تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
بيفكندن روا نيست ، زيرا در شرع حوالت با تو است و از آن نتوان به سر شد ! چنان كه يكى از بزرگان عارفان گفت : ( منى ) بيفكندن در شريعت ، كفر و زندقه است ، و منى اثبات كردن در حقيقت شرك است ! پس چون در مقام شريعت باشى ، همىگوى : كه من ! و چون در راه حقيقت باشى بگوى : كه او ! او ، خود همه شريعت افعال است و حقيقت احوال ! بدين معنى كه قوام افعال به تو است و نظام احوال با او است !

سوره 28 آيه 85

85 -
إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ .
آيه . اين آيت در ظاهر از معاد ، مكّه است ولى به بيان اهل طريقت و لسان عرفان ، اشارت است به اينكه آن كس كه تو را با صفت تفرقه و تبليغ و بسط شريعت منصوب مىكند و مىفرستد ، تو را به مقام جمع با تحقيق و فناء از مردم برمىگرداند ! مصطفى ، تا در تبليغ رسالت و بسط شريعت و تمهيد قواعد دين بود ، در مقام تفرقت از براى نجات مردم بود ! و به اين آيت او را از تنگناى تفرقت به فراخناى جمع بردند ! كه مشرب خاص وى بود ! پير طريقت گفت : آن كس كه جمع او درست باشد ، تفرقت او را زيان ندارد ! و آن را كه نسب درست باشد به عاق شدن از نسب بريده نگردد ، در عين جمع سخن گفتن نه كار زبان است ، بلكه عبارت از حقيقت جمع بيان است ! زيرا مستهلك را در درياى بلا چه بيان است و از مستغرق در عين فنا چه نشان است ؟ اين حديث دل و غارت جان است ، با صولت وصال ، دل و ديده را چه توان است ؟ آن كس كه بر نسيم وصال حيران است ، ديرى است كه جان او به مهر ازل گروگان است ، بيدل باد كسى كه از پى دل به فغان است ! و بىجان باد كسى كه از رفتن به دوست پشيمان است !

سوره 28 آيه 88

88 -
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ .
آيه . هرچه نبوده و هست شده در معرض زوال و در صدمهء فنا است ، دى نابوده و سبا نيست ! ولى جلال احديّت به ذات و كمال صمديّت به صفات باقى و پاينده است ، پيش و پس از همهء زندگان زنده و باقى و ميراث بر جهان از جهانيان و بازگشت همه كار و همهء خلق با اوست جاودان . پير طريقت گفت : الهى ، اى دانندهء هر چيز و سازندهء هر كار و دارندهء هركس ، نه كس را با تو انبازى ، و نه كس را از تو بىنيازى ، كار به حكمت مىاندازى و به لطف مىسازى ، نه بيداد است و نه بازى ! بار خدايا ، بنده را نه چون و چرا در كار تو دانشى ، و نه كس را بر تو فرمايشى ! سزاها همه تو ساختى ، و نواها همه تو خواستى ، نه از كس به تو ، و نه از تو به كس ، همه از تو به تو ! همه توئى و بس ! خلايق فانى و حق يكتا به خود باقى است .

سورهء - 29 - عنكبوت - ( مكى ) 69 آيه

تفسير لفظى [ آيات 1 الى 18 ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
بنام خداوند بخشندهء مهربان . 1 -
الم
منم خداى يگانه ، داناتر دانا به هركس و هر چيز و هر هنگام . 2 -
أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ .
مردمان پنداشتند كه ايشان را به خود وامىگذارند ! كه بگويند : ما گرويديم ، و ايشان را آزمايش نمىكنند ؟