يَعْلَمُونَ .
زندگى در اين جهان جز ناكارى و بازى چيزى ديگر نيست و سراى آن جهانى به راستى پاينده و زندگانى حقيقى است ، اگر ( مشركان ) مىدانستند .
65 -
فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ .
( مشركان ) چون در كشتى نشينند خداى يگانه را به راستى و به اخلاص مىخوانند ! همينكه به خشكى رسيدند با خدا شريك مىسازند !
66 -
لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ وَ لِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ .
تا به آنچه به آنها دادهايم كفر فزايند و تا روزگارى در اين جهان برخوردار باشند ، پس از آن به زودى ( سرانجام را ) خواهند دانست .
67 -
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنا حَرَماً آمِناً وَ يُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ .
آيا نمىبينند كه ما به آنها شهرى داديم امن و بىآزرم و بيم ؟ درحالىكه مردم از گرداگرد آنان ربوده مىشدند ! آيا بباطل ناچيز و ناراست مىگروند و به نعمت خداى كافر مىشوند ؟
68 -
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُ أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْكافِرِينَ .
كيست ستمكارتر از كسى كه براى خدا به دروغ انباز سازد ؟ يا چون حق او را آيد دروغ شمارد ؟ آيا ( در اين حال ) دوزخ جايگاه كافران نيست ؟
69 -
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ .
كسانى كه در راه ما مىكوشند ( و خواهانپسند ما هستند ) ما آنها را راهنمائى مىكنيم و آنان را به پسند خويش برسانيم ، كه به راستى خدا همراه نيكوكاران است .
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 29 آيه 48
48 -
وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ .
آيه . ظاهر آيت مىگويد : ما تو را امّى كرديم يعنى نه خواننده نه نويسنده ! نه هرگز به مكتب ( كتّاب ) رفته و نه هيچ معلم ديده ! تا عالميان بدانند كه آنچه مىگوئى و از پيشينيان خبر مىدهى ، همه از وحى پاك مىگوئى !
اما اهل عرفان و جوانمردان طريقت ، رمزى ديگر در اين آيت ديده و سرّى ديگر شناختهاند و آن اين است كه چون خداوند خواست مصطفى مرا به رسالت برگزيند و سينهء پاك وى شايستهء مكاشفات خود كند ، از نخست ، شاهدهاى خدائى بر او كشف كرد تا آلايش بشرى از نهاد او رخت بر بست و سينهء او از اغيار پاك گشت و از معلومات و مرسومات آزاد شد !
همهء پيمبران را از آغاز ، روش قاعده دولت و رتبهء ولايت را در نهادشان نهادند ، آنگاه از روش خويش به كشش حق رسيديد ، ليكن روش مصطفى را نخست جذبهء حق ساختند و پيش از دور گل آدم ، او را به كمند كشش پيوسته آراسته كردند كه فرمود : من پيغمبر بودم هنگامى كه آدم ميان آب و گل بود ! و همه پيغمبران كه دريائى بودند ، در برابر درياى محمّدى قطرهاى بودند ! چون همه از بشريّت به نبوّت آمدند و مصطفى از نبوّت به بشريّت آمد ! و همگان از دائرهء تفرقت قدم در دائرهء جمع نهادند و مهتر جهان از دائرهء جمع براى نجات خلق به