تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
وجود خاك آدمى در كرم حق پوشيده بود و راز محبّت در پردهء غيرت پنهان بود ، خداوند آن راز را بگشود و آن پرده را پس زد و بر لوح روح وى به مداد كرم و قلم لطف ، عهدنامهء ايمان نبشت ( كتب فى قلوبهم الايمان ) به اين هم اكتفا نكرد باز نداى كرم در داد كه من پادشاهم ، تو را مىخوانم كه پادشاه شوى ، من زنده‌ام ، تو را مىخوانم كه زنده شوى ! به تن تو را پادشاه كرد و پادشاهى داد ، از روح تو عرشى ساخت و از دل تو كرسى نهاد ، و از دماغ تو لوح محفوظى پيش تو نهاد ! و حسّهاى پنج‌گانه را فرشتگان ملك وجود تو قرار داد ! از علم تو آفتابى و از عقل تو ماهى بر فلك پيكر تو رخشان كرد و تو را بر همه پادشاه كرد و از اين حال بر زبان پيمبرى برفت كه : همه شماها شبانيد و هريك مسئول شبانى خود هستيد ! و اكنون كه درين عجايب فطرت و بدايع خلقت مىنگرى به زبان شكر و ثنا بگو :
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ .

سوره 23 آيه 15

15 -
ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذلِكَ لَمَيِّتُونَ .
آيه . آخر اين زندگى ، مرگ است و خاك شدن و تن عاريت را به خاك دادن حتم است .

سوره 23 آيه 16

16 -
ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ تُبْعَثُونَ .
آيه . پس از آن ، روز رستاخيز براى كيفر و پاداش برانگيخته مىشويد ! و در آنجا است كه به حسابها رسيدگى و مقبول را ثواب و مردود را عقاب مىدهند !

تفسير لفظى [ آيات 17 الى 50 ]

17 -
وَ لَقَدْ خَلَقْنا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرائِقَ وَ ما كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غافِلِينَ .
بالاى سر شما هفت راه بالاى هم در آسمان آفريديم و از آفريدهء خويش هيچ‌گاه غافل نبوديم « 1 » . 18 -
وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّا عَلى ذَهابٍ بِهِ لَقادِرُونَ .
ما از آسمان به قدر حاجت آب فرستاديم و آن را در زمين جاى داديم و با بردن آب ( به همه جا ) توانا هستيم . 19 -
فَأَنْشَأْنا لَكُمْ بِهِ جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنابٍ لَكُمْ فِيها فَواكِهُ كَثِيرَةٌ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ .
پس با آن آب ، باغهائى از خرما بن ورز كه در آنها ميوه‌هاى فراوان است و از آنها مىخوريد براى شما آماده كرديم . 20 -
وَ شَجَرَةً تَخْرُجُ مِنْ طُورِ سَيْناءَ
« 2 »
تَنْبُتُ بِالدُّهْنِ وَ صِبْغٍ لِلْآكِلِينَ .
و بيافريدم درختى از كوه طور كه با خود روغن ( گوارائى ) بيرون مىآورد كه نان خورش خورندگان است . 21 -
وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً نُسْقِيكُمْ مِمَّا فِي بُطُونِها وَ لَكُمْ فِيها مَنافِعُ كَثِيرَةٌ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ .
شما را در اين چهار پايان ، عبرتى است ، ما شما را از شير شكم آنها مىآشامانيم و شما را در آنها سودهاى بسيار است ، و از آنها مىخوريد ! 22 -
وَ عَلَيْها وَ عَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ .
و شما را بر پشت آن چارپايان و بر روى كشتىها بردارند .
هامش
( 1 ) . تعبير به راه‌هاى بالاى هم ( طرائق ) دليل بر فاصله و دورى و نزديكى ستاره‌ها و آفتابها با يكدگر است كه هر كيهانى بالاى كيهان ديگر است تا بىنهايت ! و آخر آيه دليل بر وجود قوهء جاذبه و حافظه است كه مانع از افتادن يا بهم خوردن كرات است ! ( 2 ) كلمهء سيناء و سينين لغت نبطى است بمعنى خير و بركت است .