گروه مؤمنان كه بىسوگند مىگروند ! و گروه كافران كه با سوگند هم نمىگروند ! و عادت عرب بر اين است كه سوگند ( بدون توجّه به عاقبت آن ) ياد كنند !
سوره 29 آيه 2
2 -
أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا .
آيه . خداوند فرمايد : بلا از درگاه ما ، خلعت دوستان است ، هركه در مقام دوستى بر اغيار مرتبتى جويد ، در بوستان نزهت دوستان ، گل بلا بيشتر بويد ! و سيّد اهل عالم و مهتر بنىآدم چون گام در اين كوى نهاد ، يك ساعت او را بىغم و اندوه نگذاشتند ! اگر يك لحظه راحت مىنشست خطاب مىآمد : تو بندهاى ، بندهوار بنشين ، اگر يك بار انگشترى در انگشت بگردانيد ، عتاب آمد كه : ما شما را عبث نيافريديم ! اگر يك گام به گستاخى ( بستاخى ) بر زمين نهاد فرمان آمد كه در روى زمين با خود بينى و تكبّر راه مرو ! اگر روزى گفت : عايشه را دوست دارم ، ديد آنچه ديد ! « 1 » و بر زبان حال مىگفت :
دشنام تو اى دوست مرا مدح و ثنا است ! * جود تو مرا عدل و جفاى تو وفا است !
سوره 29 آيه 3
3 -
وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ .
آيه . اين آيت تسليت صحابه است به آن رنجها و بلاها كه به ايشان مىرسيد ، درويشى ، بىكامى و جنگها ، آنان كه سست ايمان بودند از آن بلاها مىناليدند و گاهگاه شكايت مىكردند ، خداوند فرمود ( اى محمّد ) به آنان خبر ده كه پيغمبران پيشين و مردمان گذشته چه بلاها كشيدند ! و چگونه بر بلاها صبر و شكيبائى كردند !
بنگر آدم صفى ، كه او را چون از نعيم بهشت بيرون آوردند و برهنه در خاك حسرت در ميدان بليّت بنشاندند ! سالها نوحه و زارى كرد و از خوارى بناليد و مرغان هوا و وحوش صحرا در زاريدن و گريستن با او موافقت كردند ! ندا رسيد كه اى آدم ، چنين درد و اندوهى ببايد تا چنين نوازش ( نواختى ) و اكرامى پيش آيد .
خداوند در برابر گريه و زارى آدم براى دلجوئى او فرمود : اى آدم ، چرا اين همه بار حسرت بر خود نهادهاى ، اين چه بلا است كه در آن بماندهاى ؟ اين چه آب غم است كه بر چهرهء خود ريختهاى ؟ چهرهاى كه من در پرده عصمت بر صورت خود كشيدهام « 2 » و تاج و
( خَلَقْتُ بِيَدَيَّ
يعنى آدم را بدست خودم آفريدم ) بر سرش نهاده ! و روح خود در آن دميده
( وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي ) *
چه پندارى كه چنين كس را به قهر از خود برانم ؟
يا به آتش جدائى بسوزانم ؟ اى آدم ، مگر در دوستى منت شبهتى بود ؟ مىندانى كه تو بديع قدرت منى ؟ و هيكل تدبير من ، و دوست برگزيدهء منى !
سوره 29 آيه 5
5 -
مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ .
آيه . ديدهء دوست بهاى جان است كه به صد هزار جان يا بى ارزان است ! پيروزتر از آن بنده كيست كه دوست او را عيان است ؟ و طمع ديدار دوست صفت مردان است .
باش تا فردا ، بنده بر مائدهء خلد بنشيند ، و شراب وصل نوش كند ، طوبى و حسنى بيند ، به سماع و شراب ديدار رسد ، روىهاى مؤمنان و مخلصان و صدّيقان و شهيدان چون آفتاب رخشان و ماه درفشان ، چون بنفشهء
هامش
( 1 ) ظاهرا اشارت به داستان تهمت به عايشه است در شبى كه از كاروان رسول خدا عقب ماند و يكى از صحابه او را در بيابان نجات داد و متهم به رابطه با او گرديد كه بر پيغمبر بسى گران آمد !
( 2 ) اشاره به حديث : خلق اللّه آدم على صورته يعنى خداوند آدم را به صورت خود آفريد كه اشاره به بزرگى مقام انسان و زيبائى و كمال آفرينش او است .