تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 688

مساهمون:

ص٦٨٨
است و به جهت دفع سموم نائب مناب ترياق فاروق است نافع از براى زكام و نزلات كهنه و درد اعضا و اعصاب و زحير و اسهال و قولنج و احتباس بول و درد شقيقه و استسقا و درد رحم و احتباس حيض و تقطير بول و منافع بسيار دارد و شرح آن موجب تطويل است

صنعت آن

جنطيانا سليخه دارفلفل از هريك سه مثقال سنبل الطيب فقاح اذخر زراوند طويل از هريك هفت مثقال افيون ده مثقال زعفران يك مثقال انيسون تخم كرفس بزر البنج سفيد اسارون از هريك پانزده مثقال فلفل سياه بيست و دو مثقال قسط شيرين فوة الصبغ از هريك پانزده مثقال زنجبيل پودنه خشك از هريك پنج مثقال ادويه را كوفته بيخته بروغن كل سرخ پانزده مثقال چرب كرده بعسل مصفى چهار صد و پنجاه مثقال بدستور مقرر معجون سازند

برشعثا به نسخه حكيم لطف اللّه شيرازى خال آن مغفور

صنعت آن

فلفل سياه بزر البنج سفيد از هريك سى و هفت مثقال و نيم افيون از هريك پانزده مثقال فربيون عاقرقرحا سنبل الطيب از هريك شش مثقال عسل سفيد مصفى سه وزن ادويه عسل را بقوام آورده اول مرتبه افيون را بكلاب حل كرده پس باقى ادويه را بان سرشته معجون سازند شربتى از يك قيراط تا يك دانك

برشعثا به نسخه ديكر

صنعت آن

فلفل سفيد دارفلفل پوست بيخ انجبار از هريك بيست مثقال عاقرقرحا دو مثقال و نيم سنبل الطيب زعفران از هريك سه مثقال افيون كازرونى هفت مثقال عسل مصفى سه وزن ادويه بدستور مقرر معجون سازند

[ برشعثا ابو البركات منقول از تحفة المؤمنين ]

برشعثا ابو البركات منقول از تحفة المؤمنين كه معزّى اليه قلمى نموده كه مولانا ظهير الدين فارسى شاكرد ابو البركات اوحدانى ميفرمايد كه اين نسخه را از خط ابو البركات نقل نموده‌ام بهترين نسخ برشعثا است از براى دفع سموم حيوانى و نباتى و به جهت دوار و صدر و ظلمت بصر و صداهاى كوش و زكام و نزله و لقوه و فالج و رعشه و سيلان لعاب از دهان و ذكاى قلب و قوت حافظه و دفع نسيان و كداختن بلغم و تصفيهء صوت و سهر سباتى و سبات سهرى و جهت قولنج و پيچش و برودت معده و جكر و تفتيح سدهاى جكر و تقويت جكر بر طبخ خون و اخلاط صالحه و جهت ربو و انواع استسقا و سستى بدن و كثرت عرق و بوى بدن و تقويت جماع و زياده مىكند حرارت غريزى را و زائل ميكرداند حرارت غريبه را و كسل و تثاوب و نمطى و استرخا و انواع اعيا را و جهت تفتيت سنك كرده و مثانه و ادرار بول و ريك مجتمع را متفرق و منحدر ميسازد و جهت دفع وسواس سوداوى و وحشت و سوء مزاج بارد و درد معده و دير هضم شدن طعام و وجع فواد نافع و قدر شربتش بنهايت كثرت يك مثقال است و اقلش يك نخود صاحب سل را مقدار نخودى با آب كرم بدهند كه وقت خواب بنوشد در زمان بارد پانزده روز و در زمان حار هر سه روز يك بار با آب كرم و بروغن بادام شيرين و نبات و حذر نمايند در مزاج خشك و سعوط آن به مقدار حبه با آب كرم و بروغن بادام شيرين و نبات شيرين نمايند در مزاج خشك و سعوط آن به مقدار حبهء با آب مرزنجوش صاحب صداع بارد را نافع است و همچنين سعوط نمايند صاحب لقوه را و در امراض حلق مقدار حبه به دهان كرفته آبش را فرو برند و در سرفه كهنه و تازه بلغمى بعصير مرزنجوش مقدار حبه و جهت ضيق النفس و ربوباب زيره و اصل السوس و در رفع وجع فواد و معاء باب رطبه و اكر متعذر باشد بطبيخ زيره و جهت وجع سپرز بماء الورد و خل خمر و جهت درد پهلو به شراب اصول و جهت درد جكر با آب و عسل هركاه از مواد بارده باشد با ماء الاصول و جهت مبطون با ماء الاس هركاه ضبط شكم خود نتواند كرد و جهت درد تهىكاه با آبى كه كرم شده باشد در افتاب و در تابستان بجلاب نيم كرم و جهت تبهاى بالرزه هركاه با آن وجع فواد باشد با آب نيم كرم و جهت تبهاى مركبه بمطبوخ انيسون و به جهت زحير بلعاب بزرقطونا نيم كرم و جهت حصاة با آب سداب يا آب برك ترب و جهت بيمارى كه بان سهر باشد بطبيخ خشخاش و جهت بواسير با آب كندنا و جهت ثقل لسان با آب سماق بزر بان لطوخ نمايند جهت غم بىسبب با آب كاسنى تازه يا آب كاسنى تازه يا آب لسان الثور و جهت تقويت باه با آب نخود مطبوخ و جهت نقرس هر روز حبه فرو برند و جهت زنى كه بزايد و نفاسش قطع نشود با آب حلبه و جهت كسى كه كافور بسيار خورده باشد بطبيخ عود قمارى بماء الورد و جهت هم با آب حرمل و جهت كسى كه افيون خورده باشد بطبيخ دارچينى و جهت كسى كه او را عقرب كزيده باشد با عسل و جهت كسى كه او را افعى كزيده باشد حبهء هر روز فرو برد و هرچند قى كند باز بنوشد تا قى قطع شود و علامت درين آن است كه افعى كزيده وقتى كه پاك شود از سم خوابش مىبرد و همچنين در هر سم قتالى و جهت ماده در كرده بهم رسيده باشد بطبيخ نخاله و زبد و جهت حبس زيادتى خون حيض با آب سماق و جهت احتباس خون حيض بطبيخ عناب و مويز و جهت قولنج بطبيخ اصل السوس

صنعت آن

دارفلفل دارچينى جنطيانا سليخه جندبيدستر از هريك چهار درم و در نسخه ديكر از هريك سه مثقال است سنبل الطيب فقاح اذخر زراوند طويل از هريك ده درم و در نسخه ديكر از هريك هفت مثقال است افيون يك مثقال و يك دانك و نيم زعفران يك درم انيسون تخم كرفس بزر البنج سفيد از هريك پانزده مثقال و در نسخه ديكر افيون يك مثقال و يك دانك و نيم است و انيسون پانزده مثقال فلفل سياه بيست و دو مثقال و نيم قسط تلخ فواسارون از هريك ده مثقال و نيم زنجبيل فودنج خشك از هريك هفت درم روغن بلسان يا روغن كل سرخ هركدام كه باشد ده مثقال عسل سفيد جيد خوشبو مصفى مقدار چهارصد و پنجاه مثقال بدستور مقرر مرتب نمايند و بعد از شش ماه استعمال نمايند

[ برشعثا ابو البركات ديگر كه حكيم مؤمن در تحفة المؤمنين ذكر كرده ]

برشعثا ابو البركات ديكر كه حكيم مؤمن در تحفة المؤمنين ذكر كرده و قلمى نموده كه اين نسخه منقول است از خط ابويم كه معزى اليه از خط استاد خود نواب حكيم محمّد باقر بن حكيم عماد الدين محمود شيرازى نقل كرده و قلمى فرموده كه بهترين جميع برشعثا است

صنعت آن

بزر البنج سفيد فلفل سفيد از هريك بيست درم افيون ده درم افيون زعفران پنج درم جندبيدستر دو مثقال عاقرقرحا سنبل الطيب عود هندى سليخه زرنباد بهمن سرخ بهمن سفيد از هريك دو درم عود بلسان چهار درم خشخاش سفيد فرفيون از هريك نيم مثقال روغن بلسان پنج مثقال و اكر نباشد بدل آن روغن زيتون كهنه كنند بدستور مقرر با عسل مصفى سه وزن ادويه معجون سازند

برشعثا از املاى بهاء الدّين طبيب

صنعت آن

افيون ده مثقال فلفل سفيد بزر البنج از هريك بيست مثقال زعفران پنج مثقال سنبل الطيب عاقرقرحا فرفيون از هريك يك درم عسل مصفى سه وزن مجموع ادويه بدستور مقرر مرتب نمايند

برشعثا به نسخه ديكر

صنعت آن

فلفل سياه پنج مثقال بزر البنج افيون از هريك ده مثقال عاقرقرحا زعفران فرفيون سنبل الطيب از هريك چهار مثقال عسل مصفى سه وزن ادويه بدستور مقرر مرتب نمايند شربتى يك مثقال تا دو درم با آنچه مناسب باشد از اشربه

برش

از مخترعات صاحب خلاصة التجارب بغايت مفيد است

صنعت آن

مصطكى كندر دارچينى از هريك دو مثقال فلفل سياه يك مثقال زعفران ربع جزوى افيون خالص نيم درم اجزا كوفته بيخته با سه چندان عسل مصفى مقوم بسرشند

[ بزرگ دارو ]

و نيز از آن جمله بزرگ دارو است بدانكه آن لغت فارسى است و ترجمه آن دواء الكبير است و اين دوا از كبار ادويهء اطباى فرس و مختار جميع اطبا است در هر مرضى كه نافع است مر آن را ترياق اكبر و افلونيا و شليشا شيخ رئيس كه منفعت اين دوا بزرك است در قولنج محمود بن الياس كفته كه بزرك ميداشتند ملوك عجم شان اين دوا را و شبيه است در اكثر افعال به ترياق فاروق و از ترياق كبار است و نافع است از براى درد كوش حادث از برودت و از رياح باردهء غليظه خوردن