تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
مرق نخود با عسل و يا قليل الغذا مانند سائر بقول چنانچه در اين جدول نموده مىآيد لطيف صالح الكيموس كثير الغذاء مانند زردهء تخم‌مرغ نيم‌برشت يا برشته و گوشت كباب و شراب لطيف صالح الكيموس قليل الغذاء مانند انار و سيب و كاهو لطيف صالح الكيموس متوسّط الغذاء مانند نان گندم پاكيزه جيد 4 لطيف فاسد الكيموس كثير الغذاء مانند شش حيوان و كبوتر بچّه 5 لطيف فاسد الكيموس قليل الغذاء مانند ترب و پياز و هرچه تيز و تند باشد لطيف فاسد الكيموس متوسّط الغذاء مانند نان فطير ردىّ الطّبخ كثيف صالح الكيموس كثير الغذاء مانند تخم‌مرغ برشته كرده در روغن كثيف صالح الكيموس قليل الغذاء مانند پنير تازهء غير كهنه 4 كثيف صالح الكيموس متوسّط الغذاء مانند گوشت بچّهء گاو 5 كثيف ردى الكيموس كثير الغذاء مانند گوشت گاو كثيف ردى الكيموس قليل الغذاء مانند گوشت قديد كثيف ردى الكيموس معتدل الغذاء مانند كلم معتدل صالح الكيموس كثير الغذاء مانند گوشت برّهء يك ساله 4 معتدل صالح الكيموس قليل الغذاء مانند شلغم 5 معتدل صالح الكيموس معتدل الغذاء مانند گوشت بچهء شتر معتدل ردى الكيموس قليل الغذاء مانند كلم رومى معتدل ردى الكيموس قليل الغذاء مانند زردك معتدل ردى الكيموس معتدل الغذاء مانند ماهى خشك

[ در بيان ذو الخاصيّة ]

و ذو الخاصيّة آنست كه تاثير آن در بدن بكيفيّتى و امرى وراى كيفيّات و امور ظاهر حسيّه و وهميّه باشد بلكه بمناسبتى طبيعى و امرى بسيار لطيف رقيق خفى مانند جذب مقناطيس و كاهربا آهن و كاه را و تاثير فادزهر و سم در بدن كه تعبير از آن به صورت نوعيّه نيز نموده‌اند و ليكن جذب مقناطيس و كاهربا و آهن و كاه را الطف و ادقّ و خفى است از تاثير آن هر دو بلكه اين نمونه‌ايست از تاثير نفوس بعض اشخاص انسانيّه مر بعض ديگر را از محبّت و عداوت ايشان بسبب مناسبت و مجانست نفوس و ارواح هريك باهم و عدم مناسبت و منافرت ايشان از يكديگر كه تفصيل آن طولى دارد و محلّ گنجايش آن ندارد

[ در بيان فادزهر ترياق ]

بدانكه ذو الخاصيّة اگر تاثير آن بموافق است آن را فادزهر و ترياق نامند و الّا سمّ و فادزهره ترياق آنست كه تاثير آن در بدن و حرارت غريزى و قوى و ارواح بطريق موافقت و محافظت و تقويت و اعانت انها بحدّى باشد كه بر دفع و رفع نكايت و اذيّت سم موذى يارى و مقاومت نمايد چنانچه بتفصيل ان شاء اللّه تعالى مذكور خواهد شد و آنكه افيون ترياق مىنامند مجاز است به جهت آنكه حافظ القوت است و در اين امر با ترياق حقيقى اشتراك دارد

[ در بيان غذاء ذو الخاصيّة ]

و غذاء ذو الخاصيّة آنست كه تاثير آن بمادّه و صورت هر دو باشد بنحو مذكور از فعل و انفعال و تاثير و تاثر مانند روغن گوسفند و گاو و شير با مغز گردكان و مانند انها كه با وجود تغذيه احداث تفريح و دفع سميّت مينمايند

[ در بيان دواء ذو الخاصيّة ]

و دواء ذو الخاصيّة آنست كه تاثير آن بكيفيت و صورت هر دو باشد مانند بادزهر حيوانى و جدوار و حب الغار كه با وجود ترياقيت و دفع سميّت و اذيت سمّ احداث حرارتى غالب بر مزاج اصلى بدن مىنمايد و

[ در بيان غذا و دواى ذو الخاصيّة ]

غذا و دواى ذو الخاصيّة آنست كه تاثير آن بمادّه و كيفيّت و صورت هر سه باشد مانند تفّاح و خمر كه با وجود تغذيه و احداث اندك كيفيّتى غالب بر بدن تفريح و سرور مىآورند

[ در بيان سمّ مطلق ]

و سمّ مطلق آنست كه تاثير آن در بدن مخالف و ضدّ فادزهر باشد و به زودى و بلا مهلت تصرّف در بدن نموده تصرّف طبيعت را معطّل دارد و حرارت غريزى و ارواح و قوى را فاسد و فانى سازد و فرصت فعل و انفعال ندهد مانند نيش و شرب مرارهء افعى و مارهاى قوى و گزيدن انها كه فى الفور مهلك‌اند

[ در بيان دواء سمّى ]

و دواء سمّى آنست كه تاثير آن بكيفيّت و صورت نوعيّه هر دو باشد و بعد تاثير و تاثّر با حصول اثر سمّيّت احداث كيفيّتى غالب بر كيفيّت اصلى بدن نمايد مانند بنج سياه

[ در بيان غذاى سمّى ]

و غذاى سمّى آنست كه تاثير آن بمادّه و صورت هر دو باشد و بعد فعل و انفعال با حصول تغذيه بدستور مسطور احداث سميّت نمايد و امثال اين در خارج كم متحقق است زيرا كه اشياء سمّيّه بىكيفيّتى از كيفيّات نمىباشند و بلاد را بعضى غذاء سمّى گفته‌اند و چنين نيست

[ در بيان غذاى دواى سمّى ]

و غذاى دواى سمّى آنست كه تاثير آن بمادّه و كيفيّت و صورت هر سه باشد و بعد تاثير و تاثّر با حصول