تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 672

مساهمون:

ص٦٧٢
و حركت دادن و چرخانيدن تا قى آيد و همچنين مادام كه رائحه افيون از دهن ادمى آيد بسيار مؤثر است و اهل هند آب زنجبيل تازه كه ادرك نامند با شير ميخورانند و و اكر افيون به مقدار قاتل خورند و از عقب آن روغن كنجد يا روغن تلخ بياشامند و همچنين سركه و ماست ترش و سائر ترشها نيز ميكويند كه علاج‌پذير نيست و محدث قولنج عظيم است و در اين هنكام اكر سودمند باشد خورانيدن شير تازه دوشيده كاو با جندبيدستر به قدر معتدى زياده از مقدار افيون كه خورده و قى فرمودن بدهنهء مسى و به نحوى كه ذكر يافت و تحقين بحقنهاى مناسب است و در جميع احوال شفا بدست اوست جل شانه

فصل در بيان سبب نشاط افيون و كيفيت آن و منشاى اعتياد بدان

بدانكه هر دوا كه وارد بدن انسان ميكردد اولا حرارت بدن در آن تاثير مىكند خواه فعل آن بحرارت و خواه ببرودت و خواه بالطبع و يا بقوتى ديكر باشد و افيون كه وارد جوف ميكردد بعد از انفعال از حرارت بدنى كيفيت برودت و يبوستى كه بالطبع و بالخاصية دارد ظاهر مىشود و منبسط ميكردد در حوالى و اطراف بدن اما طبيعت حامى و حافظ و قابض اجزاى بدن آن را از ينبوع حرارت غريز و اصل و منشاى سائر قوى كه قلب و دماغ است دفع مىكند و به اطراف بدن مىرساند بواسطه سميتى كه با برودت آن است و منافى حرارت غريزى و قوى و ارواح است بالذات و بالطبع كه طبيعت بالطبع و تنفرى از آن دارد و آن برودت اطراف و ظاهر بدن را شياءفشيا سرد ميسازد و بسبب تكاثفى كه لازم برودت است حرارت از آن مواضع منهضم شده ميل به باطن مينمايد و در مستوقد خود جمع مىشود و بسبب انقباض ظاهر و اجتماع حرارت در باطن خاصه در دل كه انبساط حرارتها از آنجا است و بالضرورت عند الانقباض و الفرار عن الظاهر رجوعش نيز آنجا خواهد بود و از اين اجتماع قوتى و انتعاشى در آن حرارتها حادث مىشود و بواسطه آن انبساط تمام به ظاهر بدن مييابد و اثر آن بدماغ و سائر بدن به زودى ميرسد و اين حالت را نشاء و نشاط مينامند و فى الحقيقة اين انبساط و فرحى است بالعرض جهت آنكه فرح بالذات تقويت و انتعاش و انبساط حرارت و روح است بسائر بدن بمناسبت و مجانست ذاتى نه بالعرض و بواسطه انقباض ظاهر و اجتماع حرارت در باطن زيرا كه اين سخونت عرضى است نه ذاتى كما لا يخفى و اما سبب اعتياد بدان آنست كه چنانچه ذكر يافت در آن برودتى و سميتى قوى است و بالضرورة از تقليل روح و دم و سائر سخونات و مسخنات بدنيه لازم مىآيد و ازين جهت ضعف در قوت رو ميدهد و برودت غالب مىشود و روز بروز از تكرار استعمال اين حالت زياده ميكردد و افعال چنانچه بايد ازو صادر نمىكردد و فتور بسيارى در انها رو ميدهد و ازين است كه معتادين بافيون از اكثر كارها باز مىمانند و ميل بحركات ندارند پس ناچار در تضعيف و تزايد آن روز بروز ميكوشند و هرچند زياده مينمايند ضعف در قوت و حرارت زياده مىشود و كفته‌اند كه اكر خواهند كه بسط و تفريح زياده كردد بايد كه قدرى ماست تازه و يا شيرهء حب القرطم باب رازيانه بنوشند

فصل در بيان طريق خوردن افيون در بيماريها و شبهاى ماه مبارك رمضان و خوردن آن قبل از طعام و يا بعد از آن

بدانكه چون مزاج معتادين بافيون از طريقه اعتدال بيرون است پس اكر امراض ايشان از جنس امراض حاره حاده باشد تقليل مقدار افيون ايشان نمايند و داخل آن مثل صندل و نيلوفر و تخم خيار و خربزه و هندوانه و كدوئى مقشر و طباشير سفيد كنند و در حميات بزر البنج به تنهاى و يا با ادويهء مسطوره و در امراض بارده مانند جندبيدستر و عاقرقرحا و فرفيون و فلفل داخل نمايند و از مقدار آن بكاهند و در امراض نائبه قبل از امدن نوبه به نيم ساعت بخورانند غالب آنست كه نوبه را بر طرف سازد جهت آنكه اخلاطى كه در آن زمان به حركت مىآيد از حركت باز ميمانند و محتبس ميشوند و در مستوقد عفونت نمىريزند و اكر حمى عفنى باشد فرضا اكر بر طرف نشود تخفيف در شدائد عوارض و تاخير در زمان نوبه آن البته خواهد شد و در سائر امراض ملاحظه اوقات در تقديم و تاخير نمايند و اما در شبهاى ماه مبارك رمضان بدانكه چون بواسطهء تقديم و تاخير اضطرارى كه درين ماه مبارك واقع مىشود مضرتها بسيار مىرساند و بسيار كسان معتادين بافيون مريض ميشوند و جمعى از ايشان افطار را بر خود واجب دانسته افطار مينمايند لهذا دستور العملى بيان كرده مىشود كه چون بان عمل نمايند شايد از اكثر بيماريها و افطار نمودن محفوظ مانند بدانكه معتادين بافيون سه قسم‌اند يكى آنكه در شبان روزى يك بار ميخورند دويم آنكه دو بار سيوم آنكه سه بار و زياده و امّا قسم اول بهر طريق كه خواهد عمل كند او را اذيتى نميرساند و اما قسم دويم مىبايد جهد كند كه در ماه مبارك رجب و شعبان وقت را بكرداند و به اول روز و اخر روز اندازد و بتدريج تا ماه مبارك رمضان اول شب و اخر شب نزديك بوقت افطار و سحور بخورد كه در اين هنكام او نيز باسانى روزه را ميتواند كه بدارد و اذيتى نمييابد و اما قسم سيوم را البته لازم است كه عادت خود را به دو وقت اندازد در ماه‌هاى قبل از رمضان تا زحمتى نيابد و از جملهء تدابير براى دفع اذيت آن است كه شيافى كه مركب از جندبيدستر و افيون بالمناصفه باشد باب صمغ عربى يا كثيرا سرشته فتيله را بان الوده كرده سر فتيله را بريسمانى محكم بندند و به خود بردارد تا وقتى كه خواهد بعد از آن بيرون اورد البته بايد كه بسيار نكذارد كه كذاشتن آن بسيار مضرتهاى كلى ميرسانند از همه بدتر آنكه عضله مقعده كه مانع بيرون امدن اثفال و ريح است از كار مىافتد و حفظ و ممانعت نميتواند نمود پس چندانكه ضعف كم كردد و اندك نشاطى حاصل شود نكاه دارد و هرچند جندبيدستر مصلح مضرت آن است اما بالكليه غائلهء آن را زائل نميكرداند تدبير ديكر آنكه حبى از افيون صرف و يا ادويهء ديكر افيونيه كه معتاد بافيون بان مداومت دارد و در غلافى ترتيب دهند تا آن حب در معده او رود منحل نشود بلكه تا اخر روز بماند بدين نحو كه موم را با قدرى روغن بادام بكذارند و آن حب را به آن الوده سازند كه تمام ظاهر آن فراگيرد و اخر شب فرو برند و امتحان كنند كه چه وقت كيفيت آن ميرسد همان زمان انحلال اوست و شخصى كه در روزى چند بار مىخورد حب صباح را بىغلاف موم و حب ظهر را با غلاف موم ممزوج بقند و حب اخر روز را بغلاف موم كداخته در روغن بادام فرو برد هر سه را بيكدفعه پى هم اخر شب تا بتدريج هريك بوقت خود منحل كردند و اكر حب مغلف بموم را چند جاى آن را سوراخها نمايند تا زودتر منحل شود و تشويشى نه‌بيند بهتر است و اما كسى كه فراموش كند خوردن افيون را تدبير آن همان تدابير اوّل از برداشتن فتيله ممزوج بافيون و جندبيدستر است و اكر بيك دفعه كفايت نشود بدفعات اما زود زود براورد تا ضرورت بسيار داعى نشود مرتكب آن نگردد زيرا كه ضرر عظيم دارد چنانچه ذكر يافت

اما طريق خوردن آن قبل از طعام يا بعد از آن

بدانكه اقسام محتملهء آن پنج است زيرا كه يا با طعام مىخورد و يا جدا و هريك ازين دو قسم يا قبل از طعام يا بعد است از طعام و قسم خامس آنست كه در اثناى طعام مىخورد پس اولا در تقديم و تاخير مطلق سخن كوئيم بعد از آن هريك از اقسام را بخصوص و دلائل تقديم بسيار است اول آنكه محفوظ ميماند قوّت آن از انكسار باختلاط بطعام دويم آنكه افعال طبيعيه منقسم ميشوند بحسب انقسام مقبولات جهت آنكه فاعل واحد است اكر قوابل متكثر باشند و فعل او نسبت بانها متجزى و منقسم خواهد شد و اكر قابل نيز واحد باشد و فعل او در آن باشد و پس اثر آن بسيار ظاهر ميكردد پس هرگاه افيون را جدا از طعام