خداوند آن را آزرم بزرگ نهاد ( و جنگ در آن حرام كرد ) و همه چيز او راست ! و مرا فرمودند كه از گردننهادگان باشم .
92 -
وَ أَنْ أَتْلُوَا الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَقُلْ إِنَّما أَنَا مِنَ الْمُنْذِرِينَ .
و من مأمورم كه قرآن بخوانم ، پس هركس راه يافت براى خود و بسود خود راه يافته و هركس گمراه شد ، به آنها بگو همانا كه من از آگاهكنندگان و بيمدهندگانم .
93 -
وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ سَيُرِيكُمْ آياتِهِ فَتَعْرِفُونَها وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ .
و بگو ( اى محمّد ) حمد و ثنا خدا راست كه نشانيهاى خويش را بشما خواهد نماياند ، پس آنها را خواهيد شناخت ! و پروردگار شما از آنچه مىكنيد ناآگاه نيست .
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 27 آيه 80
80 -
إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ .
آيه . زندگانى به حقيقت سه چيز است و هر دل كه از آن سه چيز تهى باشد مردار است و در شمار مردگان ! - 1 - زندگانى بيم با دانش . 2 - زندگانى اميد با دانش . 3 - زندگانى دوستى با دانش - زيرا زندگانى با بيم ، دامن آدمى را پاك دارد ، و چشم وى بيدار و راه او راست مىگرداند ، و زندگانى با اميد ، مركب آدمى را تيز دارد ، و زاد تمام و راه نزديك سازد ، و زندگى با دوستى ، قدر آدمى را بزرگ دارد ، و سرّ وى آزاد و دل وى را شاد كند .
بيم بىدانش ، زندگانى كوران و خارجيان است ، اميد بىدانش ، زندگانى گران و بيگانگان است ، دوستى بىدانش ، دوستى بىپروايان و بىقيدان است . هر كرا آن سه خصلت با دانش درهم پيوست به زندگى پاك رسيد و از مردگى باز رست و به حيات طيّبه رسيد كه خداوند وعده داده كه
فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً
يعنى زندهشان دارم به زندگانى پاك ، از خود بيزار و از همه عالم آزاد . اين مردمان كسانى هستند كه چون عيان بار داد ، ايشان ساخته بودند و چون حجاب برخاست ، از همه خلق پرداخته بودند و دامن حقايق از دست علايق به خود ، گرفته بودند !
سوره 27 آيه 82
82 -
وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ .
آيه . آن روز كه آن جنبنده از زمين برآيد ، دوست از دشمن پيدا شود و آشنا و بيگانه از هم جدا گردد ، يكى را قهر جلال خداوندى فروگيرد و داغ نوميدى بر پيشانى وى نهد ، اين است رسوائى و مصيبت جدائى كه در درخت نوميدى به برآيد و بر آن كس به زارى به درآيد و از سر نوميدى و درد و واماندگى گويد :
من پندارم كه هستم اندر كارى * اى بر سر پنداشت ، چو من بسيارى !
يكى را كه لطف جمال الهى دردمد و به عنايت ازلى و فضل ربّانى نقطهء نور بر پيشانى او پديد آيد ، سر تا پاى او همه نور گردد و دل پاك او را توسن صفا گردانند و لگام پرهيزكارى بر سر او كنند و از عمل صالح زينى بر او نهند و ركاب وفا در آويزند و تنگ مجاهدت بر كشند ، و او را به سلطان شريعت سپارند و از خزانهء رسالت خلعتى او را پوشانند ، دستار استغنا بر فرق همّت او نهند و كفش شكيبائى و بردبارى بهپاى او كنند و رداى محبّت بر دوش او افكنند و دل او را به پيرايهء دانش بيارايند و در شاه راه شريعت روان سازند و هرچه اقبال و افضال بود به حكم استقبال پيش وى فرستند .
سوره 27 آيه 87
87 -
وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ .
آيه . فردا كه صبح