تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 674

مساهمون:

ص٦٧٤
و موجب ضعف و سستى نميكردد جهت آنكه جدوار بسبب ترياقيت و كيفيت حرارت جميع قوتهاى بدنى و حرارت غريزى را قوّت ميدهد و چون حرارت غريزى قوت يافت كمال زيادتى بهم مىرساند و بدان سبب ميل به ظاهر مينمايد و انبساط تمام حاصل ميكردد و اثرش بدماغ و سائر اطراف ميرسد و موجب نشاط و نشاء ميكردد كه قائم مقام نشاى افيون بلكه بهتر از آن باشد چه كيفيت جدوار ذاتى و افيون عرضى است چنانچه در سبب نشاط افيون ذكر يافت و ديكر آنكه افيون بسبب برودت بمرور ايام حرارت غريزى را قوت ميدهد و چون حرارت غريزى قوت كم ميكرداند و لهذا بدن و قوتها و اشتها را ضعيف مىكند و بشره را زرد و از رونق و صفاى اندازد بخلاف جدوار

[ اما مركباتى كه تعويض افيون بدان ميتوان بود ]

و اما مركباتى كه تعويض افيون بدان ميتوان بود بسيار است يكى از انها اين تركيب است كه حكيم عماد الدّين محمود شيرازى قدس سره در رساله افيونيهء خود اورده‌اند كه از وضع حكماى فرنك است و در بلاد روم مستعمل و مجرب ايشان است و عمده اجزاى آن قطران و خرم كياه است و نسخه آن اين است زعفران حب النيل از هريك پنج مثقال خرم كياه بيست مثقال بزر البنج سفيد دارچينى جوزبوا كچله از هريك دو مثقال لسان العصافير تلخ دوازده مثقال قطران چهل و پنج مثقال عسل سفيد مصفى هفتاد مثقال على الرسم معجون سازند و چون انفع اجزاى اين تركيب خرم كياه است كه يك باشد اكر بواسطه حرمت آن را بدل بشاهدانه كنند انسب است چنانچه ما چنين كرديم در كمال خوبى و طريق ترك افيون بدين چنين است كه به قدر نخودى يا جوى از افيون ترك كنند و نيم مثقال از تركيب مذكور فرو برند و چندانكه توانند از وقت مقررى خوردن افيون تاخير نمايند و مرتبهء ديكر كه خورند قدرى نيز از مقدار آن كم نمايند و بر معجون و تاخير زمان معتاد نيز بيفزايند و همچنين بتدريج از افيون كم نمايند و بر معجون و تاخير زمان معتاد نيز بيفزايند تا به حدى كه مثلا يك نوبت صباح بالكل بر طرف شود و بايد كه در شبانروزى مقدار يك مثقال و نيم خورده شود و اين تركيب از مجربات است و شايد دواى انفع ازين نباشد و ديكر نيز تركيبى است كه حكيم مسطور قدس سرّه نقل كرده كه يكى از جملهء غازيان روملو بهند افتاده و از مجربين آنجا اين دوا معلوم كرده و به اردوى معلى امده و بسى مردم را از عادت افيون خلاصى داد و بتبريز رفت آنجا نيز اكثرى را نجات بخشيد و برادرزاده او جوانى بود در سن بيست سالكى برين نسخه مطلع شده بشيروان امده در زمانى كه حضرت نيز آنجا بود و جمعى كه معتاد بودند بواسطه آن تركيب خلاصى يافتند و پيش حقير آمد كه نسخه را اعلام ميكنم اما به اين شرط كه با حقير باشد و از طب و علاج چيزى به چيزى ببيند چون عقل تمام نداشت حقير قبول نه‌نمود و در آن اوقات مولانا حاجى محمود دامغانى كه سن او به شتاد رسيده بود آنجا آمد و او قريب به پنجاه سال بود كه مرتكب افيونيات شده و در شبانروزى قريب بيك مثقال مىخورد و اين پسر او را مبالغه كرد كه ازين تركيب بخور كه من علاج ميكنم ترا و قريب به ظهر بود كه مثل بيضهء از آن نوشيده رفت و روز ديكر امده كفت كه تا قريب به نصف شب كه وقت معتاد بود اصلا به ياد نيامد كه افيون خورده يا نه و پسر چنين نقل كرده كه عمدهء اجزاى اين حرمل است كه بروغن دنبه چنان بريان كنند كه قريب بسوختن شود و بالسان العصافير و شقاقل تركيب بعسل و ديكر حب كچله است كه ازاراقى نامند چنانچه حكيم مسطور قدس سره در همان رساله مذكوره آورده كه آن عوض افيون مىشود و در آن حرارت و يبوست قوى است و از مردم بسيارى معلوم شده كه خوردن آن سليم العاقبت است مقدار معتدل او قاتل نيست و شكى در آن نيست و ميان خلايق نفع آن در وجع ورك اشتهار تمام دارد و درين اوقات جهت ترك افيون نفع آن ظاهر شده و مردم بسيط آن را استعمال ميكرده‌اند و درين اوقات يكى از اكابر و اولاد اشراف كه مدتها معتاد بافيون بود يكى از افاضل اطبا حبى جهت آن تركيب نمود كه عمده اجزاء كچله بود و بعضى از مخدرات و مقويات و از افيون صرف آن را منتقل بان حب نمود و بعد از اندك زمان ترك آن حب هم نمود و مدتى نازك بود و باز بدان مبتلا شد اجزاى آن حب عود هندى سنبل الطيب مصطكى رومى زعفران بيش جدوار خطائى و امثال اين ادويه بود و ديكر از تراكيب مشهوره و اقوى انها بلكه اقوى از كل تراكيب ترياق فاروق است چنانچه تراكيب و اقوى انها بلكه اقوى از كل تراكيب ترياق فاروق است چنانچه تراكيب و شرائط استعمال آن به تفصيل در افعى ذكر يافت و حب جوز ماثل كه مشهور بحب الشفا است و در حرف الجيم در جوز ماثل خواهد آمد و ديكر حب بدل افيون و حب جدوار و افلونيا و برشعثا و برش ابو البركات و سائر انواع برشها و تراكيب افيونيه و شربت خشخاش است چنانچه ان شاء اللّه تعالى عن‌قريب در همين باب به تفصيل مذكور خواهد شد

فصل در بيان حالاتى كه بعد از ترك آن معتادين را عارض ميكردد

پوشيده نماند كه اين حالات نزديك است بمضرتهائى كه در ارتكاب آن رومى نمايد اكثرى را از آن جمله حالتى است كه نفس او برنمىايد و مىپندارد كه دل او در اقصى موضعى است در بدن او كه وصول هواى مستنشق بدان دشوار است و نيز مىپندارد كه دل او در موضعى است كه نفس او را به او راه نيست همچنين خروج هوا مدخلى نى و نيز مىپندارد كه بر روى سينهء سنكى نهاده‌اند و نمىكذارند كه استخوانهاى سينه و شراسيف او منبسط شوند و نيز مىپندارد كه كويا دل او را به زير ميكشند و ضعط القلب كه فشردن دل است و تقشر قلب كه پندارند كه كويا پوست دل او را جدا ميكنند و ميكشند و امدن اشك سوزان از چشم و عطسه بسيار و بىخوابى و درد اعضا و تكسر آن و سقوط اشتها و پيچيدن ناف و مغص و درد پشت و درد كمر بمرتبه كه كويا مىتركد و جدا ميكنند آن را و در سر و سرفه خصوصا در زمستان و برنيامدن اواز و كرفتن سينه و اسهال و تزحر و قلق و اضطراب و غير اينها از احوال رديه و امراض مهلكه است و اكثر اينها بسبب ترك عادت و خو كرفتن طبيعت بان است اكر چه موذى بود كه العادة كالطبيعة الثانيه و اجتماع و احتباس و انجماد مواد و ابخره و احتقان انها و ضيق مجارى بسبب يبس و تخدير افيون و چون آن عائق و مانع بر طرف شد اندك‌اندك مواد محتبسه منجمده به تحريك و ترقيق در مىآيد و باعضا و اطراف ميريزند و اين احوال طارى ميكردد و صعود بدماغ مينمايند و از آنجا نيز منصب بان اعضا ميكردند و باعث اين اعراض و امراض ميكردند و وجوه ديكر نيز دارد چنانچه مفصلا در رساله افيونيهء حكيم عماد الدّين محمود حسينى قدس سره و سائر كتب مسطور

فصل در بيان معالجات اين احوال بطريق اجمال

اما معالجه حالت اولى تقويت قلب است به مثل مفرحات و ياقوتيات و داء المسك حلو و مثروديطوس و ترياق و مخلصهء اكبر و سائر مقويات قلب و از اشربه شراب كاوزبان و ابريشم عنبرى و سيب و به يا صندل و كلاب و بيدمشك و عرق كاذى با تخم بادرنجبويه و فرنجمشك و بالنكو و يا شربت معمول از نبات و يا قند و يا عسل يا كلاب و بيدمشك و عرق بهار و كاذى و كاوزبان و دارچينى كه به فارسى كل مشكين و بهندى سيوتى نامند با به زور مذكوره و يا شربت ليمو و فواكه ميخوش و شربت عود و يا خميرهء اينها بحسب مزاج و وقت و اما علاج عطسه بسيار و امدن اشك كرم سوزان از چشم سعوط بروغن بنفشه و بادام نمودن و بوئيدن افيون و خوردن تخم خشخاش و شربت آن با پوست و ضماد پوست خشخاش و همچنين تخم كاهو خصوص سياه آن بر پيشانى و مقد دماغ و تدهين سر بدهن خشخاش و انفع چيزها خوردن مقدار يك عدد سه‌بيخ تفت يزدى است و اما علاج بيخوابى سعى كردن در آنكه خواب آيد از تدهين دماغ و كف دست و پا و خوردن اغذيه لذيذه