ابراهيم معجزهء آتش بود ! و از موسى يد بيضا و از عيسى زنده كردن مرده ، اينها همه آشكارا بودند ، ليكن برهان معجزهء مصطفى ، دوستان را بوستان و مستان شربت محبّت را گلستان بود ! كه خداوند فرمود :
بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ .
سوره 25 آيه 22
22 -
يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ لا بُشْرى .
آيه . آن بدبختان و مشركان به حكم آنكه زخم خورد كان عدل ازل بودند ، بر رسول خدا اقتراح آيات كردند ! و دو چيز خواستند : يكى ديدن فرشتگان و ديگرى ديدن حقتعالى ! ايشان را جواب دادند كه آن روز كه فرشتگان بينند روز مرگ و روز رستاخيز با عذاب و عقاب است نه روز فرشتگان رحمت و ثواب !
. . . وَ يَقُولُونَ حِجْراً مَحْجُوراً .
آيه . يعنى ديدن خداوند بر شما حرام و محرّم است كه ديدار خداوند به صفت رضا نه سزاى كافران است ، چه كافران را يك ديدار است به صفت غضب در عرصهء قيامت ، در وقت تجلّى عام ، پيش از آنكه مؤمنان در بهشت شوند ، كه آن روز كافران از خداوند محجوب هستند ! و اين آيت دليل ظاهر است بر اينكه مؤمنان را حجاب نيست و حساب با كافران جز عتاب نيست !
لطيفه : اى جوانمرد ، هركه از دوست محجوب است در عين بليّت است هرچند كليد خزانههاى پادشاهى جهان را در آستين داشته باشد ! و هركه به لطف دوست مجذوب است در عين عطيّت است هرچند نان شب نداشته باشد .
سرّى سقطى ( از عارفان نامى ) گفت بارخدايا ، هرچه عذابم كنى فرمان تو راست ، اما به حجاب عذابم مكن ! كه طاقت حجاب تو ندارم !
سوره 25 آيه 23
23 -
وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ .
آيه . يكى از پيران طريقت اين آيت را مىخواند گفت : مرا در همهء قرآن اين آيت خوش آيد كه ربّ عزّت مىگويد : ما عمل آنها را به باد پراكنده داديم . چون اين اعمال آلودهء ما به باد بىنيازى بردهد ، معاملت با ما جز به محض فضل خود نكند و آنچه به فضل خود كند سزاى كرم او بود ، و آن از سزاى اعمال ما بهتر است .
نيز گفت : خداوند را بر ما حقها است از طاعت و عبادت ، ليكن ما خود در نهاد خود مفلسيم و او خود به افلاس ما حكم كرده و حاكم كه به افلاس كسى حكم كند خصم را از وى چيزى نيايد .
ما مفلسان ، سرمايهاى جز به آن جهان بدست نخواهيم آورد كه گنج فضل او بر سر ما نثار كند ، پس ما به هستى توانگر نيستيم بلكه به فضل وى و صفت وى توانگريم ، از ما و از عمل ما چيزى نيايد ، و كارى كه گشايد از فضل وى گشايد و ما را كه پذيرفت نه به صورت معاملت پذيرفت بلكه به آن تعبيه كه منظور علم ازل است !
پير طريقت گفت : خدايا ، هرچه نشان مىشمردم پرده بود ! و هرچه مايه مىدانستم بيهده بود ! الهى ، يكبار اين پردهء من از من بردار ! و عيب هستى من از من وادار ! و مرا در دست كوشش مگذار ! بار خدايا ، كردار ما در ميار و زيان ما از ما وادار ! اى كردگار نيكوكار ، آنچه بىما ساختى بىما راست دار ! و آنچه تو برتاوى به ما مسپار !
تفسير لفظى [ آيات 45 الى 60 ]
45 -
أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا .
آيا ننگرى به كار خداوند خويش ؟ كه چگونه سايه كشيده ( از بامداد تا برآمدن آفتاب ) و اگر خدا خواستى