تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 663

مساهمون:

ص٦٦٣
حب القرع و حيات يك دانك تا نيم درم با آب مطبوخ قيصوم و صاحب هيضه را يك دانك با آب سيب شيرين يا رب سيب شيرين يا رب به شيرين و مستسقى را دو دانك در شراب به زور و در نقرس و اوجاع مفاصل بارده از نيم درم تا يك درم با طبيخ سورنجان و در كزيدن مار و افعى و عقرب و رتيلا و سك ديوانه و جميع حشرات از دانكى تا يك مثقال با شراب و زنبور كزيده را نيم دانك با سركه بدهند و قدرى بر آن موضع بمالند و كسى كه ذراريح خورده باشد يك مثقال با شراب و از براى رفع ضرر ادويه قتاله چون افيون و شوكران يك دانك تا نيم مثقال با شراب و از براى سرفه و زكام و درد سينه و ضيق النفس كه مزمن شده باشد مقدار دو دانك در ماء العسل با سركه عنصلى شيخ داود كفته كه از براى سعال مزمن و امراض صدر مقدار باقلائى در طبيخ عناب و سپستان و اصل السوس بياشامند و از براى نافض و دائر و سرما و قى در ابتداى دورهء تب مقدار يك ترمسه از آن با آب يا شراب كه اقل مقدار آن شراب سه اوقيه باشد و اكثرش چهار اوقيه و نيم و از براى حميات مقدار باقلائى با طبيخ حلبه و ماء الزيبق دهند و وقت استعمال اصحاب حميات مزمن اين ترياق را بعد از نضج است و از براى قولنج و نفخ معده و معض آشاميده مىشود از آن مقدار يك ترمسه با ماء العسل با جلاب سكرى و بعضى كفته‌اند كه به جهت نفخ معده و امعا مقدار دو دانك باب مطبوخ ريزه و از براى سقوط شهوت مقدار يك ترمسه است در آب يا شراب كه اقلش سه اوقيه و اكثرش چهار اوقيه و نيم باشد و از براى يرقان سدى و سده طحال مقدار ترمسهء در طبيخ اسارون و از براى استسقا و امثال آن از امراض كبد پيش از طعام مقدار ترمسهء از آن فرو برند و يا با مقدار يك اوقيه و نيم سركهء ممزوج با آب بياشامند و بعضى كفته‌اند كه از براى استسقا مقدار فندقى با سركه ممزوج باب و از براى نفس الدم وقتى كه مرض قريب العهد باشد مقدار يك مثقال در سركه ممزوج باب و اكر مرض كهنه باشد مقدار يك مثقال در طبيخ سمقوطون صبح و شام و سمقوطون نوعى از حى العام است و بعضى كفته‌اند كه سومقوطون بقاف راسن است و سومفوطون بفا نوعى از فودنج است و از براى انقطاع صوت مقدار باقلائى در ماء العسل يا آب عنب الثعلب يا نكاه دارند آن را در زير زبان و به جهت صرع بايد كه اولا غرغره كرده شود بان پس آشاميده شود از آن مقدار ربع مثقال تا نيم مثقال در آب كرم و سكنجبين عنصلى و همچنين در صداع و شقيقه و اما از براى قروح امعا و اسهال تا نصف مثقالى با آب سماق و از براى تفتيت حصاة و حرقت بول مقدار باقلائى در طبيخ كرفس و در جوع الكلبى مقدار بندقه با شراب ممزوج با آب و از براى ادرار و اسقاط جنين مقدار ترمسه در طبيخ مشك طرامشيع يا در طبيخ سداب يا در طبيخ ابهل و از براى عسر النفس تا نيم مثقال با سكنجبين عنصلى و از براى امراض طحال و صلابت آن مقدار باقلائى با سكنجبين عنصلى و از براى كرم امعا تا ثلث مثقالى با عسل و همچنين از براى هر مرض باردى و بالجمله اين ترياق كرم و خشك است و بنابراين نافع است از براى هر مرضى كه نبوده باشد محض از حرارت و يبوست ليكن بايد كه فراگرفته شود در امراضى كه شديدة البرودة باشد با مطبوخهاى كرم و يا با ماء العسل و در غير امراض شديدة البرودة با آب خالص و يارى دهند آن را با دواى مخصوص بان مرض خواه مطبوخ باشد خواه غير مطبوخ و تجاوز نكند حافظ صحت در استعمال آن از مقدار يك مثقال و آن هم وقتى كه بوده باشد حافظ صحّت در سن شيخوخت محمد بن ذكريا كفته كه مقدار شربتى ازين ترياق در كزيدن افعى و حيات و كلب كلب يك مثقال است و در كزيدن عقرب نيم درم و در كزيدن زنبور يك دانك و نيم با سركه و در خوردن سموم از نيم مثقال تا دو مثقال و كسى كه درد سينه داشته باشد و سعال مزمن و درد معده و امعا و احشا و شهوت كلبى و نافض بىتب دو دانك و در صرع و سكته و لقوه نيم مثقال تا يك مثقال با آب مطبوخ سداب و در قولنج نيم درم و در استسقا يك و در اسهال و قروح امعا نيم درم با آب سماق و در ضيق النفس يك دانك و نيم با سكنجبين عنصلى و در جذام يك مثقال با مطبوخ كاوزبان و افتيمون و در حصاة كليه و مثانه نيم مثقال با آب مطبوخ كرفس و در هيضه يك دانك و نيم با شراب و در ضعف شهوت كلبى يك مثقال با شراب و در احتباس طمث يك مثقال با مطبوخ مشكطرامشيع و كفته كه اين ترياق تندرستى را بر مردم نكاه ميدارند چون در هر ماهى يك درم از وى به كار برند و شربتى ازين ترياق يك درم تا بيشتر يا كمتر به قدر قوّت علت و قوت عليل است ميفرمايند كه بايد دانست كه اكر چه مقدار شربات از براى ترياق افاعى يعنى ترياق اكبر معروف به ترياق فاروق و ادويهء مناسبه كه با آن ذكر كرده‌اند اما طبيب چون خواهد كه اين كه معجون را به كسى بدهد بايد احتياط فصل و بلد و سن و عادت و سحنه و مزاج اصلى و مزاج عارضى و علت و كميت و كيفيت هر مرض مرض را و مريض را ملاحظه نموده پس به قدر حال مقدارى كه مناسب حال آن مرض و مريض باشد اختيار كنند كه اول شربت آن يك طسوج است كمتر نباشد و از اكثر مقدار شربتى از آن كه بقول اشهر يك مثقال است و نزد بعضى دو مثقال زياده نباشد و در چيزى كه موافق حال مرض و مريض باشد داخل ساخته بدهد

فائدة

بدانكه شيخ الرئيس در ادويهء قلبيه كفته بترياق فاروق يعنى ترياق الافاعى هيچ تركيبى در نفع نميرسد سواى مثروديطوس كه قريب است بان در ملايمت بمزاج انسانى و تقويت عقلاى اهل نظر كه هدايت‌يافته‌اند بتعريف اين دوا بامر الهى و عنايت او سبحانه امريست كه وحى يا شبيه بوحى باشد دل و ازالهء توحش و مقاومت بجميع سموم و آن و تقويت باشد و منافع و خواص آن از صورت ثانوى آن است كه تابع مزاج تركيبى صناعى است نه بسبب اجزائى و بسائط آن چه اكر بسبب اجزا و بسائط آن بودى بايستى كه تازه آن از كهنه انفع بودى و حال آنكه برعكس است چه نفع تازه آن اندك است و نفع كلى در مخمر رسيدهء آن است و تخمير آن نزد متاخرين بعد از ده سال است و نزد جالينوس بعد از بيست سال و اين تفاوت ظاهرا بحسب تفاوت بلدان باشد در سردى و كرمى و ترى و خشكى و بعضى كفته كه بعد از شش ماه نفعى كه از آن منظور است ظاهر ميكردد و اما كمال قوت آن بعد از ده سال است يا دوازده سال يا بيست سال يا سى سال تا چهل سال و بعد از چهل سال تا شصت سال وقت قوّت آن است و بعد از شصت سال ضعيف ميكردد و كسى كه اين معجون را تركيب كرده هركز در كمان او نبودهء كه اين قسم منافع برين تركيب بعد از امتزاج مترتب خواهد كرديد و چون بالهام وحى ساخته شده بعد از تجربه از آن نفعى كه معمول و متوقع بود ظاهر كرديد

فصل در بيان مزاج اين ترياق

بعضى اطبا را اعتقاد آن است كه در ترياق فاروق يعنى ترياق افاعى و متروديطوس حرارت زياده از حد اعتدال است و در استعمال نصف مثقال از آن توقف دارند و در استعمال چهار مثقال جوارش كمونى و فلافلى توقف نمينمايند و اين اعتقاد غلط است به جهت آنكه اجزاى بارده در ترياق افاعى يعنى ترياق فاروق مىباشد چون افتيمون و اقاقيا و عصاره لحية التيس كه بعد از امتزاج و كسر و انكسار ميشكند قوّت حرارت بسائط آن را و ميكردد مزاج آن در حرارت كمتر از حرارت بسائط آن و آنچه ظاهر ميكردد آن است كه مزاج ثانوى آن در يك درجه و نيم قريب باواخر درجه دويم باشد در حرارت و مثروديطوس در حرارت مزاج اندكى كمتر است از حرارت مزاج ترياق فاروق و آنكه ترياق فاروق اندكى از مثروديطوس اقوى است در افعال و اثار شريفه نيست بسبب شدت حرارت بلكه بسبب خاصيت قابضه بر آن از مبده فياض است و نفعى كه از اين ترياق صادر مىشود بدرجه اعلى است و قريب است بان در نفع مثروديطوس و تركيبى ديكر از تراكيب اطبا يونان به اين دو مركب نميرسد و اكر انسان معتدل المزاج در اوقات و ازمان معتدله يا بارده مقدارى معتدل ازين معجون استعمال كند به شرط آنكه بسر حد تواتر
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 663 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى