و هفت درم مىشود و اين نسخه اصح است و بنا بر نسخهء كه فلفل سياه داخل است عدد ادويه سى و چهار مىشود و دو مثقال و چهار دانك بر وزن اصل مىافزايد و مزاجش كرم است در وسط درجه دويم و خشك است در وسط درجه سيوم و بعضى اطبا اجزاى اين دوا را بعسل نميرشند بلكه كفتهاند كه اجزا را بصموغ محلوله به شراب ريحانى و روغن بلسان بايد سرشت و اقراص ساخته و كفتهاند كه قوت اين اقراص تا سه سال باقى ميماند
[ ارسطون صغير ]
ارسطون صغير بنا بر قول حنين و شيخ الرئيس نافع است از براى جميع امراضى كه نافع است از براى انها ارسطون كبير و ظاهر اين است كه اين نيز از تراكيب جالينوس باشد
صنعت آن
به نسخه شيخ رئيس افيون يك اوقيه و چهار درم اقاقيا فلفل از هريك يك اوقيه عاقرقرحا فرفيون زعفران از هريك سه درم حماما پنج درم سليخه سياه چهار درم كبريت زرد سنبل الطيب از هريك يك اوقيه ادويه كوفته پخته بعسل مصفى به قدر حاجت سرشته معجون سازند
[ ارسطون صغير به نسخه معصومى ]
ارسطون صغير به نسخه معصومى كفته كه در نفع مساوى است با ارسطون كبير
صنعت آن
افيون مصرى يك درم اقاقيا فلفل از هريك چهار درم عاقرقرحا زعفران از هريك سه درم سنبل الطيب دو درم و در بعضى نسخها كبريت زرد نيز يك درم امده اجزا كوفته بيخته با سه چندان عسل سفيد مصفى بسرشند شربتى يك مثقال
[ اسود سليم ]
اسود سليم عود و اصل در اين دوا نيز افيون است كه تقويت كرده شده بادويه مخدره ديكر و اصلاح كرده شده بمصلحات هريك و داخل كرده شده در آن ادويه دماغى و ادويه دافع سودا و بلغم و ادويهء ترياقيه و ناميده شده اين مركب به اين اسم به جهت آنكه منسوب است بسليم بن داؤد وكيل عبد اللّه بن ابى بكر خليفه كه جامع اين دوا است و چون در اين دوا قطران داخل است و رنك اين دوا را سياه كردانيده آن را اسود سليم كويند و اين دوا نافع است از براى جميع اوجاع و امراض بارده و امراض سوداويه و بلغميه و از براى فالج و صرع و لقوه و مرهء سودى و به جهت سموم و كزيدن جانوران سمى
صنعت آن بنسخه شيخ الرئيس
تخم اسپند يكصد و بيست درم جاوشير هفتاد درم شونيز قنابرى از هريك شصت درم وجّ تركى سكبينج اشق زراوند طويل خردل سفيد مقل ازرق زراوند مدحرج خربق سياه جندبيدستر پوست كاسنى بيخ حنظل كبريت زرد تخم جرجير فنجنكشت سداب كوهى از هريك چهل درم افيون بزر البنج سفيد اصل شاپرك كه بيخ لفاح باشد اصل بيخ كه شبكران باشد فلفل سفيد فرفيون كندش نمك هندى سرخ نمك نفطى سياه عاقرقرحا مرمكى صافى صبر سقوطرى لبان شيطرج هندى از هريك بيست درم مصطكى رومى سنبل الطيب زرنباد درونج عقربى از هريك هشت درم زعفران سه درم ادويهء خشك را كوفته بيخته وزن كرده و صموغ را در قطران شامى به قدر كفايت خيسانيده پس در هاون بدسته بمالند تا نرم شود و اندكاندك قطران بر آن چكانند تا نيكو سرشته شود و در ظرف چينى پاكيزه كرده پس ادويه خشك را تمام در آن داخل كرده بسرشند سرشتنى شديد و نيز اندك قطران بران بچكانند و چون نيكو سرشته شد در سبوچه اخضر پاكيزه يا چينى كرده در خاكستر دفن كنند بعد از آنكه سعى در محكم بستن سر آن سبوچه نموده باشد پس بعد از چهل روز استعمال نمايند شربتى از آن از براى اقويا سه مثقال و از براى اواسط دو مثقال و از براى ضعف يك مثقال و از براى رضيع مثل فلفلى و كفته شده كه شربتى ازين معجون از براى صاحب لقوه يك درم است حبيش تفليسى كفته شربتى ازين دوا يك درم است تا دو درم به قدر قوت بيمارى بيمار و قوت اين دوا تا چهار سال باقى ميماند و اين دوا حار و يابس است صاحب ميزان الطبائع آورده كه كرم است در يك درجه و سه ربع درجه و خشك است در دو درجه و ربع درجه
[ اصفر سليم ]
اصفر سليم منسوب است بسليم وكيل عبد اللّه بن ابى بكر كه او جامع اين دوا است و بسبب زردى رنك آن به جهت وقوع زعفران در آن آن را اصفر سليم ناميدهاند نافع است از براى جميع اوجاع خصوص اوجاع رحم و از براى مرهء سودا و رياح و خفقان و صرع و اوجاع صبيان طبرى در كناش خود كفته كه از معاجينى كه اختيار كردهايم ما كه امر كنيم با رمان آن در صرع حادث بمشاركت معده اصفر سليم است
صنعت آن
فلفل سفيد زنجبيل نمك هندى قسط تلخ از هريك شش درم افيون فرفيون جندبيدستر قرنفل زعفران مصطكى عاقرقرحا از هريك پنج درم فاشرى فاشرستين سعد كوفى زرنباد درونج عقربى زراوند طويل از هريك دو درم روغن بلسان ماء الكافور از هريك چهار درم ادويهء خشك را كوفته بيخته صموغ را به شراب ريحانى خيسانيده حل كرده مجموع را با عسل سفيد مصفى سه وزن ادويه بدستور مقرر سرشته معجون سازند شربتى از براى هركس بحسب قوت و مزاج او و صاحب ميزان الطبائع كفته كه اين دوا كرم است در يك درجه و سه ربع درجه و خشك است در دو درجه و نيم
[ افلونيا ]
و نيز از جمله مركباتى كه اصل و عمود در انها افيون است افلونيا است بدانكه افلونيا لغت رومى است و آن را افلونيا به غير همزه نيز كويند و آن عمده و اصل ادويه مركبهايست كه اصل و عمود در انها افيون است
[ 1 . افلونيا روميه ]
و اصل افلونيا دو قسم است روميه و فارسيه و اصل و مقدم ازين هر دو افلونيا روميه است كه منسوب است بافلين حكيم رومى طرسوسى و او را افلن به غير يا نيز كويند و اصل نسخه افلونيا روميه بزعم شيخ ابو على بن سينا رح كه در قانون ذكر نموده معجونى است بالفعل معروف است به برشعثا و بعد از نسخ افلونياى روميه و فارسيه و افلونياهاى تصرف متاخرين نسخه شيخ را در رسم برشعثا ذكر ميكنيم
افلونياى روميه به نسخه شيخ داؤد انطاكى و ابن جزله و سيد اسمعيل و صاحب اختيارات بديعى و اكثر اطبا
صنعت آن
زعفران پنج درم فلفل سفيد بزر البنج سفيد از هريك بيست درم افيون ده درم فطراساليون چهار درم تخم كرفس بنطى سه درم سنبل الطيب چهار درم ساذج هندى سليخه عاقرقرحا حب بلسان فرفيون از هريك يك درم كوفته پخته بروغن بلسان چرب نموده با سه وزن ادويه عسل سفيد مصفى خوشبو معجون سازند و بعد از شش ماه استعمال نمايند شربتى مقدار نخودى با آب مطبوخ كرفس نبطى و جعده بنوشند و قوت اين دوا تا سه سال باقى است و در نسخه ابن جزله بجاى فلفل سفيد فلفل سياه است و بعض اطبا درين افلونيا بجاى تخم كرفس بنطى جعده داخل نموده و ديكرى بجاى كرفس نبطى جعده داخل نموده و ديكرى بجاى كرفس نبطى دوقو داخل نموده و اجزاى اين دوا سواى روغن بلسان و عسل دوازده جزو است و وزن اجزا سواى و روغن بلسان و عسل هفتاد و يك درم است و مزاج اين معجون سرد است در سه ربع درجه اولى و خشك است در اخر درجه سيوم و در نسخه مظفر الدين شفائى دارفلفل بيست درم داخل است و اما منافع اين افلونيا مسكن اكثر دردها و نافع است از براى قولنج و عسر البول و سنك كرده و مثانه و اوجاع طحال و كبد و پهلوها و سرفه و اسهال و تشنج و قاطع نزف الدم و نافع است از براى صداع مركب از خون و خلطى بارد چون بلغم و سودا هرگاه خورده شود بعد از فصد و تنقيهء آن خلطى كه سبب صداع شده و شربتى مقدار نخوديست با آب طبيخ كرفس بنطى و جعده و مضر بعقل و بعضى كفتهاند كه اين دوا را بعد از سه ماه استعمال توان نمود و سيد اسمعيل كفته اين افلونيا دواى مبارك است نزلات را باز دارد و همه بيماريها و دردها را ساكن كرداند خاصه درد قولنج و از براى نزف حيض و هيضه را مفيد است صاحب اختيارات بديعى كفته كه از جمله خواص اين دوا آنكه مسكن درد دندان است شربا و كذاشتن بر آن و سرفه و خناق را زائل كند و بعضى كفتهاند كه منافع اين دوا زياده از حد و حصر است و از آن جمله نافع است از براى خفقان و سرفه كهنه و سيلان مزمن رحم و اختلاف مرهء صفرا و سودا و نافع از براى تشنج حادث از شدت اوجاع و آلام آشاميدن آن و شربتى ازين دوا مقدار يك نخود است از براى قولنج و درد كرده باب كرفس سيد اسمعيل در ذخيره كفته كه شربتى ازين معجون از نيم مثقال تا يك مثقال است به جهت قولنج در آب طبيخ شبت از جهت درد جكر با طبيخ جعده و به جهت درد معده با طبيخ باديان و به جهت بازداشتن خون با طبيخ سماق و سيد مظفر الدين شفائى كفته كه شربتى از اين معجون از يك دانك است تا نيم مثقال و به جهت درد معده درد معده در طبيخ انيسون را از براى درد طحال با سكنجبين و از براى قولنج در طبيخ