سوره 23 آيه 62
62 -
وَ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها .
آيه . شاه راه دين را بدايتى و نهايتى است ، بدايت اهل شريعت راست و نهايت ارباب حقيقت ! عمل اهل شريعت ، خدمت است بر شريعت ، و صفت ارباب حقيقت ، غربت است بر مشاهدت ، پايه كارهاى شرع بر آسانى نهادند كه مصطفى گفت : من به دين سهل و سمح مبعوث شدم . چه بسا ضعيفانند كه طاقت بار گران ندارند ، خداوند از بهر آنها رخصتها در دين نهاد و بار گران را از آنان فرونهاد و فرمود :
ما هيچ نفسى را مكلّف نمىكنيم مگر به قدر توانائيش ! اما روش اهل حقيقت بر رياضت و صعوبت و تحمّل مشقّت نهاد و گفت : در راه خدا حق جهاد را بجا آريد ! و از خدا بپرهيزيد كمال پرهيزيدن !
پير طريقت در پاسخ اين پرسش كه حقيقت تصوّف چيست ؟ گفت : حقيقت تصوّف بذل روح است و به ادعاى واهى مدعيان اثر ندهيد !
عارف بزرگوارى گويد : خداوند ، بندگان را به مقدار معرفت خود مكلّف نساخت بلكه آنان را به مقدار معرفت خودشان مكلّف نمود زيرا اگر به قدر معرفت خود تكليف كرده بود او را نمىشناختند ، چون جز خود او هيچ كسى از روى حقيقت او را نمىتواند بشناسد و خود او است كه خويشتن را به كمال شناسد !
حضرت على امير المؤمنين فرمود : اگر خداوند ذرّهاى از معرفت حقيقت كه به خود دارد بر خلق آشكار كند ، همهء متمرّدان جهان و شياطين انس و جنّ خداپرست كردند و همهء زنّارها كمربند عشق دين گردد و همه خارهاى بيابان گل و ريحان شود ! خاكها همه مشك و عبير گردد و زبان حال آدمى گويد :
گر يك نظرت چنان كه هستى نگرى * نه بت ماند و نه بتپرست و نه پرى
الهى ، وصف تو نه كار زبان است ، شناختن حقيقت يافت تو بهتان است ، با صولت وصال ، دل و ديدار را چه توان است :
حسن تو فزون است ز بينائى من * راز تو برون است ز دانائى من
تفسير لفظى [ آيات 96 الى 118 ]
96 -
ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَصِفُونَ .
( اى محمّد ) به آنان پاسخ ده به هرچه آن نيكوتر باشد و ما به آنچه آنها وصف كنند دانا هستيم .
97 -
وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطِينِ .
و بگو پناه مىبرم به خدا از وسوسهء ديوان .
98 -
وَ أَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ .
و به تو پناه مىبرم پروردگارا از اينكه ديوان حاضر باشند ( و مرا وسوسه كنند ) .
99 -
حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ .
تا آنكه مرگ به يكى از آن ( مشركان ) رسد گويد خداوندا مرا برگردان :
100 -
لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ .
تا مگر كار نيك كنم در كارهائى كه نكردم و باز گذاشتم ! نه چنين است ! اين سخنى است كه او مىگويد ، درحالىكه در برابر آنان گور و عالم برزخ است كه تا روز رستاخيز مىمانند !
101 -
فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ .
و چون صور اسرافيل دميده شد ، آن روز هيچ نسبت و نژاد و خويش به كار نايد و از يكدگر هيچ نپرسند !
102 -
فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ .
پس هركس ترازوى كارش سنگين باشد ، آنها رستگار و جاويدپيروزانند .