بياشامانند او را مسهلات ميفرمايند كه اين قول خلاف قول جمهور اطبا است چه ايشان در فالج بلغمى پيش از تنقيه بمسهلات منع كردهاند استعمال اين ترياق را قرشى كفته مىبايد كه استعمال كرده شود اين ترياق بعد از تنقيه مادهء مرض به جهت آنكه قوى الحرارة است سيلان ميدهد آنچه را در بدن است از مواد پس اكر نبوده باشد بدن پاك از اخلاط خوف حركت مواد مىباشد به همان سبب و چون مواد غير منضجه و غير قابل دفع حركت كنند بالضرورة قبول كنند آن مواد را اعضاى ضعيفه و و درين مرض اضعف اعضاى اعصاب است پس لازم مىآيد ازدياد علت و نيز نزد عدم نقاى بدن اين ترياق بسبب قوت حرارت تحليل ميدهد لطيف ماده را و زياده ميكردد باقى غلظت پس مىكند قبول نضج كما ينبغى و اين قول مناقص قول ابى منصور است و مدلل و صحيح است و نيز قرشى كفته كه لازم است طبيب را تعهد استعمال اين ترياق بعد از استفراغ و تنقيه مواد هر روز نيم درم تا آنكه مرض به كلى زائل شود و اما اكر سبب فالج سوء مزاج بارد ساذج باشد يا خوردن ادويه سميّه بارده پس مخدره پس علاج آن تعديل مزاج و اصلاح سميت آن ادويه است بتمريخ بمروخات حاره و استعمال اين ترياق و ارجيجانس كفته كه نافع است اين ترياق او براى استرخاى بلغمى چون استعمال كرده شود بعد از تنقيه باب مطبوخ شبت ابن الياس كفته كه آنچه نافع است فالج و استرخا را بنهايت و سرعت بعد از تنقيه خوردن اين ترياق است مقدار يك مثقال در شراب بادرنجبويه ده درم رازى كفته كه ديدم در كناشى كه مؤلف آن معلوم نبود علاجى از براى فالج كه موجب زوال آن بسرعت است و آن اين است كه بياشامانند صاحب آن ترياق افاعى و بخورانند آن را غذا تا روز بلند شود پس بخورانند آن را را فجل با عسل و نان نخورد تا عصر پس بخورد نان با زيره و شونيز و شكر با زيت كه آن را ثريد نموده باشند و بياشامانند بر آن نبيذ عسل و سه هفته اين تدبير نمايند زائل ميكردد فالج آن و تمريخ به اين ترياق با نفط سفيد بعد از تنقيه در استرخاى بلغمى و در ابتدا در استرخاى حادث از برودت و رطوبت ساذج نافع است آن را
لقوه و استرخاى تشنجى
و نيز اين ترياق نافع است از براى لقوهء استرخائى چنانچه نافع است از براى استرخاى مفصل مذكور شد و براى لقوه تشنجى چنان كه در تشنج ذكر كرده مىشود
تمدد و كزاز بلغمى
و نيز اين ترياق نافع است از براى تمدد و كزاز بلغمى ماسرجويه كفته كه چون آشاميده شود اين ترياق با آب كرم به قدر كنار صحرائى نافع است از براى تمدد بلغمى و سزاوار است كه استعمال كرده شود درين علت بعد از تنقيه به مثل ايارج لوغاذيا و ايارج ثيادريطوس
تشنج امتلائى بلغمى
و نيز اين ترياق نافع است از براى تشنج امتلائى آشاميدن آن با طبيخ زوفا يا طبيخ انجدان يا طبيخى كه از استنباط ما است و صنعتش اين است ايرسا باد اورد اصل باد اورد اصل السوس زوفاى خشك جنطيايا كل خطمى قنطوريون دقيق كماذريوس بادرنجبويه بيخ نبات قطن انجدان از هريك دو مثقال افتيمون اقريطى در كتان بسته هفت درم ادويه را سواى افتيمون در آب جوشانيده صافى نموده افتيمون را در آن انداخته يك شب بكذارند و صبح كرم كرده كيسه را بمالند و بفشارند و دور كنند و در آن آب مطبوخ جلنجبين عسلى ده مثقال حل كرده صافى نموده ترياق را فرو برند و از عقب آن اين مطبوخ را بنوشند و اين ترياق نافع است اين علت را چون استعمال كرده شود بعد از تنقيهء بلغم به مثل ايارج فيقرا و ايارج ثيادريطوس بعد از نضج تام و سعوط كنند به اين ترياق محلول بروغن شونيز درين علت و كفته شده كه چون اين ترياق را هر روز مقدار بندقه تا نيم مثقال تا چهل روز بعد از تنقيه بخورند و سعوط نمايند بان هر روز و طلا نمايند بر اعضاى متشنجه نافع است تشنج امتلائى بلغمى را
اختلاج
و نيز اين ترياق نافع است از براى اختلاج چون آشاميده شود بعد از تنقيه به مثل ايارج لوغاذيا و ايارج ثيادريطوس و مقدار خوراك آن از براى اين علت يك بندقه است و بايد كه آشاميده شود چند روز متوالى با آبى كه جوشانيده باشند در آن زيرهء كرمانى و انيسون
[ خدر امتلائى و لسع حيوانات سميّه بارده ]
خدر امتلائى و لسع حيوانات سميّه بارده و شرب ادويه بارده مخدره و نيز اين ترياق نافع است از براى خدر امتلائى آشاميدن آن و سعوط كردن بان و طلا نمودن بر اعضاى مخدوره مولانا نفيس كرمانى كفته كه اين ترياق نافع است از براى خدر حادث از سموم بارده و از لسع عقرب احقر كويد كه اين ترياق عام النفع است بالخاصية از براى خدر حادث از جميع سموم اعم از آنكه بوده باشد بارد مانند افيون و بزر البنج سياه و يا بوده باشند حار چون بيش و از جميع نهوش اعم از آنكه سم انها بارد باشد چون عقرب يا حار باشد چون افعى
رعشه
و نيز اين ترياق نافع است از براى رعشه هرگاه استعمال كرده شود بعد از تنقيه به مثل ايارج لوغاذيا و ايارج ثيادريطوس و طريق استعمال اين ترياق در رعشه آن است كه اول مرتبه نطول كنند اطراف صاحب رعشه را باب كرم پس بياشامانند او را اين ترياق مقدار بندقه با ماء الأصول ابن الياس كفته كه اين ترياق نافع است از براى رعشه حادث از كزيدن حيوانات سمى چون بياشامانند با شراب بادرنجبويه و غذا نخوداب باشد حكيم مير محمد مؤمن كفته كه مقدار شربتش تا سى سال در تداوى سموم از يك بندقه تا يك مثقال است و از سى سال تا شصت سال از يك مثقال تا سه مثقال است بحسب ضعف و قوّت سموم و كفته مادامى كه از سى سال كذشته باشد در امراض استعمال نبايد كرد و استعمال كنند از اقل مقدار شربتش تجاوز نكنند و از جهت نافض در تبهاى بارده مقدار دو دانك است تا نيم مثقال باب كرم و از براى سعال مزمن و امراض و اوجاع صدر و جنب از بادهاى غليظ و مواد بارده مقدار دو دانك با ماء العسل يا با جلاب سكرى اكر نبوده باشد تب و به جهت جذام و برص و اختلاط عقل و فالج و لقوه و تشنج و اختلاج و صرع و دفع هموم و رساوس سوداوى بعد از تنقيه مقدار بندقه تا نيم مثقال دهند تا چهل روز هر روز بان سعوط نيايند و طلا كنند و به جهت اختنا و رحم و اخراج جنين ميت يك باقلا از آن با مطبوخ سداب و مشكطرامشيع و امثال آن و جلاب داده شود و از جهت نفث الدم تا چهار دانك با روغن كاو و آب و براى تقيت حصاة كليه و مثانه تا چهار دانك با طبيخ كرفس و در اورام باطنى و عسر البول تا نيم مثقال با سكنجبين عنصلى و به جهت تحسين لون به قدر باقلائى در طبيخ افسنتين و از جهت كرم امعا تا نيم مثقال با عسل بدهند شفائى كفته كه از جهت كزيدن مار و افعى و سك ديوانه و رتيلا يك مثقال در شراب و از براى نافض حميات بلغمى و سوداوى مقدار يك ترمسه باب كرم يا شراب و در قولنج و نفخ معده و معض ريحى و سقوط شهوت طعام و ربو و برص و انقطاع صورت مقدار يك ترمسه با ماء العسل و شراب و در صرع و صداع و شقيقه يك ترمسه در آب كرم و خداوند هيضه را دو دانك در شراب سيب شيرين و در جميع امراض اقل شربتش يك طسوج است و اكثرش يك مثقال و حكيم محمّد تقى در ميزان الطبائع كفته كه از براى مار كزيده يك مثقال با چهار اوقيه شراب و كسى را كه سك ديوانه كزيده باشد يك مثقال از آن با يك درم سرطان نهرى محرق در يك اوقيه شراب و از براى خداوند آن سعال بلغمى و درد سينه و درد پهلو يك ترمسه در سه اوقيه شراب و از براى خداوند آن نافض در تب كه كرم نمىشوند يك درم اندر آب كرم دهند و حكيم معصوم كفته كه صاحب صرع و سكته و فالج و لقوه را نيم درم تا يك درم با ماء الاصول و مجذوم و مبروص و خداوند داء الحيه و داء الثعلب را مقدار دو دانك تا يك درم با ماء الجبن و به جهت يا حب