آن جوان مردان را در وادى دهشت گم كردى ، و ايشان را در بىتابى و بىتوانى سرگردان كردى ، داور آن دادخواهان توئى ، و دادده آن فرياد كنان توئى و ديت آن كشتگان توئى ! دستگير آن غرقشدگان توئى ! و دليل آن گمشدگان توئى ! تا آن گمشده كجا به راه آيد ، و آن غرق شده كجا به كران افتد ! و آن جانهاى خسته كى بياسايد ؟ و اين قصّهء نهانى را كى جواب آيد ؟ و شب انتظار آنان را كى بامداد آيد ؟
سوره 24 آيه 31
31 -
وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها .
آيه . اين آيت در نظر اهل عرفان و به ذوق جوانمردان اشارت است به اينكه بندهء خدا را زيور و زينتى است كه نبايد آن را نمايان سازد ، و همچنانكه زنان عورت هستند و نبايد زيور و زينت خود را نمايان سازند ، كسانى كه زينت دلهاى خويش و سرّ ضمير خود و صفاء احوال و زيور اعمال خود را به مردمان نمايان سازند ، زيور و زينت به زشتى و پليدى بدل شود ، مگر آن مقدار از احوال و اعمال كه ظاهر و نمايان است و در پوشيدن آن تكليفى و عملى نيست . زيرا بنده خدا در آنچه زير اختيار و تصرّف او نيست تكلّف و تكليفى ندارد !
. . . وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ .
آيه . مؤمنان را بر عموم توبه مىفرمايد ، توبت عوام از زلّت و توبت خواص از غفلت ! و توبت خاص خاصان از ملاحظهء اوصاف بشريّت است ، توبهء عوام به آنست كه از معصيت به طاعت برگردند ، توبهء خواص آنست كه از رؤيت طاعت به رؤيت توفيق آيند و طاعت خود را نبينند بلكه همه توفيق حق بينند !
لطيفه : حدّ نظر عوام به افعال است و ميدان نظر خواص به صفات است ، محل نظر خاص خواص جلال ذات است ! عوام گويد : خداوندا ، من از عقاب تو به عفو تو پناه مىبرم ! خواص گويد : خداوندا من از خشم تو به رضاى تو پناه مىبرم ! خاص خواص گويد خدايا ، من از تو به خودت پناه مىبرم !
تفسير لفظى [ آيات 35 الى 42 ]
35 -
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ .
خداوند روشن دارندهء آسمانها و زمين است ، صفت نور او ( در دل مؤمن ) مانند قنديلى است كه در آن چراغى است و آن چراغ در آبگينهايست كه گوئى ستارهء درخشانى است كه آتش آن قنديل از روغن درخت زيتون بركت كرده افروخته مىشود كه نه همه خاورى است ( كه هنگام فرورفتن آفتاب روشنى نبيند ) و نه همه باخترى است ( كه هنگام بالا آمدن آفتاب بامداد روشنى نبيند ) ( يعنى همه وقت روشن است ) .
يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ .
نزديك است كه روغن ( از زيادى صافى ) بدرخشد هرچند آتش به آن روغن نرسد ! اين روشنائى آتش علاوه بر روشنائى روغن است ! خداوند هر كرا خواهد به نور خود راه مىنمايد ، و براى مردمان مثالهائى زند و خداوند به هر چيزى دانا است .
36 -
فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ .
خداوند فرمان داد آن چراغها را در خانههائى بزرگ دارند و قدر آن را بدانند كه در آن جاها خداى را ياد مىكنند