تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
كه خواب اورد و خوردن ماست در تنويم خاصه كه نان در آن ثريد كنند اثر تمام دارد و اما علاج رفع اعيا و اوجاع بخورانيدن خشخاش سفيد و تخم كاهو و شاهدانه و مغز تخم خربزه و آرد نخود و كندم برشته و قند سفيد از هريك به قدر لائق و مناسب است و اما علاج درد اعضا آشاميدن بعض مخدرات مانند بزر البنج و بيخ نفت و تخم تاتوره از هريك به قدر عدسى تا نيم نخود مجوز است و ماليدن سورنجان و جوزبوا و قسطين و مغاث و جدوار خطائى با روغن بابونه و روغن كل سرخ و كلاب بر انها مفيد است و اما علاج اسهال شراب حب الاس و جوارش آن و خبث الحديد و فنجنوش و حب آن حب جدوار و طباشير و كهربا و لؤلؤ و مرجان و امثال اينها و جوارشات و معاجين قابضه اكر ارادهء ترك بالمره باشد و الا اندك از افيون با افيونيات بسيار مفيد است و سائر معالجات هريك بحسب لايق به عمل اوردن

فصل در بيان مدت بقاى قوّت افيون و كيفيت نكاه داشتن آن

بدانكه مدت بقاى قوت افيون مثل سقمونيا پنجاه سال كفته‌اند زيرا كه كفته‌اند مطلقا صموغ و عصارات را مدت طويله قوت انها باقى ميماند اما درين مدت طويله بر يك منوال و قرار نيست بلكه در اوائل حال كه رطوبت فجه درو است كه حقيقت صفت تخدير و قوت تبريد از اوست آن فعل اقوى و اتم است و رفته‌رفته رو به نقصان و زوال ميكذارد و در اواسط متوسط و در اخر ضعيف و كاه كه مانند آرد اجزاى او از هم جدا و متفتت كردد و تماسك و صورت نوعيه او باقى نماند در آن زمان اثرى نخواهد داشت و اما كيفيت نكاه داشتن آن است كه در جاى محفوظ دارند كه كيفيت رطوبت و برودت و حرارت و يبوست خابص و هوادار چندان تاثيرى نكند كه آن را از صورت نوعيه خود بكرداند و ضعيف كرداند زيرا كه تاثير كيفيات خارجيه در انحلال و زوال صورت نوعيه اشيا اثرى تمام دارند و لهذا اشيا صلبه را مانند ياقوت و حجريست كه خواهند زود قابل سحق كردد در آتش سخت كرم كرده در آب سرد مىاندازند در اندك زمانى و به چند دفعه چنان نرم ميكردد كه به سهولت تمام سوده مىشود

فصل در بيان كيفيت استعمال افيون در تراكيب و اكحال

بدانكه چون خواهند افيون را در ادويهء عين و اكحال استعمال نمايند بايد كه آن را صاف نمايند اكر صاف و خالص نباشد و بريان كرده با مصلحات به كار برند تا از غائله آن ايمن باشند و مضرت او كم شود دستور تشويهء افيون بدانكه ديسقوريدوس و بغدادى كفته‌اند كه در خذفه يعنى سفال پاره نهند بر آتش كذارند روبرو بكردانند و به كار برند و شيخ الرئيس كويد كه افيون را بر روى آهن بريان كنند تا سرخ شود و به همين دستور در تراكيب ديكر كه افيون برشته در آن داخل است بايد بريان نموده داخل نمايند و اكر رماد افيون محرق و رماد آن را خواهند زياده تشويه نموده در كوزه مطين كرده در تنور يا اوجاغ بسوزانند تا سوخته كردد پس براورده به كار برند و ادويهء مسكنهء وجع ازن و قرحه آن و در منافع افيون قبل ذكر يافت

فصل در بيان ابدال افيون

بدانكه ابدال آن بقول جمهور دو وزن يا سه وزن آن بزر البنج سفيد است زيرا كه بزر البنج سياه از سموم است و بعضى كفته‌اند بدل آن مثل وزن آن تخم لفاح يا پوست بيخ آن يا عصاره آن است و بعضى تودرى سفيد و كفته مثل آن و هم‌وزن آن عصاره الحية التيس و در حبس الدم طباشير و طين مختوم و كافور و كهربا و در كلام شيخ الرئيس امده كه بدل آن سه مثل آن بزر البنج و مثل آن تخم لفاح است و سنجرى نيز چنين كفته و عصاره لفاح را نيز و سمرقندى بدل آن را بيروح آورده

فصل در تعداد مركبات افيون‌دار كه از حكماى ما تقدم است و طريق تركيب آن

اثاناسيا كبرى اثاناسيا صغرى ارسطون كبير ارسطون صغير اسود سليم كه مشهور بمعجون ابو مسلم است اصفر سليم افلونيا فارسى افاونيا رومى بادمهرج برشعثا بزرك داد و ترياق فاروق ترياق غرزه رحمرثا دواء الكبريت زمهران كبير زمهران صغير كه رامهران نيز نامند سنجرنيا كبير سنجرنيا صغير شليثا فيروزنوش قفطارغان كبير قفطارغان صغير كاسكبينج مثروديطوس مخلص اكبر كه سوطيرا نيز نامند معجون ابقراط معجون ابو ماهر معجون ارسطوماخس معجون اسود كه معجون اعظم نيز نامند و صاحب كامل الصناعة آن را باسم كندرى ذكر كرده معجون بولس معجون ربع معجون ضميرى معجون غياثى معجون قباد الملك معجون قيصر معجون كاكنج معجون هرمس

اما طريق تركيب انها

چنانست كه در ترياق فاروق ذكر يافت كه ادويه صحيحهء جديدهء تازهء كرم نخوردهء فاسد و بوسيده نشده تحصيل نمايند كه در انها غل و غش و تغيير و تبديل نباشد و هريك را جداجدا بكوبند به همان دستور بپزند و وزن نمايند و افيون و سائر صموغ را در مائعى مناسب بخيسانند و اكر محتاج بصاف نمودن باشد صاف نمايند و عسل و يا نبات را بقوام آورده در آن ريزند و باخكر رطوبت آن را خشك نمايند كه نسوزد پس فرود آورده و پس از فاتر كرديدن حرارت آن سائر ادويه را بان بسرشند و در ظرف نقرئى يا چينى بدستور نكاه دارند و اكر افيون يا صموغ ديكر محتاج بريان نمودن باشد بدستور مقرر بريان نمايند پس حل نموده داخل نمايند و اكر در كوفتن بعضى ادويه را باهم بكوبند پس بايد اجزائى كه در سخافت و كثافت و صلابت نزديك بهم باشند باهم بكوبند مانند كل سرخ و كاوزبان و نيلوفر و سونجان و بوزيدان و مانند اينها باهم و دارچينى و خولنجان و قرنفل باهم و همچنين اين قاعده را مرعى دارند اما درين صورت بايد كه قبل از كوبيدن هريك از ادويه را جداجدا وزن نمايند

فصل در بيان مركباتى كه اصل و عمود در انها افيون است

و از آن جمله اقسام اثاناسيا و ارسطون و اسود سليم و اصفر سليم است اما معنى و نسخ اثاناسيا

[ اثاناسيا ]

بدانكه معنى آن منقذ يعنى نجات دهنده است چه اين معجون موجب رستكارى از جميع اوجاع و قولنج‌هاى شديد كه رهاننده و خلاصى كننده است از جميع امراض چون افلونياى رومى طرسوسى كه معروف است ببرشعثا يعنى برء السّاعة و بعضى كفته كه معنى آن دواء الذئب است جهت آنكه از اجزاى آن كبد ذئب است لهذا مسمى به دواء الذئب و كبد الذئب شده

[ اثاناسيا الكبرى المعمولة بكبد الذئب ]

اثاناسيا الكبرى المعمولة بكبد الذئب كويند مشهور آن است كه از تراكيب جالينوس است و بزعم قومى اقدم از جالينوس است و بهترين آن معتدل القوام است كه رائحه شراب داشته باشد و غش كرده مىشود بر شعثا يعنى به افلونياى رومى طرسوسى و شناخته مىشود بطعم و رائحه شراب شيخ داؤد انطاكى كفته كه اين معجون كرم است در اول درجهء دويم و خشك است در اخر درجه دويم يا در اول سيوم و صاحب ميزان الطبايع كفته كه اين معجون سرد است در ربع درجهء اولى و خشك در اخر درجهء دويم ميفرمايند كه چون فقير ميزان اين دوا را كرفت بدستور معروف ميان اطبا كه عسل را محسوب نميدارند معلوم شد كه كرم است در دو ثلث درجهء اولى و خشك است در اخر دويم و اكر عسل نيز محسوب كردد كرم است در اخر و اوسط درجهء دويم و خشك است در اواخر دويم اما منافع و خواص اين معجون بدانكه مىباشد نافع از براى جميع اوجاع چون معجون افلن معروف بافلونياى رومى مشهور ببرشعثا خصوص از براى اوجاع كبد و اوجاع معده و امعا خصوص قولنج و مغص و اوجاع طحال خصوص وجع شوكه و اوجاع صدر و جنبين و كليتين و مثانه و از براى رياح معده و كليتين و مثانه و عسر البول و قى و اختلاف بلغمى و ضعف كبد و استسقا و دوسنطاريا و از براى صداع و منقى سينه و نافع است در اواخر سل و از براى ربو و سرفهء مزمن و از براى امراض مقعده آشاميدن و طلا كردن آن و از براى بواسير هرگاه چون مرهم بر آن نهند و از براى خدر و بالخاصيت موجب استخلاص از جميع سموم مشروبه است و بايد استعمال كرده شود از براى استسقا باب مطبوخ كرفس و از براى سموم مشروبه با شير كاو و از براى
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 675 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى