59 -
الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمنُ فَسْئَلْ بِهِ خَبِيراً .
او است كه آسمانها و زمين و آنچه ميان آنها است در شش روز آفريد ، آنگاه بر عرش رحمن مستوى شد ( استوائى كه شايستهء او است ) پس از او پرس كه آگاه است .
60 -
وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا وَ زادَهُمْ نُفُوراً .
و چون به آنها گويند كه رحمن را سجده كنيد مىگويند رحمن چه چيز است ؟ آيا ما به آنكه ما را فرمان دهى سجده كنيم ؟ و فرمان و پند او ايشان را رميدن افزود !
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 25 آيه 45
45 -
أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ .
آيه . اين آيت از روى ظاهر اشارت است به بيان معجزهء مصطفى و برحسب معنى فهم اهل حقيقت ، اشارت است به تقرّب به حق و كرامت حقّ دربارهء مصطفى !
اما بيان معجزه آنست كه رسول خدا در يكى از سفرها هنگام نيمروز زير درختى فرود آمد ، چون ياران او بسيار بود سايهء درخت گنجايش همه آنها را نداشت . خداوند به قدرت خويش سايهء آن درخت را بكشيد تا همگى در سايهء آن آرميدند ! و در آن حال اين آيت نازل شد و معجزهء رسول خدا نمايان گشت !
اما بيان تخصيص قرب منزلت و مزيد كرامت بر نبىّ اكرم آنست كه
أَ لَمْ تَرَ
خطاب با حاضران است و تشريف مقرّبان !
لطيفه : موسى در مقام مناجات طمع در ديدار حق كرد
لَنْ تَرانِي
شنيد ولى خداوند به مصطفى گفت
أَ لَمْ تَرَ
! ( اى محمّد ) تو مرا مىبينى و در من مىنگرى ؟ ديگر چه خواهى ؟
اى جوان مرد گمان مبر كه آن كس كه به مشاهدت عزّت ذو الجلال رسد ، ذرّهاى از عشق و شوق او كم گردد .
ندانستى كه در جگر ماهى تپشى است كه همه درياهاى جهان را جمع كنى ذرّهاى از تپش او را نه بنشاند ! دلى كه امروز در كار است فردا هم در كار است ، امروز در عين شوق و فردا در عين ذوق !
برخى ديگر آيه را تفسير كردهاند به كشيدن سايهء عصمت محمّدى پيش از آنكه مبعوث بسوى خلق گردد .
سوره 25 آيه 48
48 -
وَ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ بُشْراً .
آيه . اين آيت اشارت است به باد رعايت كه از وزيدنگاه عنايت بر دلهاى مؤمنان وزد ، تا هرچه خاشاك مخالفت و انواع كدورت بود از دلها پاك بروبد و شايستهء قبول كرامات و ارادات حق گرداند .
چون نسيم روح آن رياح به سينهء بنده رسد زيادت طلبد و رائحهها و عنايتها جويد ، آنگاه خداوند از راه لطف و مهربانى چهار در بر وى گشايد : در احسان ، در نعمت ، در طاعت ، و در محبّت . بنده به حكم بشريّت و كافر نعمتى و حق نشناسى ، در احسان بر خود ببندد ، خداوند رسول كرامت فرستد با كليد عفو كه
يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ
!
دوم خداوند چون در نعمت بر بنده گشايد وى از در كفران درآيد و به كوتاهى در سپاس ، در نعمت بر خود ببندد ! كه
إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ ، *
خداوند رسول فضل فرستد با كليد منّت و گويد اگر تو در شكر كوتاهى كردى من در نعمت قصور نكنم ! كه
قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ .
سوم خداوند در طاعت بر بنده گشايد ، وى با گناه در بر خود بندد ، خداوند رسول مغفرت فرستد با كليد