خبر است كه خداوند را در هر شب و روز 360 نظر در دل بندگان است .
و مقصود از اين دو دريا بر زبان اهل معرفت ، صفت دل مؤمن است و منظور از آن دو آب ، صفت آنچه در او است : از صفات ضد مانند : خوف و رجاء ، شك و يقين ، ضلالت و هدايت ، حرص و قناعت ، غفلت و نباهت مىباشد ، و خداوند ميان آن صفتها حاجزى افكنده ، چنان كه ميان خوف و رجا ، حسن ظن آفريده تا تلخى ترس ، خوشى اميد را تباه نكند ! ميان شك و يقين ، حاجزى از معرفت قرار داده تا شورى شك گوارائى يقين را از ميان نبرد ! و ميان ضلالت و هدايت ، مانعى از عصمت قرار داده تا تلخى گمراهى ، شيرين رهبرى را تباه نسازد ! و ميان حرص و قناعت حاجزى از تقوى قرار داده تا تيرگى آز ، درخشندگى قناعت را از ميان نبرد ! و ميان غفلت و نباهت از مطالعهء نظر ، مانعى پديد آورده تا تاريكى غفلت ، روشنائى بيدارى و آگاهى را تباه نكند ! آيا جز من ، خداى ديگر چنين صنعها ساخته و چنين قدرتها دارد ؟
سوره 27 آيه 62
62 -
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ .
آيه . گفتهاند : مضطرّ آن كودكى است كه در شكم مادر بيمار است و مادر از بيمارى او بىخبر ! آن كودك در آن تاريكى زهدان ، از بيمارى بنالد و جز خداوند هيچكس از حال او نداند ! و خداوند زارى و نالهء كودك را بشنود ( بنيوشد ) و به رحمت و رأفت خود در دل ما در افكند تا آن غذا كه درمان درد كودك است به آرزو ( آرمه ) بخواهد و بخورد و كودك از آن بيمارى شفا يابد « 1 » .
عارفى بزرگوار بر بيمارى وارد شد ، بيمار خواهش دعاى شفا از عارف كرد ، او گفت تو خود مضطرّ هستى و دعا كن تا خدا شفايت دهد ، نخواندهاى يا نشنيدهاى
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ !
بدانكه اين آيه دستگير درماندگان و فريادرس نوميدان و داروى بيماران و يادگار بيدلان است ، كه خداوند گوشهاى بندگان را به جزا پاسخ گويد ! و اميد عاجزان را به وفا جواب دهد ! و دعاى ضعيفان به عطا اجابت كند ! چنان كه در ازل همه احسان او و در حال همه انعام او و در ابد همه افضال او است !
يحيى بن معاذ در مناجات خويش گفته : بار خدايا ، مرا اعتماد بر گناه است نه بر طاعت ! زيرا در طاعت اخلاص مىبايد و آن مرا نيست ! و در معصيت فضل مىبايد و آن تو را هست !
بو بكر واسطى يكى از بزرگان عرفاء گويد : الهى كمال پاكى و عين قدس تو است كه اين فرزند آدم در چون تو پادشاهى عاصى شده ، و گرنه در هزاران عالم كدام نقطهء حدوث را ياراى آن بودى كه بر خلاف فرمان تو يك نفس بركشيدى ؟ اگر نه از بهر كمال فردانيّت و ذات جلال بىنقصان تو بودى ، چرا بايستى مقرّبان حضرت و پيغمبران بارگاه عزّت نيز در خجالت لغزشهاى كوچك آيند ، اين به آن جهت است تا عالميان بدانند كه هيچكس جز او به كمال صفات ، موصوف نيست و به پاكى و بىعيبى و كمال او هيچ موجودى نيست ! !
تفسير لفظى [ آيات 80 الى 93 ]
80 -
إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ .
تو ( اى محمّد ) نتوانى مردگان را بشنوانى و كران را آواز خواندن بشنوانى ( بهويژه ) آنگاه كه پشت كنند و برگردند .
هامش
( 1 ) از مختصات اين آيه شريفهء آنست كه مسلمانان خاصه شيعيان در مورد بلايا و مصيبتها و گرفتارىها ختمأَمَّنْ يُجِيبُبا آداب و شرايطى خاص بر پا كنند ، و اميدوار هستند كه خداوند از آنها رفع بلا مىكند و مكرر آزمايش شده !