آمد كه اى آدم ، دريغت نيامد كه سر همّت به دولت خانهء رضوان فروآرى ! و به غير از ما به چيزى بازنگرى ؟ ! اكنون كه به غير ما بازنگرستى رخت بردار و به سراى حكم شو ، و منتظر حكم ما باش !
همچنين ديدهء خليل به اسماعيل نگريست ندا آمد اى خليل ، ما تو را از بتان آذرى نگاه داشتيم تا نظاره جمال اسماعيل كنى ؟ ! اكنون كارد و ريسمان بردار و هرچه جز ما است قربانى كن كه در يك دل دو دوستى نگنجد !
همچنين ، محمّد مصطفى گوشهء دل خود را چنان به عايشه مشغول كرد كه از وى پرسيدند از ميان اين مردمان كه را دوست دارى ؟ گفت عايشه ! و چون هر دودل با دوستى يكدگر دادند و به دوستى باهم پرداختند ، شيطانهاى جنّ و انس دست به هم دادند تا داستان افك در ميان انداختند و دروغ ساختهء منافقان بالا گرفت و شگفت آنكه درب فراست بر محمّد ببستند ! كه برائت و بىگناهى عايشه بر او ثابت نگشت ! تا حقيقت آن كار را دانست و غيرت قهر خويش براند و نوبت بلا به سر رسيد و كار به جائى رسيد كه آن ناز و راز كه با عايشه داشت همه از ميان رفت و او به خانهء پدر شد و بيمار و نالان و سوزان و گريان ، گفت : مرا كه از راه ناز ، حميرا مىگفت اينك نمىگويد .
وى با دلى پردرد و جانى پرحسرت به زارى و خوارى خود مىنگرد و مىگويد هرگز نپنداشتم كه كسى به من گمان بد ببرد يا چنين سخنى كسى بر زبان آرد ! و به زبان حال گويد :
يار از غم من خبر ندارد گوئى ! * يا خواب به من گذر ندارد گوئى !
تاريكتر است هر زمانى شب من * يا رب شب من سحر ندارد گوئى
تا آيهء افك آمد و نوبت بلا به سر رسيد ، رسول خدا عايشه را بشارت داد و فرمود : اى عايشه ، خداوند حكم برائت تو را صادر فرمود ! آنگاه پدر و مادر او را گفتند : نزد پيغمبر خدا شو و سپاسگزار ، گفت : به خدا سوگند نزد او نروم و سپاس نگزارم بلكه خداى را سپاسگزارم كه بىگناهى مرا فرمان داد و آن دل كه به مصطفى داده بود از آن پس به مهر احديّت داد و به خدمت الهيت پرداخت !
اى جوانمردان ، اگر قاذفان « 1 » عايشه او را نسبت بد نداده و تهمت نزده بودندى ، كجا آيه افك به تشريف عايشه نازل شدى و اگر ترسايان ، عيسى را پسر خدا ندانستندى اين كرامت نيافتى كه : اين آيه نازل شود كه عيسى گفت : منم بندهء خدا و كتاب به من آمده و من پيغمبر هستم ! و اگر مؤمن گناه نكردى آيهء
لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ
نازل نشدى كه فرمود اى مؤمنان ، از رحمت خداوند نااميد نشويد ، اين بود كه در ابتداء داستان ، خداوند فرمود :
. . . لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ .
آيه . اى عايشه و اى مؤمنان مپنداريد كه آنچه منافقان گفتند براى شما بد بود ، نه ! بلكه همه خير است و اگر بدرفتارى است آنان راست ، به اين سبب سزاوار عذابى دردناك شدند . و شما را همه خوبى است و كرامت .
سوره 24 آيه 26
26 -
الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ الْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثاتِ وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ أُولئِكَ مُبَرَّؤُنَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِيمٌ .
آيه . روزى كريم به ذوق صاحبان معرفت روزى نفس نيست كه گاهى باشد و گاه نباشد ، بلكه روزى روح است و غذاى جان كه هرگز بريده نشود ، پروردهء نان و آب ديگر است و پروردهء نور ناب ديگر !
مصطفى گفت : نزد خدايم مىروم كه مرا غذا و آب مىدهد ! صفت روحانى را مىگويد نه صفت جسمانى ! برف با آتش چنان ضد نيست كه روحانى با جسمانى ، خداوند دو دشمن در يك خانه بداشته در ظاهر باهم ساخته و در باطن دشمن يكدگرند !
هامش
( 1 ) مقصود از قاذفان كسانى است كه عايشه را قذف كردند و تهمت بىعفتى به او زدند .