قولنج باب مطبوخ شبت و از براى عسر البول با آب زنجبيل و شبت و بزعم بعضى بايد كه استعمال كرده شود اين دوا از براى مرضى كه نافع است اين دوا از براى آن مرض به آب كاسنى تازه يا آب شبت و مانند اينها و شفائى را زعم آن است كه بايد استعمال كرده شود به آب تفاح مر يعنى ترش و شيرين و كمان اين است كه اين مخصوص بسموم حاره باشد و اكر جهت سموم مطلقا شير كاو بهتر است و ميفرمايند كه زعم فقير آن است كه در هر مرض با اشربه مناسبه بان مرض و وقت و مزاج اصلى شخص و عادت و سن بايد بحسب راى طبيب داده شود و مقدار خوراك ازين معجون تا ربع مثقال طبى است و بعضى كفتهاند تا نيم مثقال و بزعم بعضى تا يك درم است و بايد كه استعمال كرده شود بعد از كذشتن شش ماه از ساختن آن و چون چهار سال بر آن بكذرد ناقص ميكردد فعل آن و در هفت سال فعلش باطل ميكردد
صنعت آن به نسخه شيخ الرئيس در قانون
مرمكى زعفران افيون جندبيدستر بزر البنج قسط تلخ قردمانا خشخاش سياه سنبل الطيب اصل غافث يا عصاره آن كبد ذئب خشك كرده شاخ راست بز اجزا متساوى كرفته آنچه كوفتنى باشد كوفته بيخته و آنچه كداختنى است در شراب حل كرده و شاخ بز را سوزانيده مجموع را با عسل سفيد مصفى سه وزن مجموع ادويه معجون سازند و در ظرف چينى نكاه دارند اين معجون سواى عسل و شراب دوازده جزو است
صنعت اين معجون به نسخهء شيخ داود انطاكى در تذكره
زعفران عاقرقرحا افيون سنبل الطيب اصول غافث و عصاره آن كبد ذئب شاخ راست بز كه آن را سوخته باشند اجزا متساوى كوفته بيخته به شراب انكورى يا مثلث يك هفته بخيسانند پس با سه وزن ادويه عسل مصفى معجون سازند و در ظرف چينى نكاه دارند اجزاى اين نسخه سواى عسل و شراب و مثلث هشت جزو است و مزاجش در حرارت اندكى از دو ثلث درجه اولى كمتر است يعنى قريب با واسط ثلث دويم درجه اولى و يبوستش در يك درجه و نيم است و نسخه ابن جزله در منهاج مساوى نسخه شيخ الرئيس است الا آنكه مرمكى مساوى يك جزو داخل دارد و نسخه صاحب اختيارات بديعى مساوى نسخه ابن جزله است الا آنكه بجاى شاخ بز شاخ راست كوسفند كوهى كه آن شاخ را سوخته باشند داخل است
[ اثاناسيا صغرى ]
اثاناسيا صغرى منافعش مساوى منافع اثاناسيا كبرى است شيخ الرئيس كفته كه اين اثاناسيا اليق است بامزجه حاره از كبرى
صنعت آن
به نسخه شيخ الرئيس ميعه سائله افيون زعفران قسط تلخ سنبل الطيب سليخه از هريك چهار درم عافث هشت درم و در نسخه ديكر عصاره غافث هشت درم است اصل السوس دوازده درم عسل به قدر كفاف بدستور معجون سازند شربتى مقدار بندقى با آنچه موافق باشد از اشربه و در نسخه ديكر دو دوا افزوده شده و آن مرمكى و عود بلسان است از هريك چهار درم و نسخهء اول سواى عسل هشت جزو است و نسخه دويم ده جزو و وزن ادويهء نسخهء اول چهل و چهار درم است و نسخهء دويم پنجاه و دو درم صاحب ميزان الطبايع آورده كه مزاج اين معجون سرد است در سه ربع درجهء اولى و خشك است در اخر درجهء دويم ميفرمايند كه صحيح آن است كه حار است در وسط درجه و خشك است در اخر درجه دويم و خشك است در اخر درجه دويم
اثاناسيا صغرى به نسخه شيخ داود انطاكى
صنعت آن
ميعه سائله افيون زعفران سنبل الطيب عاقرقرحا خشخاش سياه قسط تلخ عود بلسان از هريك چهار درم غافث هشت درم اصل السوس خراشيده دوازده درم اجزا كوفته بيخته در شراب يا مثلث يك هفته خيسانيده با سه وزن مجموع ادويه عسل مصفى معجون سازند و بعد از شش ماه استعمال نمايند شربتى به قدر بندقى و اين نسخه سواى عسل و شراب يا مثلث ده جزو است
اثاناسيا صغرى بنسخهء ابن جزله
كفته كه نافع است از براى كبد و اوجاع آن و معده و قروح سينه و سعال و رياح و سموم
صنعت آن
ميعه سائله يا يابسه افيون زعفران قسط تلخ سنبل الطيب مرمكى صافى سليخه عيدان بابونه از هريك يك جزو عصاره غافث دو جزو اصل السوس تراشيده سه جزو كوفته بيخته با سه وزن مجموع ادويه عسل مصفى معجون سازند و بعد از شش ماه استعمال نمايند شربتى به قدر بندقى
احمدى افيونى افيوندار
صنعت آن
فلفل سياه هفت مثقال بزر البنج سفيد سه مثقال دارچينى قرنفل زنجبيل دانه هيل مصطكى ريوند چينى بوزيدان خصيه الثعلب سورنجان مصرى اسارون عاقرقرحا كل ارمنى مغسول پوست هليلهء كابلى طباشير سفيد از هريك يك مثقال و نيم اسطوخودوس ابريشم مقرض زعفران از هريك دو مثقال عنبر اشهب يك مثقال و نيم ورق طلا يكصد عدد ورق نقره يكصد و سى عدد ادويه را كوفته پخته و در اخر بزر البنج را با تخم خشخاش بكوبند آن قدر كه بروغن نشيند و ادويه بروغن بادام چرب نموده زعفران و افيون را در كلاب حل كرده با عسل سفيد مصفى بقوام اورند ادويه را بان بسرشند و در ظرف چينى كرده در جو نكاه دارند و بعد از چهل روز تا يكدرهم و دو درهم به كار برند
[ ارسطون ]
و اما نسخ ارسطونات ارسطون و آن را ارسطن نيز كويند لغت يونانى است و ترجمهء آن فاضل است و اين معجون را بسبب فضيلت در منافع به اين اسم مسمى نمودهاند شيخ داؤد كفته كه معنى آن رب الطف است و نام نهاده شده به اين اسم به جهت لطافت قوت آن بعضى توهم كردهاند كه تاليف ارسطون حكيم است و لهذا به اين اسم مسمى كرديده
[ ارسطون كبير ]
و بدانكه اصح آن است كه ارسطون بر دو قسم است ارسطون كبير كه جالينوس از براى جاريه رئيس و هو الملك از بلاد دوم كه شكايت كرد رئيس بجالينوس كه او را جاريهء محبوبه است و حادث شده است او را وجعى در رحم كه مانع است از مباشرت پس جالينوس اين معجون را براى او تاليف كرد و چون ظاهر كرديد كه جليل القدر و سريع الأثر و فاضل المنفعت است او را به اين اسم مسمى كردانيد و اين معجون نافع است از براى برودت رحم و وجع آن و اوجاع آلات بول و از براى درد شكم و قولنج و تحليل رياح نافع و نافع است از براى نقرس و اوجاع مفاصل حاره و عرق النساء در جوانان و از براى سل و حميات مختلطه و حمى ربع و حابس خون است از هرجا كه آيد و نافع است از صداع و دوار بارد را چون بياشامند از آن يك درم و از براى ضعف كبد و ابتداى استسقا و مقدار شربتى از آن يك درم است تا يك مثقال و قوتش تا چهار سال باقى ميماند
صنعت آن
افيون زعفران سليخه حماما فرفيون اقاقيا قسط تلخ مرمكى صافى سنبل الطيب صمغ عربى مغز حب الخروع تخم جندقوقى تخم ابخره تخم جرجير مقل ازرق كندر دبق مقشر سماق منقى از حب كبريت زرد ميعه سائله فلفل سفيد از هريك پنج درم عاقرقرحا تخم عرطنيثا كل سرخ خشك كرده تخم سداب تخم كرفس تخم اترج نانخواه تخم طرحستقوق از هريك چهار درم تخم بادروج يك درم بزر البنج سفيد دو درم و در نسخه ديكر ده درم است حب القرطم مقشر زنجبيل از هريك دو درم و در نسخه ديكر فلفل سياه دو مثقال و چهار دانك نيز داخل است اجزا را آنچه كوفتنى باشد نرم كوفته پخته بعد از آن وزن كرده و آنچه تر كردنى باشد به شراب ريحانى تر نمايند و اكر شراب ريحانى نباشد به شراب جمهورى يا مثلث با نبيذ عسل و زبيب خيسانيده حل نمايند و در عسل مصفى به قدر حاجت داخل كرده مقدار يك اوقيه روغن بلسان نيز بر آن اضافه نموده در ديك سنكى كرده بر آتش ملايم نهند و دو سه جوشى داده از آتش فرو كيرند و ادويه را بان سرشته معجون سازند و در ظرف چينى يا زجاجى يا نقرئى يا رصاصى نكاه دارند بعد از شش ماه استعمال نمايند شربتى كامل از آن يك درم و بعضى كفتهاند تا يك مثقال طبى و اين معجون هرچند كهنهتر شود مىباشد انفع و تا ده سال قوتش مىباشد قوى و بعد از ده سال قوتش ضعيف ميكردد و اين معجون بنا بر نسخه اصل سواى عسل و خمر ريحانى و روغن بلسان سى و سه جزو است و وزن مجموع اين سى و سه جزو بنا بر نسخه كه وزن بزر البنج دو درم است يكصد و چهل و چهار درم است و بنا بر نسخهء و بنا بر نسخه كه وزن بزر البنج ده درم است وزن مجموع يكصد و پنجاه و دو درم است و در نسخه ديكر وزن بزر البنج پنج درم است و بنابراين نسخه وزن مجموع يكصد و چهل