كه نفع كند بوئيدن افيون با شمهء از زعفران و داخل كردن در لخالخ منومه در سرسام حار خصوصا صفراوى و مانند آن از صبار او جنون و قطرب محمد بن ذكريا كفته كه خواندهام من در غير يك موضع از كتب متقدّمين آنكه افيون بسيار نافع است از براى سرسام حار
[ منافع آن از براى سهر ]
فى السّهر شيخ الرئيس كفته بسيار باشد كه مضطر كرديم در صاحب سهر مفرط بسبب خوف انحلال قوّت آن باشاميدن مقدار يك قيراط و كمتر از آن از افيون تا خوابش برد و در كتاب ترياق بسوى قيصر جالينوس درج نموده كه هرگاه خورده شود و از افيون مقدار كرسنه خواب مىآورد و ساكن ميكرداند وجع را محمّد بن ذكريا كفته چون فراگرفته شود از افيون مقدار يك دانك و از عصاره يبروح و زعفران از هريك دو دانك و هر سه را حل نمايند در روغن بنفشه و طلا نمايند بر جبهه خواب مىآورد خوابى نيكو و نيز كفته كه هرگاه بوده باشد سهر قوى غالب بر شخصى باكى نيست كه بياشامد به قدر قيراطى از افيون و ببويد افيون را دايم تا او را خواب آيد و نيز جالينوس كفته كه چون خورده شود از افيون مقدار كرسنه و طلا كرده شود بر جبهه و نيز كفته كه چون آشاميده شود از افيون ربع درمى در ماء الشعير خواب مىآورد خوابى نيكو شيخ الرئيس كفته كه بسا باشد كه منتفع شوند اصحاب سهر در حميات به خوردن مقدار كرسنه از افيون يوسف بغدادى كفته كه مقدار نيم دانك افيون چون آشاميده شود مرقد است و احتمال فتيله از آن در مقعده منوم است و كفتهاند كه اكر آشاميده شود قدرى بسيار اندك با مصلحش زعفران خواب مىآورد خوابى معتدل پس اكر از آن اندكى زياده كنند خوابى غرق مىآورد پس اكر از آن نيز اندكى زياده كنند موجب سبات ميكردد پس اكر از آن نيز چيزى قليل اضافه كنند احداث سباتى غرق مىكند بمرتبه كه مىباشد صاحبش مانند مسكوت پس اكر از آن نيز اضافه كند ميكشد و سبب تنويم افيون افراط تبريد و تغليظ آن است مر روح را و عسر حركت آن بسوى خارج و بسوى اعضاى حواس خمسه ظاهره كه آن سمع و بصر و شم و ذوق و لمس است پس چون روح دماغى نيابد بسوى اين اعضا باطل ميكردد حواس اين اعضا و خواب عبارت از همين تعطيل حواس است و اكر حل كنند افيون را با اندكى زعفران در روغن كل سرخ و طلا نمايند بر باطن انف ميكردد موجب خواب و همچنين چون حل نمايند افيون را با جند خالص در روغن بنفشه و بمالند بر مقدم سر خواب مىآورد و نافع است از براى سهر مفرط قوى كه اطبا از معالجهء آن خسته كرديده باشند
[ منافع آن از براى ] اختلاط الذهن و الجنون و القطرب و الصبارا و داء الكلب و المانيا
هرگاه بوده باشد بسيار كرم مزاج نارى بحيثيتى كه بوده باشد ارواح نفسانى او بسبب بسيارى حرارت مشوش الافعال مستعد تحليل بادنى سببى و حركتى از حركات فكريه پس آن را نافع است استعمال قليلى از افيون و افيونيات كه بياشامد اندكى از انها را و ازين جهت است كه مىباشد افيون مفيد از براى جنون و صبار و قطرب و نيز به اين سبب مىباشد نافع از براى سرسام حار چنان كه مذكور شد شيخ الرئيس كفته كه كاهى ميخورانند صاحب قطرب را افيون از براى ساكن كرديدن طبيعت آن و ساكن كرديدن فكرهاى او و بعض اطبا كفتهاند كه افيون را نفع بسيار است از براى قطرب خواه بخورند و خواه ببويند خصوص وقتى كه در روغن كل سرخ حل كرده اندكى زعفران داخل كرده ببويند حكيم على در شرح قانون كفته كه افيون در نهايت نفع است از براى مانيا و جنون قرشى كفته كه از جمله علاج جيد قوى از براى داء الكلب و مانيا آن است كه بياشامانند صاحب آن را نيم درم افيون در ماء الشعير نزد قوّت اختلاط عقل و غلبه حرارت پس بسا باشد كه دود كرداند مانيا و داء الكلب را در يك روز به جهت آنكه مبرد دماغ و مزيل حرارت محرقه و مسكن اضطراب و چنك در زدن بضد است و مىبخشد دماغ را مزاجى مضاد مزاج حار حادث از سوداى محترق و دواى قوى است در رفع غائلهء سوداى محترق و حدت آن و خواب مىآورد پس موجب راحت ميكردد نزد خواب از تخليظ و بسا باشد كه نزد قوّت حرارت و استيلاى مرض احتياج باعادهء آن شود چند مرتبه تا بكردد بسبب طول مدت قوى در تاثير يوحنا كفته كه هرگاه بوده باشد با مانيا سهر طويل پس نافع است آن را سعوط به چيزى از افيون محلول باندكى زعفران و كفته كه تمام علاج قطرب بتدابيريست كه خواب آيد صاحب آن را پس مىبايد كه بياشامانند او را كاهى افيون از براى خواب امدن ايشان
[ منافع آن از براى ] زكام و نزله
چون آشاميده شود از افيون مقدار حبهء شعيره نافع است از براى زكام و نزله در انتها ليكن مضر بدماغ است و مصلح آن جندبيدستر و زعفران است و كفته شده كه مصلح آن زنجبيل است مىفرمايند اصلاح ضرر آن بدماغ به هيچ چيز مثل جدوار نميكند
[ منافع آن از براى ] امراض اذن
چون افيون را با روغن بادام يا دهن جلوق كه دهن زعفران است حل كرده در كوش بچكانند ساكن ميكرداند دور آن را و چون آن را با دو حبه جندبيدستر سوده در شير دختران حل كرده در كوش بچكانند تسكين ميدهد درد آن را مولانا نفيس كفته كه هرگاه وجع اذن از رياح و بخارات حاره حاده باشد نافع است از براى تسكين آن وقتى كه وجع شدت داشته باشد چكانيدن افيون محلول بشير دختران در كوش و استعمال قطور افيون در كوش وقتى بايد كه از شدت وجع خوف تشنج و اختلاط عقل و غشى باشد كه در آن حالت تسكين وجع بمخدرى مثل افيون واجب است و با وجود اين مداومت بان نبايد كرد كه موجب ثقل سامعه است سمرقندى كفته كه رماد افيون از ادويهء مسكنهء وجع اذن است و نافع است از براى قرحهء اذن به جهت آنكه مخدر است و تجفيفش زياده از تجفيف نفس افيون است و هركاه استعمال كرده شود با جندبيدستر نيست آن را ضرر افيون سيد اسمعيل كفته كه چون افيون و بزر البنج سفيد را متساوى از هر دو به قدر عدسى صلايه كرده در روغن بنفشه داخل كردهء نيكو مخلوط ساخته در كوش بچكانند نافع است از براى درد كوش حادث از حرارت و چون يك قيراط افيون را در شير تازه دوشيده حل كرده نيم كرم در كوش چكانند نافع است از براى بثور كوش وقتى كه با ضربان باشد و خوردن مقدار كرسنه از آن تمامى اوجاع را ساكن كرداند و خواب آورد و چون با زردهء تخم مرغ بريان كرده با زعفران ممزوج نموده بر حمره بجاى مهمله و خراجات بخاى معجمه كذارند نافع است آن را و با زعفران و شير دختر جهت نقرس و كذاشتن فتيله ممزوج بان در مقعده باعث تسكين اوجاع آن و مورث خواب است و از منافع افيون آن است كه مقاومت با برد خارجى مىكند اكر قدرى كه مهلك نباشد بخورند سرما چندان اثرى نمىكند چنانچه جناب ارشاد مابى مد ظله العالى نقل فرمودند كه از هندوستان مراجعت بايران شده بود در زمستان اتفاق سفرى شد در بين راه به شخصى ملاقات شد كه او هم از هند امده بود و بسبب سرما بسيار متاذى بود و نزديك بود كه بىطاقت شود به زودى خود را به او رسانيده قدرى افيون به او دادم كه بخورد به مجرد خوردن فى الجمله باقاقه امده و توانست كه خود را به منزل رساند و حكايت حكيم مير عماد الدين محمود شيرازى رح و محافظت نمودن خود در ميان يخ و برف تمام شب به خوردن افيون اندكاندك مشهور است و اين بسبب احداث سخونت بالعرض آن است و بسبب تشديد مسامات و مانع امدن از تاثير برودت هوا به ظاهر بدن و اجتماع حرارت و قوى در باطن و هيج دواى ديكر را خواه مفرده و خواه مركب اين فعل نيست و اخر الامر ايشان را يعنى حكيم مزبور را فالج عارض شده و اين يا بسبب برودت ذاتى افيون و افناى حرارت