تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
11 -
الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيها خالِدُونَ .
كسانى هستند كه وارث بهشتند و در آن جاويدانند . 12 -
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ .
هرآينه ما آدمى را از گل ساخته‌شده آفريديم . 13 -
ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ .
آنگاه او را نخست نطفه ( جرم ) در آرامگاه استوار ساختيم . 14 -
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ .
پس آن نطفه را خون بسته كرديم ، سپس خون را پاره‌اى گوشت كرديم آنگاه آن پاره گوشت را استخوانها ساختيم ، پس از آن استخوانها را گوشت پوشانيديم . از آن پس او را آفريده‌اى ديگر ساختيم ، ( از شيرخوارگى و كودكى و جوانى و پيرى ) پس آفرين بر خداى نيكوكارترين همهء نگارندگان و نيكوآفريننده‌ترين همهء آفرينندگان . 15 -
ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذلِكَ لَمَيِّتُونَ .
پس از آن شما همگى مردگانيد ! 16 -
ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ تُبْعَثُونَ .
پس آنگاه همه شماها در رستاخيز از خاك برانگيخته‌شدگانيد !

تفسير ادبى و عرفانى

سوره 23 آيه 0

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
بنام خداوندى كه در ذات يكتا و در صفات بىهمتا است ، كريم و مهربان و لطيف و رحيم ، ياد وى ، دلها را شمع تابان است و مهر او ، زندگانى دوستان است و نام وى ، جهان را روح و ريحان است و عارف را غارت جان ! منصور حلّاج گفت : نام خدا ، يعنى گدازندهء تن ، ربايندهء دل ، غارت‌كنندهء جان ، اما اين معاملت نه با هر خسى و دون همّتى رود ، كه اين جز با جوان مردان طريقت و راضيان حضرت نرود ! و جز حال ايشان نبود كه اندوه عشق ، بجان و دل خريدارند و هرچه دارند فداى درد و غم خويش كنند ، و به زبان حال گويند :
اكنون بارى به عشق دردى دارم * كان درد به صد هزار درمان ندهم !
پير طريقت گفت : من چه دانستم كه بر كشتهء دوستى قصاص است ؟ چون نيك بنگرستم اين معاملت تو را با خواص است !

سوره 23 آيه 1

1 -
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ .
آيه . مؤمن كسى است كه همّتى دارد از دنيا بهتر و بالاتر ! مرادى دارد از عقبى برتر ، و اشتياقى به ديدار مولى دارد ، گهى در بيابان نيكوئيهاى او سرگشته ! و گهى در درياى لطف او غوته‌ور گشته ، گهى بر وفق شرع در حضرت نماز بر مقام راز ايستاده و گاهى در ميدان حقيقت به صفت خشوع تن در داده و دل برده و جان بسته كه فرمود :

سوره 23 آيه 2

2 -
الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ .
آيه . خشوع در نماز ، گوهرى است نفيس و كيميائى است كه هرچه فساد بود به صلاح آرد و تفرقه را به جمع بدل كند ، از قبض باز رهاند و به بسط برساند ، بديها را محو و نيكيها را ثبت كند ! چون خشوع در نماز ، حجابى است از خلق و حسابى است با حق ! اين صفت در ميدان مرگ ، بشارت ده و در تاريكى گور مونس و در وحشت لحد انيس است .

سوره 23 آيه 3

3 -
وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ .
آيه . هرچه تو را از خدا باز دارد سهو است و آنچه جز خدا را بود ، حشو است و هرچه جز كتاب خدا و سنّت مصطفى باشد لغو است و هرچه نه حق است ، باطل و لهو است .