153 -
قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ .
گفتند ( اى صالح ) تو از خورندگان و آشامندگان مانند ماها هستى ، يا آنكه تو از جادوزدگانى ؟
154 -
ما أَنْتَ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا فَأْتِ بِآيَةٍ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ .
تو نيستى جز بشر مانند ما ، اگر راست مىگوئى نشانى و آيتى بياور !
155 -
قالَ هذِهِ ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ .
صالح گفت : اينك ما ده شتر ، آن نشانى كه مىخواستيد ، او را يك روز آبشخور و شما را يك روز آبشخور دانسته شده است .
156 -
وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ .
به آن بد مرسانيد كه عذابى در روز بزرگ شما را درگير شود !
157 -
فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِينَ
پس قوم ثمود آن شتر را پى كردند و كشتند و بامدادان از كار بد خود پشيمان شدند !
158 -
فَأَخَذَهُمُ الْعَذابُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ .
پس عذاب ايشان را فراگرفت و در اين گفت و كردها عبرت و نشانى است ! و بيشتر آنها ايمان نياوردند .
159 -
وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ .
و پروردگار تو توانا و مهربان و بخشنده است .
160 -
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ .
قوم لوط فرستادگان را دروغ زن شمردند .
161 -
إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَ لا تَتَّقُونَ .
آنگاه كه لوط برادرشان به آنها گفت : آيا از عذاب خداوند پرهيز نمىكند ؟
162 -
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ .
من براى شما فرستادهء درستكار و امين هستم .
163 -
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ .
پس از خشم خدا بپرهيزيد و مرا فرمان بريد .
164 -
وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ .
من از شما مزد نمىخواهم مزد من بر پروردگار عالميان است .
165 -
أَ تَأْتُونَ الذُّكْرانَ مِنَ الْعالَمِينَ .
آيا گرد نران مردم مىآئيد ( و كار زشت مىكنيد ) .
166 -
وَ تَذَرُونَ ما خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْواجِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عادُونَ .
و وامىگذاريد آنچه كه خداوند براى همسرى شما آفريده است ؟ و شما نيستيد مگر قومى از اندازه در گذران !
167 -
قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ .
گفتند : اى لوط اگر از اين سخنان باز بايستى ، ناچار از بيرونشدگان خواهى بود !
168 -
قالَ إِنِّي لِعَمَلِكُمْ مِنَ الْقالِينَ .
لوط گفت : من عمل شما را زشت مىدارم .
169 -
رَبِّ نَجِّنِي وَ أَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ .
پروردگارا ، مرا و كسان مرا از آنچه آنها مىكنند رهائى بخش .
170 -
فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِينَ .
پس او را با كسانش همه را رهائى داديم .
171 -
إِلَّا عَجُوزاً فِي الْغابِرِينَ .
مگر پيرزنى از بازماندگان ( كه بايد هلاك شود ) .
172 -
ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ .
پس از آن از ديگران دمار برآورديم !