تفسير ادبى و عرفانى
سوره 32 آيه 0
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
به نام خداوندى كه داناى هر ضمير و سرمايهء هر فقير ، و دلگشاى هر غمگين و بندگشاى هر اسير است ، گناهكاران را عذرپذير ، و افتادگان را دستگير ، در صنع بىنظير ، و در حكم بىمشير ، در خداوندى بىشبيه ، و در پادشاهى بىوزير است .
پير طريقت در مناجات گويد : اى خداوندى كه فلك و ملك را نگاهدارنده توئى ، اى بزرگى كه از ماه تا ماهى دارنده توئى ، اى كريمى كه دعا را نيوشنده ( شنونده ) توئى و جفا را پوشنده توئى ، اى لطيفى كه عطا را دهنده توئى و خطا را بردارنده توئى ، اى يكتائى كه در صفت جلال و جمال پاينده توئى ، عاصيان را شوينده توئى و طالبان را جوينده توئى .
بنماى رهى كه ره نماينده توئى * بگشاى درى كه در گشاينده توئى
زنگار غمان گرفت دل در بر من * بزداى كه دل زداينده توئى
سوره 32 آيه 1
1 -
الم -
سوره 32 آيه 2
2 -
تَنْزِيلُ الْكِتابِ لا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ .
آيه . الف اشارت به خدا ، لام اشارت به جبرئيل ، ميم اشارت است به محمّد است ، خداوند مىگويد : سوگند به خدائى من ، و به پاكى جبرئيل و به مجد تو ( اى محمّد ) كه اين وحى ، همان قرآن است كه تو را وعده داده بوديم و معجزهء تو خواهد بود ، و در آن شكّى نيست كه نامه ما خطاب به بندگان ما و به دوستان ما است ، ما را در هر گوشهاى سوختهايست كه در آرزوى ديدار ما مىسوزد ! و در هر زاويهاى شوريدهايست كه دل دربند ما دارد و زبان در ياد ما و ذكر ما دارد ! و نياز درويشان بر درگاه ما ، و نهيب مشتاقان به ديدار ما است !
شهرى همه بنده و رهيگان دارى * عالم همه پر ز آشنايان دارى
من خود چه كسم چه آيد از خدمت من * تو سوخته در جهان فراوان دارى !
سوره 32 آيه 4
4 -
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما .
آيه . خدا است كه آسمان و زمين و آنچه ميان آسمان و زمين است آفريد ، تا لطف خود را فرا خلق نمايد ، و نعمت خود را بر بندگان تمام كند ، او هرچه آفريد براى خلق آفريد كه خود بىنياز است ، و با بىنيازى كارساز ، اين همه از بهر شما آفريد ، تا بدان منفعت گيريد و خداى را شكر كنيد . و شما را آفريد تا او را بپرستيد ، و بندگى كنيد .
سوره 32 آيه 7
7 -
الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ .
آيه . پيرى از عزيزان طريقت چون اين آيت را خواندى گفتى : چه زيان دارد اين جوهر حرمت را كه نهاد وى از گل بوده ؟ چون كمال وى در دل نهاده و قيمت او از روى تربيت است نه از روى تربت ! شرف او كه هست از لطف قدم الهى است نه از رفت قدم بندگى !
حقتعالى همه عالم بيافريد : از عرش و كرسى و لوح و قلم و بهشت و دوزخ و آسمان و زمين و به اين آفريدهها هيچ نظر مهر و محبّت نكرد ، رسول به ايشان نفرستاد ، پيغام به ايشان نداد ، و چون نوبت به خاكيان رسيد چون بركشيدگان لطف و نواختگان فضل و معادن انوار اسرار بودند ، به لطف و كرم خود آنان را محل نظر خود كرد ، پيغامبران به ايشان فرستاد و پيغامها داد ، فرشتگان را رقيب آنها كرد ، سوز مهر در سينهها نهاد ، آتش عشق در