تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
13 -
وَ إِذا أُلْقُوا مِنْها مَكاناً ضَيِّقاً مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنالِكَ ثُبُوراً .
و چون آنان را در دوزخ افكنند در آن جاى تنگ كه هريك باهم گردن بسته شده‌اند . بر خويشتن از آن جاى بزارند و هلاك خوانند . 14 -
لا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُوراً واحِداً وَ ادْعُوا ثُبُوراً كَثِيراً .
( فرشتگان گويند ) امروز بر خويشتن هلاك را يك بار نخوانيد بلكه هلاك بسيار خوانيد . 15 -
قُلْ أَ ذلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كانَتْ لَهُمْ جَزاءً وَ مَصِيراً .
بگو ( اى پيغمبر ) آيا اين جايگاه بهتر است يا بهشت جاودان كه به پرهيزكاران وعده داده شده ؟ و براى آنان پاداش و بازگشت‌گاه است . 16 -
لَهُمْ فِيها ما يَشاؤُنَ خالِدِينَ كانَ عَلى رَبِّكَ وَعْداً مَسْؤُلًا .
آنان راست آنچه مىخواهند جاويدان و هميشگى ، اين وعده‌ايست كه راست كردن آن به خداوند درخواست‌كردنى و بازخواست‌كردنى است . 17 -
وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ أَ أَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبادِي هؤُلاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ .
و روز رستاخيز كه ما آنان را با آنچه جز خدا مىپرستيدند برانگيزانيم پس خداوند به پرستيدگان آنها گويد : آيا شما بندگان مرا گمراه كرديد يا آنان خود گمراه شدند ؟ 18 -
قالُوا سُبْحانَكَ ما كانَ يَنْبَغِي لَنا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِكَ مِنْ أَوْلِياءَ وَ لكِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آباءَهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَ كانُوا قَوْماً بُوراً .
عيسى و عزير و فرشتگان ( يا بتها ) گفتند خداوندا ، پاكى و بىعيبى تو راست ، سزاوار نبود كه مردم ما را فرود از تو به خدائى گرفتند ، لكن تو آنها را برخوردار كردى و ايشان را و پدرانشان را زندگانى دادى تا آنكه ياد تو را فراموش كردند و آنها گروهى هلاك شده بودند ! 19 -
فَقَدْ كَذَّبُوكُمْ بِما تَقُولُونَ فَما تَسْتَطِيعُونَ صَرْفاً وَ لا نَصْراً وَ مَنْ يَظْلِمْ مِنْكُمْ نُذِقْهُ عَذاباً كَبِيراً .
( خداوند كافران را فرمود ) آنها كه مىپرستيديد گفته‌هاى شما را دروغ شمردند ! پس آنان در جواب ( بازخواست خداوند ) نتوانند عذاب را بازگردانند و نه توانند يارى و ياورى بدست آورند .

تفسير ادبى و عرفانى

سوره 25 آيه 0

بِسْمِ اللَّهِ ،
نام خداوندى مقدّر و مقتدر ، فاطر و مدبّر ، خالق و مصوّر ، اول است و آخر ، باطن است و ظاهر ، خداوندى كه دلها به ياد او بياسود ، و سرها به يافت نشان او بيفروخت ، و جانها به شهود جمال و جلال او آرام گرفت ، خداوندى كه هركس را او پيوست از ديگران ببريد ، و هركس قرب او طلبيد چه گويم كه از محنتها و بليّت‌ها چه ديد ؟

سوره 25 آيه 1

1 -
تَبارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ .
آيه . تفسير كلمهء
تَبارَكَ
بر سه وجه است : ( 1 ) ثنائى است به ذكر او و حق او ، ( 2 ) ثنائى است به ذكر او و وصف او ، ( 3 ) ثنائى است به ذكر احسان او و فضل او با بندگان او . ثناء اول اشارت است به وجود احدى و كون صمدى ، دوم اشارت است به صفات سرمدى و عزّت ازلى ، سوم اشارت است به كارسازى و بنده‌نوازى و مهربانى . شرط بنده آنست كه چون ثناى حق آغاز كند و زبان خويش بستايش او بگشايد ، مجرّد و منفرد گردد ، نه بر دل غبارى ، نه بر پشت بارى ، نه در سينه آزارى ، نه با كس شمارى ، جامهء جفا چاك كرده ، لباس وفا دوخته ،