بيگانهوار ! سر به فكر خويش در نهادند و قدر قدرت خداى يگانه را نشناختند و به سزاوارى وى راه نبردند ، بتى جمادى و ناتوان را با او انباز كردند و آن را پرستيدند و دوست گرفتند ! تا خداوند دربارهء آنان فرمود :
ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ .
سوره 22 آيه 74
74 -
ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ .
آيه . قدر او كس نداند مگر خود او ، معرفت او بسزا كس نداند جز خود او ، عقلها دهشت زده و فهمها حيرت زده در مبادى و مبانى اشراق جلال او ، پيغمبران و رسولان به قدم عجز و ناتوانى از درگاه حقيقت شناسائى او بازگشتند .
پير طريقت گفت : اى جوانمرد ، فردا كه بندگان به عزّت وصال او رسند و شاهدهاى قرب را بينند ، آنچه عطا دهد به قدر طاقت تو دهد نه به قدر عظمت و جلال خود ! و از اينجا گفتهاند كه خداوند با موسى از حيث موسى سخن گفت ! و اگر از حيث عظمت و جلال خود با موسى سخن مىگفت موسى ذوب مىشد !
سوره 22 آيه 77
77 -
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا .
آيه . پير طريقت بر زبان اشارت گفت : خداوند ، مؤمنان را ركوع و سجود فرمود و سپس فرمود :
وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ .
يعنى كه اگر بلاى روزگار و محنت دنيا را شربتى سازند و بر دست ناتوانى تو دهند ، روى ترش نكنى و بار بلا را به جان و دل كشى و شربت محنت نوش جان كن ! به شكرانهء اينكه تو را به خدمت خود فرمود و بر حضرت نماز و مقام راز بداشت ، و نيكو نگر كه تا به اين طاعت و عبادت ، منّتى ننهى و به حقيقت دانى كه جمله طاعتها و عبادتها و كردارها و گفتارهاى فرزند آدم ، از ابتداى وجود تا آخر عهد سجود ، در مقابل كمال و جمال الهى ، به ارزش دوك پير زنان نيست ! و خداوند به فضل و كرم خويش اين مشتى خاك را به درگاه خود خواند و بساط انبساط به لطف خود بسط كرد ، و گرنه اين سيهگليم وجود و اين ذرّه خاك ناپاك را كى زهرهء آن بودى ؟ كه قدم بر حاشيهء بساط پادشاه نهادى ! پس سزاى خاك آنست كه با حالت عجز و انكسار گويد :
ما خود ز وجود خويش ننگ آمدهايم * وز روى قضا بر سر سنگ آمدهايم
اندر دنيا گليم بدبختى را * ما از سيهى بجاى رنگ آمدهايم
سوره 22 آيه 78
78 -
وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ .
آيه . جهاد بر سه قسم است : جهاد به نفس ، جهاد به دل ، جهاد به مال ، جهاد به نفس آنست كه از خدمت و رياضت نياسائى و گرد رخصت و تأويلها نگردى و امر و نهى را به تعظيم پيش روى ، جهاد به دل آنست كه خاطرههاى پست و پليد را به خود راه ندهى ، و بر مخالفت عزم ندارى ، و از تفكّر در نعمتهاى خداوند دور نمانى ، جهاد به مال آنست كه آدمى بذل و سخاء وجود و ايثار داشته باشد ! سخاوت آنست كه قدرى بذل كند و قدرى براى خود گذارد ، جود آنست كه بيشتر بذل كند و كمتر براى خود گذارد ؟ و ايثار آنست كه هرچه دارد بدهد ! و با فقر و فاقه بسازد !
. . . هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ .
آيه . او شما را برگزيد و چون مىگزيد عيب مىديد ! و با عيب مىپسنديد ! خداوند در علم خود شما را مسلمان ناميد و شما را به هدايت برگزيد ، و به عنايت ، نام مسلمانى نهاد زيرا او مولاى شما است به حقيقت ، و دلگشاى شما است به رحمت ، به وقت گناه تو را نادان خواند تا عذرت بپذيرد ، و به وقت شهادت تو را دانا خواند تا گواهت بپذيرد ، به وقت تقصير تو را ضعيف خواند تا تقصيرت محو كند .
لطيفه : چه نيك خداوندى ، مهر پيوندى ، معيوبپسندى ، بردبارى ، فراگذارى ، فراگذارد تا فروگذارد ، يا مىگذارد تا درگذرد ، اگر فروگذارد ، بىنياز است و اگر درگذارد ، بندهنواز است ، و جهانيان را نوبت ساز ! از فضل و كرم خداوندى است كه عطاى خود را به خطاى بنده بازنگيرد ، و نعمت خود را به جفاى او نبرد .