگاهى باز نشين ، وضوئى ( دست نماز ) برآر ، روى فرا قبله كن ، و دو ركعت نماز به راز و نياز بگزار ، تا هرچه اويس را نوش آمد ، چكهاى از آن به جان تو فرستند ! و جهد كن كه به خواب نروى مگر آنكه خواب تو را بربايد كه اگر در آن حال به خواب روى ، خداوند به مكان تو با فرشتگان مباهات كند كه اين گدا را مىبينيد ، به تن در خدمت و به دل در حضرت است !
چه وقت خفتن است اى دوست برخيز * تو را زين پس كه خواهد داشت معذور ؟
به وقت صبح خوش خفتن نه شرط است * مرا بگذاشتن سرمست و مخمور
. . . يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً .
آيه . همه ما را دانند ، همه ما را خوانند ، گهى از بيم فراق بسوزند و گهى به اميد وصال بيفروزند ! برخى از ترس دوزخ و برخى به طمع بهشت !
پير طريقت گفت : خواب بر دوستان در دو جهان حرام است ! در عقبى از شادى وصال ! و در دنيا از غم فراق ! در بهشت با شادى مشاهدت خواب نه ! و در دنيا با غم حجاب خواب نيست .
داود را وحى آمد كه اى داود ، آن كس كه چون شب فرارسد به خواب رود ، در ادّعاى دوستى با من راستگو نيست ! چون هر دوستى خلوت با دوست را دارد !
بىخوابى و بيدارى در شب ( براى عبادت ) نشان قرب حق است و دليل كمال محبّت ، زيرا اول درجه در دوستى طلب موافقت و هم گامى است و چون حق را خواب نيست هرچند آدمى را از خواب و مرگ چاره نيست ، ليكن به آن اندازه كه به تكلّف از خود دفع كند ، بواسطهء بىخوابى صفت موافقت با حق را كسب كند !
مصطفى چون به محلّ قرب رسيد خواب از خود دفع كرد و فرمود : چشم من كه با مردم است مىخوابد ، ليكن دل من كه با خدا است بيدار است .
لطيفه : در خبر است كه بهشتيان را خواب روا نيست زيرا كه در جوار حق و محل قربند و گفتهاند خواب استراحت از رنج و خستگى است و در بهشت رنج و خستگى نباشد .
نيز در خبر است كه چون روز رستاخيز همه مردم جمع شوند ، منادى ندا كند كه هركس به نيكوكارى و بزرگوارى سزاوارتر است برخيزد ، آنگاه ندا آيد كسانى كه شب از بستر گرم برخاسته و نماز كردهاند برخيزند ، اندكى برخيزند و آنان از ديگر خلق جدا شوند ! باز ندا آيد كسانى كه مال و جاه دنيا آنان را از ذكر خدا باز نداشته برخيزند ، قليلى برخيزند و آنان را از مردم جدا كنند ، بار سوّم ندا آيد ، آنان كه در سختى و در رفاه ، در غم و در شادى خدا را سپاس گزارند برخيزند ، معدودى برخيزند و از ديگران جدا شوند و همه را پاداش دهند .
پير طريقت گفت : اى مسكين به وقت سحر غافل مباش كه آن ساعت وقت نياز دوستان و هنگام راز مشتاقان و گاه ناز عاشقان است ، و خداوند بر بساط قرب و در خلوت انس شراب مشاهدت بىزحمت اغيار به دوستان خود مىرساند و آن ساعت نسيم سحرى از عرش مجيد مىآيد و بر دل عارفان حضرت مىگذرد و به رمزى باريك و رازى شگفت مىگويد : اى درويش برخيز و زارى و نياز خويش عرضه كن ، كه دست كرم فروگشاده و آن ساعت به گوش دل بنده فروگويد كه : اى بندهء من مترس ، كه تو ايمن هستى !