تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠
انفع هرچند افيون در انها اصل و عمود نيست بلكه براى حفظ مزاج تركيب مانند عسل كه از براى حفظ تركيب معاجين كبار و سائر مركبات داخل است طرد اللباب در اينجا ذكر مييابد ترياق فاروق مسمى به ترياق الافاعى و ترياق اكبر و ترياق كبير در افعى مذكور شد و آنچه در انها افيون داخل نيست در حرف تا ذكر خواهد يافت ان شاء اللّه تعالى ترياق كبير مسمّى بمثرروديطوس شيخ داود كفته كه معنى مثروديطوس نجات دهنده از ضرر است يا آنكه نام ملكى از ملك روم است و بعضى كفته‌اند نام حكيمى است كه تاليف اين مركب نموده و در كتابى از كتب يونانى كه مؤلف آن معلوم نبود ديده شد آنچه دلالت بر اول دارد يعنى نام ملك رومى است و اندروماخس ثانى حكايت كرده كه از استنباط فليمون حكيم است و بعضى كفته‌اند از تاليف فيثاغورس است كه يكى از اجداد معلم اول است و چون شيوع يافت اين تركيب عظيم ميداشتند يونانيون قدر آن را تا آنكه مثقالى از آن را هفت مثقال طلا مىفروختند و همچنين بود تا ظاهر شد ترياق اكبر مسمّى بترياق فاروق است پس بزركتر از مثروديطوس است در منافع و دفع سموم و مثروديطوس ثانى اوست و اين امرد بزركتر از جميع معاجين كبار است و نزد بعضى از اطباى مثروديطوس افضل از ترياق اكبر است در تفتيح سدها و تحليل اورام جاسيه و اورام صلبه كه در مفاصل باشد در تحريك شهوت باه شيخ رئيس كفته كه مركب صناعت مثروديطوس جليل القدر است و نام نهاده شده باسم او و تاليف كرد اين مركب را از ادويهء مجربه بر دفع سموم و بر اغراض ديكر تا بوده باشد جامع و منفعت آن از براى سموم مختلفهء را مختلفهء ديكر پس بود اين مركب ترياق اكبر در آن زمان پس اتفاق افتاد از براى اندروماخس ثانى كه كاه باشد بر منفعت لحوم افاعى و غير آن از ادويهء فادزهريه ديكر پس زياده كرد در آن اقراص افاعى و غير آن از ادويهء اندكى بزيادتى و نقصان بعضى از ادويه پس ناميد آنچه را خود در آن تصرف كرده بود ترياق اكبر و آن انفع است از مثروديطوس در يك چيز كه آن سم مارها است اما در سائر منافع كمى ندارد مثروديطوس از ترياق اكبر يكى معتد به بلكه مثروديطوس زياده بر ترياق فاروق است در نفع و رجحان دارد بر آن در فوائد و منافع بسيارى و طول كلام در ذكر منافع آن نمىنماييم به جهت آنكه منافع اين ترياق منافعى است كه از براى ترياق اكبر ذكر كرديم و ليكن مقدار شربت اين ترياق اندكى از ترياق اكبر زيادهء است و قوانين استعمال اين ترياق مثل قوانين استعمال ترياق اكبر است و ليكن مدّت كذاشتن اين از براى كرفتن مزاج از ابتداى ساختن تا زمان استعمال نيست مثل ترياق فاروق بلكه شش ماه است و قوت مثروديطوس زياده بر دوازده سال باقى نميماند و بعضى كفته‌اند كه قوتش زياده بر هفت سال باقى نميماند و شيخ رئيس كفته كه مثروديطوس قوى و فاضل است از براى حصاة كليه

صنعت آن بنسخه جمهور كه شيخ رئيس در قرابادين قانون ذكر كرده

بكيرند زعفران مر صافى غاريقون هش سفيد زنجبيل دارچينى كثيرا از هريك ده درم سنبل الطيب كندر حرف بابلى اذخر مكى عود بلسان اسطوخودوس سيساليوس قسط سفيد تلخ كمافيطوس قنه علك البطم دارفلفل عصاره لحية التيس جندبيدستر ساذج هندى ميعهء سائله جاوشير از هريك هشت درم سليخه سياه فلفل سفيد فلفل سياه سورنجان جعده اسقورديون دوقو اكليل الملك جنطيانا حب بلسان اقراص فرفيون مقل ازرق از هريك هفت درم سداب دو درم اشق سنبل رومى مصطكى رومى صمغ عربى فطراساليون قردمانا تخم باديان از هريك پنج درم انيسون وجّ تركى موسكبينج اسارون از هريك سه درم و نيم افيون غنچهء كل سرخ مشكطرامشيع از هريك پنج درم فو اقاقيا سرهء سقنقور ماهى روبيان هيوغاريقون از هريك چهار درم و نيم شراب ريحانى كهنه قدرى كه صمغها را در آن حل كنند عسل مصفى به قدر كفايت و در نسخه ديكر قانون عسل مصفى دو وزن مجموع ادويه است بدستور ترياق فاروق معجون سازند و نكاه دارند و بعد از شش ماه استعمال نمايند شربتى به قدر بندقه با آنچه مناسب باشد از اشربه و اين نسخه پنجاه و پنج جزو است سواى اقراص فرفيون و شراب و عسل و اين نسخه تمام‌ترين نسخها است و درين نسخهء سيزده جزو است كه در نسخهء جالينوس نيست و آن غاريقون است و سورنجان سداب يابس و اشق و سكبينج و اسارون و كثيرا و اسطوخودوس كمافيطوس و اكليل الملك و عود بلسان و مقل ازرق و فلفل سياه و در نسخهء جالينوس دو جزو است كه درين نسخه نيست و آن بيخ سوسن و نمك هنديست و در نسخه شاپور يك دواست كه درين نسخه نيست و آن بزر سداب است و وزن جنطيانا در نسخه شاپور پنج درم است حكيم مير محمد مؤمن كفته كه اكر بجاى شراب سركه انكورى يا مثلث كنند شايد و بدل ماهى سقنقور روبيان به وزن آن يا سمكه صيدا كنند و ميفرمايند كه فقير قرص افعى را بهتر ميداند و با مايهء شتر اعرابى و چون حبّ بلسان و روغن بلسان يافت نميشود بدل حبّ بلسان حب الغار نيم وزن و بدل عود بلسان زراوند طويل نيم وزن آن و بدل روغن بلسان و روغن بزر فجل برى كرده‌اند و به نهايت مؤثر يافته و حكيم معصوم كفته كه بعضى از اطبا كه پيروى شرع نموده‌اند بجاى شراب عرق مخلصه و يا عرق دارچينى به كار برده‌اند و در نسخهء صاحب كامل الصناعة و نسخه صاحب تذكره و نسخ اكثر متاخرين وزن علك البطم ده درم و بجاى حرف بابلى خردل ابيض و را تينج هشت درم داخل است و بجاى برك سداب بزر سداب شش درم و بجاى كل سرخ كل بنفشه است و در نسخه ديكر كل سرخ و كل بنفشه هر دو داخل است و اين اشهر است و وزن فو و مو و سكبينج و اسارون از هريك سه درم است و انيسون داخل ندارد و صاحب تذكرة كفته كه صموغ را در شراب ريحانى حل سازند و يا در سركه مصعد و يا دوشاب انكورى كه قدرى زعفران داشته باشد پس بدرستى كه آن در نفع مثل شراب است و بايد كه ادويه را با سه وزن انها عسل مصفى معجون سازند و در نسخهء ديكر دو وزن مجموع ادويه عسل مصفى داخل است و اجماع است بر نفع اين ترياق در اقليم سبع ليكن هرجا كه اقصر لبالى آنجا نسبت به جاهاى ديكر اقصر باشد و عرض آن زياده بود پس نفع اين ترياق آنجا زياده است و اطباى هند اين ترياق را با آب كرفس ميدهند و اطباى زنج و حبشه با لبن حليب و اطباى مصر و نواح آن با آب باديان و غير اينها به تنهائى محمود بن الياس شيرازى كفته كه شربتى ازين ترياق يك مثقال است

[ اقراص قوفيون مستعمل در مثروديطوس ]

اقراص قوفيون مستعمل در مثروديطوس محلل و منقى و ملطف و مفتح احشا است و به جهت امراض باردهء اعضاى رئيسه نافع و با قوّت ترياقيه است

صنعت آن به نسخه شيخ رئيس كه در قرابادين قانون ذكر كرده

مويزدانه بيرون آورده چهار درم دارچينى مقل ازرق اظفار الطيب اكليل الملك سليخه سياه سنبل رومى سعد كوفى حب الغار از هريك سه درم علك البطم بيست و چهار درم اذخر مكى مرمكى صافى از هريك دوازده درم قصب الذريره نه درم زعفران يك درم قفر اليهود دو درم و نيم و اين نسخه نسخهء شاپور بن سهل است و در آن قفر اليهود زياده كرده و در نسخه سرابيون دارشيشعان دو درم و نيم زياده برين نسخه است و در نسخه ديكر اسارون دو درم زياده كرده شده و در نسخه حكيم مؤمن وزن علك البطم چهار درم است و اين سهوى است از او يا از كاتب نسخهء او و صموغ اين اقراص را بايد كه در شراب و يا امثال شراب بخيسانند و باقى ادويه را كوفته بيخته باب سرشته اقراص سازند و بعضى از قدماء اجزاى اين اقراص را با سه وزن ادويه عسل مصفى معجون ميكرده‌اند ميفرمايند كه اكر اين مركب را از براى جزو مثروديطوس تركيب