ابراهيم گفت : شما بتان را فرود از خداى يگانه ميان خودتان در زندگانى دنيا براى دوستى گرفتهايد و براى معاشرت با يكدگر نه براى آنكه خداى شما است ! سپس در روز رستاخيز بعض شما به بعض ديگر كآفريد و بعض شما بعض ديگر را لعن و نفرين فرستند ، و جايگاه همهء شماها دوزخ است و هيچ يارى و ياورى نداريد .
26 -
فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَ قالَ إِنِّي مُهاجِرٌ إِلى رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ .
لوط به ابراهيم ايمان آورد و گفت : من از هر معبودى جز خداى يگانه بريدم و از هر كيشى جز كيش خداى يگانهپرستى دورى كردم كه او است تواناى داناى راستدان .
27 -
وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ جَعَلْنا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ وَ آتَيْناهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيا وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ .
ما اسحاق و يعقوب را به ابراهيم داديم ( بخشيديم ) و در ( نژاد او ) ذرّيهء او و فرزندان او پيغمبرى و كتاب قرار داديم ، و در اين جهان مزد او را داديم و او در جهان ديگر از نيكان و شايستگان است .
28 -
وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِينَ .
( و ما لوط را فرستاديم . ) هنگامى كه به قوم خود گفت : آيا شما كار زشت مىكنيد ؟ هيچكس از جهانيان در اين كار از شما پيشى نگرفته است !
29 -
أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِيلَ وَ تَأْتُونَ فِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا ائْتِنا بِعَذابِ اللَّهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ .
شما ( بجاى زنان ) با مردان مىگرائيد و راه نسل و فرزند مىبريد و در انجمن خود ناپسندها و ناشايستها مىكنيد ! پس پاسخ قوم او نبود مگر اينكه گفتند :
عذاب خداى را به ما بياور اگر تو راست گوئى !
30 -
قالَ رَبِّ انْصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ .
لوط گفت : خداوندا ، مرا بر اين قوم كافر يارى ده .
31 -
وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى قالُوا إِنَّا مُهْلِكُوا أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ إِنَّ أَهْلَها كانُوا ظالِمِينَ .
و چون ( فرشتگان ) فرستادگان ما به ابراهيم براى بشارت دادن به اسحاق و يعقوب آمدند ، گفتند : ما اهل اين شهر را ( ظاهرا شهر سدوم ) هلاك خواهيم كرد زيرا مردم اين شهر همه ستمكارانند .
32 -
قالَ إِنَّ فِيها لُوطاً قالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِيها لَنُنَجِّيَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ .
ابراهيم گفت : لوط در اين شهر ( شارستان ) است ، فرشتگان گفتند : ما از تو بهتر دانيم كه چه كسانى در اين شهر هستند و ما لوط و خانواده او را جز زنش كه از هلاكشدگان است نجات مىدهيم .
33 -
وَ لَمَّا أَنْ جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قالُوا لا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَ أَهْلَكَ إِلَّا امْرَأَتَكَ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ .
و چون ( فرشتگان ) فرستادگان ما به لوط آمدند ، لوط از قوم خود رنجه و اندوهگين شد كه مبادا قوم او به فرستادگان رنج رسانند ! آنها گفتند مترس و اندوهگين مباش ، ما تو را و خانوادهات را رهانندهايم مگر زن تو كه از نجات بازماندگان و در ميان تباهشدگان است .
34 -
إِنَّا مُنْزِلُونَ عَلى أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ .
فرشتگان گفتند : ما بر سر مردم اين شهر عذابى از آسمان فروريزيم به سبب آن بدكارى و تباهكارى كه مىكردند .
35 -
وَ لَقَدْ تَرَكْنا مِنْها آيَةً بَيِّنَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ .
آنگاه ما بازگذاشتيم ( اى محمّد ) نشانهء