تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 714

مساهمون:

ص٧١٤
چهار درم سليخه حليّت از هريك دو درم ميعه سائله جندبيدستر جندبيد سنبل الطيب از هريك هفت درم قسط تلخ سه درم عسل به وزن مجموع ادويه بدستور مزبور مرتب نمايند

معجون ربع حكيم مير محمد مؤمن

قلمى نموده كه از مجربات استاد والد من حكيم محمد باقر است و در قطع ربع بى عديل است و وقت استعمال و قدر شربتش بدستور معجون سابق است

صنعت آن

اسارون شامى كندر ذكر مرمكى جندبيدستر ميعه سائله بزر البنج افيون اجزا متساوى عسل مصفى به وزن مجموع ادويه بدستور سابق مرتب نمايند شربتى دو نخود پيش از نوبت تب به دو ساعت

معجون رضوى به جهت قوة باه بىنظير است

صنعت آن

قرنفل بزر البنج بسباسه جوزبوا مغز تخم خربزه تخم خشخاش مغز نارجيل مغز بادام شيرين دارچينى تودرى بين شقاقل مصطكى مغز پسته خصية الثعلب چلغوزه از هريك پنج مثقال زعفران افيون بهمن سفيد و سرخ عود خام از هريك سه مثقال عاقرقرحا سنبل الطيب لسان العصافير از هريك دو مثقال مايهء شتر اعرابى جدوار از هريك يك مثقال اجزا كوفته با سه چندان عسل معجون سازند شربتى دو دانك تا نيم مثقال

[ معجون ضميرى ]

معجون ضميرى نافع از براى فالج و استرخا و سائر امراض دماغى و اعصاب از رطوبات و بلغم و طلاى آن بر عضو مسترخى نيز سودمند است

صنعت آن

افيون بزر البنج سفيد افربيون جندبيدستر دارچينى دارفلفل سنبل الطيب زنجبيل زعفران اجزا متساوى كوفته بيخته بعسل مصفى سه وزن ادويه معجون سازند شربتى به قدر احتمال عليل و اين معجون نه جزو است و مزاجش كرم است در اول درجه دويم و خشك است در دو درجه و نيم و در نسخه ديكر شيطرج هندى عاقرقرحا از هريك يك جزو داخل است و اين نسخه بهتر است

[ معجون غياثى ]

معجون غياثى نافع از براى درد سر كهنه چون شراب ممزوج بعسل و آب نيم كرم بنوشند و كسى را كه صرع بوده باشد چون از آن بنوشد نفع يابد و نافع است از براى هذيان و اورام صلبه و قاطع فضولى است كه متوجه چشم باشد و جميع امراض بلغمى را نافع و سرفه بلغمى و ضيق النفس و اسهال كهنه را و قاطع فضول غليظ لزجه است از سينه و شش و معده را فائده دهد

صنعت آن به نسخه شيخ رئيس

مرمكى صافى سليخه دارچينى فلفل بزر سيساليوس حماما از هريك چهار درم سنبل الطيب فقاح اذخر از هريك دوازده درم زعفران پنج درم افيون پانزده درم تخم كرفس كوهى سى و پنج درم انيسون تخم كرفس بستانى از هريك بيست درم فلفل سى و هشت درم لبنى قسط فوة الصبغ اسارون از هريك يك درم مرمكى و افيون را در شراب ريحانى خيسانيده باقى ادويه را كوبيده و بيخته با عسل مصفى به قدر حاجت بدستور مقرر معجون سازند و در نسخه شيخ مسطور است كه شربتى يك درم با آب نيم‌كرم ناشتا بنوشند و آنچه بنده از استاد خود ديده زياده از يك دانك آن را تجويز نمىفرمودند و بعضى اطبا كفته كه شربتش از يك دانك تا نيم درم است و اين معجون هجده جزو است و وزن اجزا يك‌صد و هشتاد و پنج درم و مزاجش كرم است در ثلث درجه اول و خشك است در اخر درجهء سيم

معجون غياثى ديكر جهت قوت باه بىنظير است

صنعت آن

قرنفل بزر البنج بسباسه جوزبوا مغز تخم خربزه تخم خشخاش مغز نارجيل مغز بادام شيرين دارچينى تودريين شقاقل مصطكى مغز پسته خصية الثعلب چلغوزه از هريك پنج مثقال زعفران افيون بهمن سفيد و سرخ عود خام از هريك سه مثقال عاقرقرحا سنبل الطيب لسان العصافير از هريك دو مثقال مايهء شتر اعرابى جدوار از هريك يك مثقال اجزا كوفته با سه چندان عسل معجون سازند شربتى دو دانك تا نيم مثقال

[ معجون قباد الملك ]

معجون قباد الملك جهت وجع مفاصل و نقرس و تسكين درد انها و جهت منع حادث شدن درد مفاصل و نقرس و جهت سپرز و بادهاى غليظ و تبهاى كهنه و درد قولنج و كشودن سده و كداختن سنك كرده و مثانه و جهت عسر النفس و سرفه و قروح امعا و تاريكى چشم و درد كلو هرگاه در روز بنوشند و نافع است جهت حفظ صحت بدن و نافع است از حادث شدن بسيارى از امراض

صنعت آن

تخم سداب برى فراسيون انيسون اسقولوقندريون كمافيطوس جاوشير جنطيانا رومى اسطوخودوس قردمانا ميعهء سائله از هريك پنج مثقال قسط المر زعفران فلفل ابيض اذخر مكى مر صاف سنبل الطيب فرفيون قشور اصل اللفاح اشق فوتج جبلى تخم رازيانه تخم جزر برى كل سرخ نادرين اقليطى كه سنبل رومى است حب البلسان از هريك سه مثقال دارچينى هشت مثقال سليخه شانزده مثقال عصاره غافث كاشم بزر جندقوقا صمغ اللوزقنه از هريك چهار مثقال بزر البنج الابيض افيون از هريك شش مثقال ادويه را كوفته و بيخته آنچه خيسانيدنى است در شراب ريحانى يا جمهورى يا نبيذ زبيب و عسل مصفى خيسانيده با سه وزن ادويه عسل كف كرفته بسرشند و استعمال نمايند در وقت حاجت بعد از شش ماه شربتى يك درم باب كرم و جهت سنك مثانه و كرده با آب كرفس و رازيانج و جهت درد معده و كبد با ماء الاصول و جهت نقرس و مفاصل به قدر يك نخود هر روز قبل از طعام با آب كرم

[ معجون قدرت ]

معجون قدرت منقول از بياض مجربات ميرزا معز الدين بن ميرزا محمد رضا بن حكيم سليمان شيرازى اين معجون در اكثر امراض بلغمى كثير النفع است ميفرمايند كه اين نوعى از افلونيا است كه به اين اسم مسمى نموده

صنعت آن

فلفل بيست و دو مثقال بزر البنج سفيد قردمانا كندر از هريك دوازده مثقال سليخه برك سداب از هريك بيست مثقال افيون زعفران كبريت زرد صافى از هريك يك مثقال دارفلفل قسط تلخ زراوند مدحرج فرفيون پوست بيخ لفاح از هريك سه مثقال عسل مصفى سه و زن ادويه يعنى چهارصد و بيست و سه مثقال بدستور مقرر معجون سازند شربتى به قدر نخودى و زياده بحسب مزاج و عادت طريق صافى نمودن كبريت ذكر يافت

[ معجون قيصر ]

معجون قيصر از تراكيب فيلجوس رومى است كه از براى قيصر روم تركيب نموده نافع است از براى خفقان بارد و صرع و اوجاع بارده و معده و معا و سدها و عفونت خون و دير هضم شدن غذا و عسر نفس و فواق شديد

صنعت آن

جندبيدستر رب السوس قسط تلخ سليخه فلفل سياه دارفلفل ميعه سائله افيون زعفران سنبل الطيب از هريك سه درم جاوشير يك درم مشك تركى يك دانك زرنباد درونج عقربى مرواريد ناسفته از هريك نيم درم مرمكى صافى نه درم ادويه را كوبيده و بيخته بعسل مصفى سه وزن ادويه معجون سازند و بوقت حاجت استعمال نمايند از آن مقدار نخودى شيخ داؤد كفته كه شربتى ازين معجون يك درم است و قوتش تا دو سال باقى ميماند سيّد اسمعيل نيز كفته كه شربتش يك درم است و بدانكه اين معجون شانزده جزو است و وزن اجزا سى و دو درم است و چهار دانك مزاجش كرم است در اخر درجه دويم و خشك است در اول درجه سيوم و كفته شده كه شربتى از يك دانك تا دو دانك است شيخ داؤد كفته كه معجون را همان وقت كه تركيب كنند استعمال توان نمود و بعض اطبا كفته كه بعد از شش ماه بايد استعمال كرده شود

[ معجون مبهى ]

معجون مبهى منى بيفزايد و نعوظ اورد و كرده و كمر را قوت دهد و بغايت مبهى بود و اكر قوت مجامعت بر طرف شده باشد از خوردن اين معجون به حال آيد و اكر پيران به خوردن اين معجون مداومت نمايند قوت جوانى در خود يابند

صنعت آن

مرواريد ناسفته ياقوت سرخ ياقوت زرد لعل بدخشانى يشب سبز از هريك دو درم قرص افعى بادزهر حيوانى شبانكاره مشك خالص از هريك يك درم بوزيدان زنجبيل دارفلفل قرنفل لسان العصافير از هريك سه درم شقاقل خصية الثعلب مصرى قصيب كاو سوهان كرده تخم بابونه كاكنج مغز سر كنجشك خايه خروس
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 714 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى