تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
پير طريقت گفت : طرح تقرّب به دوست ، نشان قرب است و بود تو بر تو همه تاوان است ! از بود خود درگذر كه آنت سعادت جاويدان است . اى جوان‌مرد ، طلب شغل بند جان است ، او كه شغل او كران دارد ، كار او آسان است ، و آنكه شغل او و مطلوب او بىپايان است كار او دشوار است !

سوره 23 آيه 4

4 -
وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ .
آيه . اين‌ها همه صفت مؤمنان است كه شادكامند و نازنين ، روزافزون در سراى پيروزى نزول كرده و بر بساط انبساط آرام گرفته و در باغ قدس خلعت فضل پوشيده و در بوستان انس شربت وصل نوشيده . تا آنجا كه
الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ
گفت تا نسب درست كنى آنگاه ميراث برى ! لطيفه : وارث ، داراى نسب به ارث‌گذار است و نسبت در اينجا به دو چيز است يكى به ايمان در اصل ، و ديگرى طاعت در فضل ، و همان گونه كه وارثان در بهره متفاوتند ، مؤمنان هم در بهره باهم تفاوت دارند ، چنان كه امروز در طاعت باهم فرق دارند ، فردا در درجات در بهشت هم متفاوتند ! و مهينهء آنان اصحاب عليّين‌اند و اينان كسانى هستند كه تخم ارادت كاشتند و ميوهء دوستى برگرفتند و دو گيتى را به دور انداختند و هرگز با غير حق نپرداختند . پير طريقت گفت : در جستن بهشت ، جان كندن بايد و در گريختن از دوزخ رياضت كشيدن بايد ، و در يافتن دوست ، جان بذل كردن بايد ، به جفاى دوست از دوست دور بودن جفا است ! و در شريعت دوستى ، جان از دوست به سر آوردن خطا است !

سوره 23 آيه 12

12 -
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ .
آيه . خداوند عالم به كمال قدرت خويش ، نهاد آدمى را به حكم جود در وجود آورد ، و از آب و گل ، چندان گوهر مختلف شكل پيدا كرد ، از استخوان و گوشت و پوست و عصب و رگ با دو چشم بينا ، دو گوش شنوا ، دو دست گيرا ، دو پاى روا ، دماغى كه در آن تخيّل محسوسات و تحفّظ معلومات است ! دلى كه در آن علم و اراده و شجاعت و قدرت و حسد و كينه و خرد و انديشه راست ، آنگاه اين گوهرهاى درياى توانائى خود را به كمال حكمت خويش در رشتهء تركيب و تنسيق كشيد و آن را به 240 ستون ( استخوانها ) راست بداشت ! و با 708 بند ( عصبها ) آنها را بهم متّصل كرد ! و 360 جوى ( رگها ) در آن روان ساخت ! و آنگاه از ميان آن ، روزنه‌هاى چشم و گوش و بينى و دهان باز كرد ! سپس شش خدمتگزار بنام نيروى : جاذبه ، ماسكه ، هاضمه ، دافعه ، ناميه ، غاذيه ، براى خدمت برگماشت ! و پنج نگاهبان بنام پنج حسّ به نگاهبانى واداشت ! آنگاه دل را بر مثال شاه در اين سراى به تخت نشانيده و زمام تصرفات و ترتيب كدخدائى را به كلّى در دست دل نهاد ! و در اهميت قلب ، مصطفى فرمود : در سينهء آدمى تيكه گوشتى است كه چون سالم باشد همهء تن سالم است و اگر بيمار باشد همهء تن بيمار است ! آرى آن قلب است . اى جوانمرد ، اين تن آدمى هرچند از آنجا كه ديد تو است مختصر مىنمايد ، امّا از روى معانى و معالى آن ، گنج‌هاى مرموزى كه در آن به وديعه نهاده شده عالم اكبر است و اين ستارگان و اختران در آن جهان برآراسته‌اند و اين آفتاب و ماه آنست كه بساط تاريكى را درمىنوردد ، كه همه جاى آن روشن مىشود و همگى از دل نورانى مرد مؤمن نور گيرند و دل مرد مؤمن هم از حق نور مىگيرد !

سوره 23 آيه 14

14 -
ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ .
آيه . اين آيت به زبان اهل اشارت و به ذوق ارباب معرفت ، اين خلعتى ديگر است كه خداوند به بندگان داده كه پس از كمال عقل و تميز ، چون تكهء