تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
13 -
وَ لَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَ أَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ وَ لَيُسْئَلُنَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَمَّا كانُوا يَفْتَرُونَ .
آنان ناچار بارهاى خود را كه برمىدارند با رهائى هم با بارهاى خود بر خواهند داشت و روز رستاخيز از ايشان از دروغها كه مىگفتند و افتراها كه مىزدند خواهند پرسيد . 14 -
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ وَ هُمْ ظالِمُونَ .
ما نوح را به قوم خود ( براى هدايت ) فرستاديم ، او هزار سال پنجاه كم در ميان آنان درنگ كرد ، پس توفان آنها را گرفت چون آنها همگى ستمكار بودند . 15 -
فَأَنْجَيْناهُ وَ أَصْحابَ السَّفِينَةِ وَ جَعَلْناها آيَةً لِلْعالَمِينَ .
بس ما او را و ياران كشتى ( از غرق شدن ) نجات داديم و آن را نشانى براى جهانيان گذاشتيم . 16 -
وَ إِبْراهِيمَ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ .
و فرستاديم ابراهيم را آنگاه كه به قوم خود گفت : خدا را بپرستيد و پرهيزكار باشيد ، اين براى شما بهتر است اگر دانا باشيد . 17 -
إِنَّما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثاناً وَ تَخْلُقُونَ إِفْكاً إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقاً فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ .
آنچه شما جز خدا مىپرستيد بتانى هستند و كارى است كه شما اينان را مىسازيد و مىتراشيد ، كه جز خداى يكتا مىپرستيد ، آنان نمىتوانند بشما روزى دهند ، پس رزق و وسيله را از خداى يگانه بخواهيد و او را بپرستيد و سپاس گزاريد ، كه بسوى او بازگشت خواهيد داشت « 1 » . 18 -
وَ إِنْ تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ .
اگر ( رسالت پيغمبر را ) دروغ مىپنداريد گروه‌هاى پيش از شما هم پيمبران را دروغ زن گرفتند ، و بر فرستادهء خدا جز رساندن پيغام آشكار كارى نيست .

تفسير ادبى و عرفانى

سوره 29 آيه 0

بِسْمِ اللَّهِ .
نام خدا ، اول باران ابر عنايت است و نفس صبح كرامت ، و گوهر صدف معرفت ، و نشان از وجود حقيقت ، شاهد بر مشاهدهء روح ، دل را فتح و جان را فتوح ، معرفت را راه است ، و حقيقت را درگاه ، انبساط را در است و صحبت را سر ، خائف را امان است و راجى را ضمان .
نام تو شنيد بنده ، دل داد به تو * چون ديد رخِ تو دل داد به تو !

سوره 29 آيه 1

1 -
الم .
الف از خدا ، لام ، از جبرئيل ، ميم از محمّد - الف اشارت در مورد خدا ، لام اشارت در مورد جبرئيل ، و ميم اشارت در مورد محمّد . خداوند سوگند ياد مىكند به خدائى خويش ، به امانت جبرئيل ، به راست‌گوئى محمّد ! كه وحىكننده منم ، آورندهء جبرئيل و پذيرندهء محمّد است . از خداوند ناراستى روا نه ! از جبرئيل خيانت روا نه ، از محمّد تهمت روا نيست ! و سوگند ياد كردن حق از آن سبب است كه مردم دو گروهند ،
هامش
( 1 ) وثن و صنم هر دو بمعنى بت است و تفاوت آنها اين است كه وثن صورت ندارد ولى صنم داراى صورت و چهره است !