تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 715

مساهمون:

ص٧١٥
مارچوبه از هريك پنج درم فلفل سفيد دارچينى زرنباد تخم جرجير تخم كرفس تخم كندنا تخم اسپست از هريك هفت درم ماهى روبيان مغز نارجيل مغز حب الزلم مغز حب الصنوبر مغز پسته مغز بادام مغز فندق مغز حبة الخضراء مويز منقّى از هريك ده درم جدوار خطائى مجرب افيون مصرى جندبيدستر عاقرقرحا از هريك دو درم مغز حب المحلب كنجد مقشر از هريك پنج درم خولنجان خرفه بهمنين از هريك سه درم زعفران حسك پرورده از هريك ده درم زرده تخم كنجشك ده عدد بسباسه جوزبوا قاقلهء كبار از هريك پنج درم عنبر اشهب دو درم ورق طلا و نيم درم ورق نقره يك درم نبات سفيد نصف اجزا عسل صاف سه چندان ادويه اجزا را كوفته بيخته چنانچه رسم است معجون سازند شربتى مقدار دو درم پيران را و جوانان را يك درم

[ معجون الملك ]

معجون الملك از اختراع جالينوس است از براى ملك صقلبه كه نقرس داشت و از خوردن اين معجون شفا يافت دوائى است نيكو و از براى حفظ صحت و ازاله مرض و قوتش تا هفت سال باقى ميماند و از شش ماه كه از ساختن آن بكذرد استعمال توان نمود و مقدار شربتش از يك مثقال تا سه مثقال است اسحق كفته كه مضر است بمعده و مصلحش عناب است و بالغ النفع است از براى جميع امراض بارده و حرارت و يبوست اين معجون بدرجه سيوم است و نافع است از براى اوجاع حلق و صدر و طحال و جميع رياح بارده و سنك كرده و مثانه و حميات و ظلمت بصر

صنعت آن

سليخه شانزده درم دارچينى هشت درم افيون بزر البنج سفيد لك مغسول از هريك شش درم سداب برى فراسيون كمافيطوس جاوشير جنطيانا اسطوخودوس قردمانا ميعهء سائله از هريك پنج درم عصاره غافث كاشم بزر جندقوقا صمغ عربى مغز بادام شيرين از هريك چهار درم زعفران قسط تلخ فلفل سفيد اذخر مكى سنبل الطيب فرفيون پوست بيخ لفاح اشق پودنهء كوهى رازيانه تخم كزر برى ورق كل سرخ ناردين اقليطى حب بلسان از هريك سه درم و در قرابادين كبير جالينوس غاريقون و سورنجان از هريك دو درم داخل است و ناچار است ازين دو دوا هركاه رياح اشتداد داشته باشد و هرگاه وجع در مفاصل باشد و الا سورنجان نبايد داخل نمود و اكر بلغم قوى باشد خصوص بلغم خام بايد كه زياده كرده شود بر اجزاى مسطور تربد سفيد مدبر زنجبيل از هريك به وزن غاريقون و در بعض نسخ اين معجون زياده كرده شده كشنيز خشك بريان مرزنجوش از هريك شش درم و اين نيكو است از براى اصلاح بصر پس اكر حمى قوى باشد بايد كه زياده شود بدل مرزنجوش طباشير صموغ را در شراب بخيسانند تا حل شود و باقى ادويه را كوبيده و بيخته همه را با سه وزن ادويه عسل مصفى معجون سازند صاحب كامل الصناعة كفته شربتى از اين معجون يك درم است با آب كرم و از براى حصاة كليه و مثانه با آب كرفس

معجون ميعه اسهال كهنه و زحير را سودمند بود

صنعت آن

جندبيدستر اسارون افيون ميعه سائله بزر البنج كندر اجزا مساوى كوفته بيخته با سه چندان عسل بسرشند شربتى از نيم نخود تا يك نخود

معجون منقول از نصايح الرهبان

اين معجون از استنباط استاد ابقراط است نافع است از براى فالج و لقوه و خدر و استرخا و دافع رطوبات غريبه است و صالح است از براى مبرودين و مشايخ و مردمان فربه اصلاحى عظيم و محلل رياح و مجفف قروح و زائل‌كننده قروح و جرب و قوبا و سعفه و اوجاع مفاصل و ظهر هرگاه از رطوبت باشند و انواع استسقا و ضعف باه و سموم و صداع قديم خوردن و طلا نمودن با سركه انكورى و در وسط سر بعد از تراشيدن سر و از براى اوجاع اذن قطور آن در كوش بادهان نافعه يا روغن بلسان و از براى درد دندان كذاشتن اندكى از آن بر دندان و از براى ذبحه با دوغى كه در آن شب يمانى پخته باشند و بايد كه استعمال كرده شود بعد از آن روغن كاو از براى طحال بابيكه پخته باشند در آن پوست بيخ كبر و عاقرقرحا و از براى امراض كليه بابيكه پخته باشند در آن پودنه نهرى و از براى انواع كرمها با آب پوست درخت انار شيرين و از براى بواسير با خمر عنبى و از براى ضعف كبد و معده و امراض اين اعضا با ماء العسل در بارد و با ماء الجبن در حار و اين معجون مضر است باصحاب حرارت مزاج و مصلحش شير است و بايد كه در تابستان استعمال نكنند مكر كسانى كه استيلا داشته باشد بر مزاج ايشان برودت وقتى كه نبوده باشد بلد حار شربتى ازين معجون تا دو مثقال است وقتى كه وفور داشته باشد اسباب برودت به جهت آنكه اين معجون كرم و خشك است در درجهء ثالثه و يك مثقال است در وقت عدم وفور اسباب حاره و قوت اين معجون تا ده سال باقى است و بعد از شش ماه استعمال توان كرد

صنعت آن

دانه اترج بزر البنج سفيد از هريك ده درم فرفيون زعفران سليخه حماما افيون اقاقيا قسط تلخ سنبل الطيب صمغ عربى تخم حندقوقا تخم ابخره مغز حب الخروع مقل اليهود كندر سماق ربق مقشر كبريت زرد لبنى فلفل سفيد ورق كل سرخ عاقرقرحا تخم عرطنيثا تخم كرفس از هريك چهار درم تخم بادروج يك درم ادويه را كوبيده و به سركه بسرشند بان مقدار كه آن را قوامى باشد پس بسرشند بعسل مصفى و داخل كنند در آن روغن بلسان آنچه ميسر آيد و جوشى اندك داده در شيشه نكاه دارند

[ معجون هرمس ]

معجون هرمس نافع است از براى زحير چون آشاميده شود از آن وزن دو ثلث درمى با آب سرد و از براى وجع كبد بماى ورد و كلقند و از براى حمى با آب نيم كرم و اكر با امراض مسطوره تب نباشد با طلا ممزوج و از براى نفث الدم مقدار باقلا با سركه ممزوج باب و در اعتقال امعا و رياح با طلاء عتيق ممزوج و به جهت درد سر و وسواس و جنون شب بخورند با شراب ممزوج و براى كزيدن مار و افعى با آب ترنجبين بنوشند و بمالند و به جهت كزيدن سك ديوانه با شير ديودار بنوشند

صنعت آن

فلفل سفيد بزر البنج سفيد از هريك پنج استار افيون زعفران از هريك ده استار فرفيون اشق ساذج هندى عاقرقرحا پوست بيخ لفاح سداب سليخه سنبل الطيب تخم كرفس از هريك شش استار عود بلسان سه استار عسل سفيد خوشبو كف كرفته به قدر حاجت بدستور مقرر معجون سازند و اين نسخه چهارده جزو است و كرم است در نيم درجه و خشك است در دو درجه و نيم

[ معجون بى حس كننده دندان ]

معجونى كه دندان را بىحس كند و درد بنشاند هرگاه به سبب حرارت باشد و علامت آن استراحت از آب سرد و هواى سرد است

صنعت آن

بزر البنج افيون ميعه بار زرد از هريك دو درم فلفل انكوزه شاهتره از هريك يك درم كوفته بدوشاب انكورى سرشته بر دندان نهد درد را ساكن كرداند

و ايضا مفرحات افيونى است

[ مفرح از اقتراح حكيم عماد الدين محمود ]

مفرح از اقتراح حكيم عماد الدين محمود در نفع از براى تقويت باه و پشت كمر و اوعيهء منى و كرده از طرب المجالس اقوى است

صنعت آن

عود قمارى خام سه درهم سنبل الطيب قرنفل دانه هيل‌بوا زعفران از هريك پنج درم زرنباد ده درم درونج عقربى خصية الثعلب مصرى از هريك سه درم تخم شلغم تخم ترب از هريك پنج درم تودرى سرخ تودرى زرد خولنجان مغز چلغوزه مغز پسته مغز بادام شيرين مقشر مغز فندق مغز تخم خيارين مغز تخم خربزه جوزبوا بسباسه ياقوت رمانى سمكهء صيداء كبابه دارچينى از هريك ده درم مايه شتر اعرابى مصطكى سنا مكى ريك ماهى از هريك سه درم فلفل بزر البنج سفيد از هريك ده درم افيون پانزده درم جدوار خطائى مجرب عنبر اشهب ورق طلا ورق نقره از هريك دو درم مشك تركى خالص سه قيراط عسل مصفى سه وزن ادويه بدستور مقرر معجون سازند و اين تركيب سى و يك جزو است و مزاجش سرد است در ربع درجه اول و خشك در دويم

[ مفرّح ديكر مقوى اعضاى رئيسه ]

مفرّح ديكر مقوى اعضاى رئيسه است و امساك و نشاط اورد

صنعت آن

افيون كازرونى يك مثقال در ميان شش عدد جوزبوا كه ميان انها را خالى كرده باشند فتيله كرده بكذارند و جوزها را بخمير كرفته در روغن كاو بريان نمايند پس خمير را دور كرده ياقوت زرد ياقوت سرخ لعل بدخشى مرواريد
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 715 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى