49 -
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ .
ما به موسى تورات داديم تا آن گروه را رهبرى كند و شايد آنها رهبرى شوند .
50 -
وَ جَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ آيَةً وَ آوَيْناهُما إِلى رَبْوَةٍ ذاتِ قَرارٍ وَ مَعِينٍ .
و ما پسر مريم را شگفتآور جهان كرديم و آن دو نفر را در جاى بالائى كه آرامگاه و آب روان داشت برقرار كرديم « 1 » .
تفسير ادبى و عرفانى
سوره 23 آيه 17
17 -
وَ لَقَدْ خَلَقْنا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرائِقَ .
آيه . به ذوق ارباب معارف و استنباط اهل فهم ، اين آيت اشارت است به هفت حجاب كه خداوند در نهاد آدمى آفريده و او را از ديدن لطيفهها و يافتن حقيقتها محجوب داشته : ( 1 - حجاب عقل ( 2 - حجاب علم ( 3 - حجاب قلب ( 4 - حجاب نفس ( 5 - حجاب حسّ ( 6 - حجاب ارادت ( 7 - حجاب مشيّت . عقل ، او را بر شغل دنيا و تدبير معاش داشت تا از حق بازماند ! علم ، او را در ميدان مباهات كشيد تا در پرتگاه تفاخر با اقران خويش بماند ! قلب ، او را بر مقام دليرى و دلاورى بداشت تا در ميدان مبارزهء زندگى به طمع سود دنيوى چنان به فتنه افتد كه پرواى دين و نصرت دينش نباشد ! نفس بزرگترين حجاب و دشمن دين و آئين كه اگر بر اين دشمن دست يا بى پيروز شوى ورنه چنان افتى كه ديگر برنخيزى ! كه مصطفى فرمود : بزرگترين دشمن تو نفس تو است كه ميان دو پهلوى تو است ! در اين مرحله ، حسّ شهوت ، ميل به معصيت ، مشيّت فترت ، همگى حجاب عامّهء مردم است ، و فترت از راه حقيقت ، حجاب خاصان حضرت است ! و حجاب حسّ شهوت و ارادهء معصيت در عوام و مشيّت فترت در خواصّ است .
به هرچه از راه بازافتى ، چه كفر آن حرف و چه ايمان
به هرچه از دوست و امانى ، چه زشت آن نقش و چه زيبا
. . . وَ ما كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غافِلِينَ .
آيه . خداوند اين حجابها را ياد كرد ، آنگاه فرمود : ما از ياد مردم غافل نيستيم ! با اين همه حجاب كه در پيش بنده است او را فرونگذاريم و از او غافل نمانيم .
لطيفه : خداوند در اول آيت ، بنده را از قهر و عدل خويش بيم داد و در آخر آيت ، اميدوار به فضل و كرم خويش ساخت ، و روش سالكان بر اين قاعده نهادند كه نخست بيم ، سپس اميدوارى ! بترس اى بندهء خدا ، تا روزى تو را گويند :
لا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ ،
نترس و دل تنگ مباش ! و در ميدان اميد او به بخشش چشم دار ، تا نداى
أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ ،
بشارت باد تو را به بهشت ، رسد !
يكى از بزرگان عارفان گويد : بيم و اميد هر دو باهم همسرند كه چون بهم رسند از ايشان حقايق ايمان زايد اميد را صفت مادينه دانستند و بيم را صفت نرينه ! چون زيادى اميد ، كاهلى و فترت آورد ، و زيادى بيم ، آمادگى و ايستادگى بار دهد ، و كمال ايمان در وجود اين معنى قرار دادهاند .
سوره 23 آيه 18
18 -
وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ .
آيه . مىگويد : ما از آسمان به كمال قدرت خود بر بندگان باران
هامش
( 1 ) نوشتهاند : پس از آنكه پادشاه روم ( هيروديس ) قصد كشتن عيسى كرد ، خداوند به يوسف نجار كه خويش مريم بود الهام فرستاد كه مادر و فرزند را به مصر برد و مدتى آنجا بودند و مادر خوشه چينى مىكرد تا عيسى را پرورانيد و مريم گهوارهء عيسى را همه جا با خود مىبرد و پس از مرگ پادشاه روم ، به فلسطين بازگشتند