تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
آن

صنعت آن به نسخه شيخ الرئيس

بزر البنج سفيد زعفران از هريك يك استار افيون افربيون از هريك بيست درم سنبل الطيب لبنى از هريك دو استار ساذج هندى قرنفل از هريك چهار درم فلفل سفيد دو درم مرواريد ناسفته نوشادر تخم سداب برى مشك تبتى خالص كافور قيصورى قاقله دارچينى سليخه سياه از هريك يك درم قسط تلخ هشت درم بزر حرمل يعنى تخم اسپند عاقرقرحا دارفلفل از هريك چهار درم سكبينج جندبيدستر جاوشير از هريك دو درم زرنباد درونج عقربى روغن بلسان از هريك هشت درم و در نسخهء سريانيه و نسخه عجميه مرمكى و كافور قيصورى از هريك چهار درم داخل است ادويهء خشك را كوفته بيخته صموغ را در مثلث خيسانيده حل كرده مجموع را بعسل كف كرفته سه وزن مجموع ادويه معجون سازند و در ظرف چينى نكاه دارند و بعد از شش ماه كه كهنه شود استعمال نمايند شربتى مقدار بندقى با آب نيم كرم و به نسخه اصل بيست و هفت جزو است و به نسخهء سريانيه و عجميه بيست و هشت جزو و مزاجش كرم است در دو درجه و خشك است در اواخر درجهء سيوم سيد اسمعيل جرجانى در ذخيرهء كفته كه شربتى ازين دوا را بيكدرم است تا يك مثقال

بزرگ دارو به نسخه حبيش بن الحسن

صنعت آن

بزر البنج سفيد زعفران از هريك سه درم افيون افربيون از هريك ده درم سنبل الطيب لبنى از هريك شش درم مرواريد ناسفته نوشادر تخم سداب برى مشك تبتى قاقله دارچينى سليخهء سياه از هريك نيم درم قسط تلخ زراوند طويل درونج عقربى روغن بلسان از هريك چهار درم تخم اسپند عاقرقرحا دارفلفل ساذج هندى قرنفل از هريك دو درم سكبينج جندبيدستر جاوشير فلفل سفيد از هريك يك درم ادويه را كوفته بيخته با عسل مصفى سه وزن ادويه معجون سازند و در ظرف چينى نكاه دارند و بعد از شش ماه شربتى مقدار چلغوزه باب نيم‌كرم تناول نمايند و قوت اين دوا تا شش سال قوى مىباشد و بعد از آن ميكردد ضعيف و بدانكه تفاوت ميان اين نسخهء و نسخهء شيخ اين است كه درين نسخهء كافور داخل نيست و بجاى زرنباد زراوند طويل است و ساذج قرنفل درين هست و در نسخهء شيخ نيست و باقى موافق نسخهء شيخ است

[ بيهوشى دارو ]

و نيز از آن جمله تراكيبى كه اصل و عمود در انها افيون است بيهوشى داروها است بدانكه آن را به عربى دواى مرقد و دواى مسبت نامند يعنى دوايى كه موجب خواب بسيار سنكين طبيعى و خواب سنكين غير طبيعى كردد و اين بيهوشى را نافع است از جهت شخصى كه خواسته باشند كه عضوى از اعضاى فاسد او را قطع كنند يا جراحتى را كه بشكافند يا سل و يا بط شريان كنند و امثال اينها وقتى كه او را در هوشيارى برداشت آن نباشد

صنعت آن

افيون كازرونى بزر البنج سفيد بيخ لفّاح چرس خالص بريان كرده زعفران اجزا متساوى كوفته بيخته باب جوز ماثل خمير كرده سه روز زير برك كردكان كذارند پس آن را در سايه خشك كرده باز بسايند و هر شخصى را كه موافق مزاج و قوّت و ضعف و اعتياد بمغير و عدم اعتياد نهايت تا يك دانك بخورانند

بيهوشى دارو ديكر كه همين منفعت دارد و رفع بيخوابى مفرط مىكند

صنعت آن

افيون كازرونى بزر البنج سفيد بيخ لفاح جوز ماثل كه آن را بهندى دهتوره نامند تخم كاهو جمله برابر نيم كوفته بجوشانند و از استرى بپالايند پس بكيرند كندم قدرى و در آب آن مطبوخ بخيسانند و بكذارند تا تمام آب را جذب كند پس خشك كنند آن كندم را در سايه و بدستور مرتبه دويم ادويه مزبوره را بجوشانند و همان كندم را مرتبه ثانى در آن بخيسانند و خشك كنند در سايه و مكرر اين عمل كنند تا پنج مرتبه پس بسايند و در شيشه نكاه دارند و بوقت حاجت يك دانك تا دو دانك آن را بخورانند و چون خواهند به هوش آيد چند قطره سركه انكورى در بينى آن چكانند و بدمند تا اثر آن باقصى انف و بدماغ او نرسد و بافاقت آيد

بيهوشى دارو ديكر كه همين منفعت دارد

صنعت آن

افيون كازرونى پنج درم خشخاش سياه ده درم تخم كاهو بيست درم مجموع را در سه رطل آب بجوشانند تا به يك رطل رسد پس ربع رطلى كندم در آن بخيسانند پس بجوشانند تا آب خشك شود پس آن را در سايه پهن كنند تا خشك شود و در شيشه نكاه دارند و در وقت حاجت يك مثقال از آن سائيده بخورند كه بيهوش شوند

[ بيهوش دارو ديكر از براى اخراج پيكان و ديكر اعمال شديدة الوجع ]

بيهوش دارو ديكر از براى اخراج پيكان و ديكر اعمال شديدة الوجع استعمال كنند تا شخص بيهوش كردد و بعد از فراغ چون خواهند كه به هوش آيد سركه و كلاب و روغن كل سرخ و كافور بر سر و كف دست او پاى او بمالند و آب برف و سركه و كلاب بخورانند

صنعت آن

بزر البنج سفيد تخم خشخاش سياه تخم كاهوى سياه بيخ لفاح تخم جوز ماثل افيون از هريك يك درم پوست كوكنار تيغ نزده ده درم همه را در شش رطل آب بخيسانند پس بجوشانند چون نيم رطل رسد ربع رطل ورق القنب با ده درم چرس خالص در آن سرشته خشك سازند بعد از آن هفت نوبت در شراب مقطر نموده تر كرده خشك سازند پس چهار درم جوزبوا و چهار درم زعفران سوده در آن بياميزند شربتى يك درم از براى كسى كه معتاد بافيون و بنك و مغير نباشد كه او را بيهوش كرداند و كسى كه معتاد به مكيف و مغير باشد زياده به قدر طاقت او دهد

بيهوشى دارو تاليف شيخ رئيس كه بسيار قوى است

صنعت آن

افيون جوز ماثل كافور قيصورى از هريك يك درم ورق القنب نيم درم مشك تبتى نيم درم بزر البنج يك مثقال خربق سفيد دو درم جمله را كوفته بيخته در بول حمار تر كرده بكذارند تا خشك شود آن كاه صلايه نموده مقدار جوى در دماغ هركه بمالد بيهوش كردد و چون از شيشه بيرون اورند با مشك صلايه كنند و در خرقه محكم كنند و در وقت حاجت دماغ خود را به سركه بمالند كه در وى اثر نكنند

فصل در ترياقاتى كه اصل و عمود در انها افيون است

[ ترياق برء السّاعة از مولانا ظهير الدّين فارسى ]

ترياق برء السّاعة از مولانا ظهير الدّين فارسى شاكرد ابو البركات كه مرموز نوشته و آن مرحوم قلمى فرموده‌اند از كتابى كه فقير نقل نموده تصريح نموده بود كه به نسخه خط مصنف مقابله كرده‌ام

صنعت آن

فلفل سفيد فلفل سياه بزر البنج سفيد از هريك بيست مثقال افيون ده مثقال زعفران پنج مثقال فرفيون سنبل الطيب از هريك يك مثقال عسل دو وزن ادويه بدستور مقرر مرتب نمايند و اين ترياق جهت دفع سموم حيوانى و نباتى و جهت دوار و سدر و ظلمت بصر و دوى و اواز كوش و زكام و نزله و لقوه و فالج و رعشه و سيلان لعاب از دهان و ذكاى قلب و قوّت حفظ و رفع نسيان و كداختن بلغم و صفاى صوت و جهت سهر سباتى و سبات سهرى و قولنج و پيچش و برودت معده و جكر و كشودن سده جكر و تقويت جكر بر طبخ خون و به جهت ربو و انواع استسقا و بالجمله جميع منافعى كه در برشعثاى ابو البركات منقول از خط مولانا ظهير الدّين عماد الاسلام مذكور است دارد و طريق استعمالش مثل برشعثا است با آنچه استعمال توان نمود و مزاجش مائل بحرارت است با يبوست غالب

[ ترياق برء السّاعة ديگر از مولانا ظهر الدين ]

ترياق برء السّاعة ديكر از مولانا ظهر الدين عماد الاسلام فارسى ابو البركات اوحدانى كه حكيم مومن در تحفة المؤمنين ذكر كرده و قلمى نموده كه مكرر به تجربه فقير رسيده و در خواص بهتر از مثروديطوس است و به جهت تب ربع مكرر به تجربه رسيده

صنعت آن

ميعهء سائله كماذريوس مر صافى زعفران حرف جنطيانا از هريك پانزده جزو طين مختوم افيون سنبل الطيب صمغ عربى جندبيدستر غاريقون هش سفيد از هريك سه جزو اقاقيا هيوفاريقون فطراساليون از هريك دو جزو قصب الذريره دارشيشعان حب الغار عصاره لحية التيس از هريك پنج جزو زراوند طويل ريوند چينى اسارون حماسا جعده روغن بلسان از هريك دو جزو و نيم عسل مصفى دو وزن مجموع ادويه بدستور معجون سازند و اكر روغن بلسان نباشد بدل آن زيت عتيق كنند

[ ترياق كبير مسمّى به مثروديطوس ]

امّا ترياق كبير مسمّى به مثروديطوس و ترياق كبير مسمّى بسوطيرا و ترياق كبير مسمّى بشليثا به نسخ متعدده و ترياق غرزه و ترياق كبير شيخ الرئيس و ترياق اعظم حكيم مير محمد مؤمن و ترياق