تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 660

مساهمون:

ص٦٦٠

[ فصل در بيان اقراص اندروخورون مستعمل در ترياق فاروق اين اقراص ]

فصل در بيان اقراص اندروخورون مستعمل در ترياق فاروق اين اقراص مىباشد نافع از براى كزيدن هوام و سموم مشروبه و ادويهء قتاله و تنقيه سم از اعضا رئيسه مىكند و سودمند است جهت ضعف جكر و استسقا و تفتيح سدها و نسخ آن مختلف است و شيخ الرئيس در قانون سه نسخهء اين ترياق را ذكر كرده و در ذيل هر سه از اين اقراص را آورده هريك با ديكرى مغايرت دارد

صنعت آن بنسخه اول

پوست بيخ دارشيشعان اقحوان سفيد فو مصطكى قصب الذريره قسط تلخ عود بلسان اسارون حماما از هريك شش مثقال فقاح اذخر راوند چينى دارچينى سليخه سياه از هريك بيست مثقال مرمكى صافى بيست و چهار مثقال سنبل الطيب ساذج هندى از هريك شانزده مثقال زعفران دوازده مثقال مجموع را كوفته بيخته با شراب ريحانى كهنه طعم آن بشيرينى زند سرشته اقراص سازند و در سايه خشك كرده در شيشه يا در ظرف چينى نكاه دارند و در وقت حاجت به كار برند

اقراص اندروخورون بنسخه دويم كه شيخ الرئيس در قانون ذكر كرده

صنعت آن

عيدان دارشيشعان قصب الذريره قسط تلخ سفيد اسارون بلسان حماما موفو مصطكى رومى اقحوان سفيد از هريك هيجده مثقال زعفران سنبل الطيب ساذج هندى از هريك هيجده مثقال زعفران سنبل الطيب ساذج هندى از هريك دوازده مثقال مرمكى صافى بيست و چهار مثقال مجموع را كوفته پخته به شراب بسرشند و بدستورى كه در نسخه قبل ذكر يافت اقراص سازند

اقراص اندروخورون به نسخه سيوم كه شيخ رئيس ذكر كرده

صنعت آن

دارشيشعان سليخه قصب الذريره فواسارون عود بلسان مصطكى رومى جعده از هريك شش مثقال فقاح اذخر زعفران از هريك دوازده مثقال حماما دارچينى مرمكى صافى از هريك بيست و چهار مثقال اقحوان سفيد بيست مثقال سنبل هندى شانزده مثقال كوفته بيخته به شراب بسرشند و بدستورى كه ذكر شد اقراص سازند و اين نسخه جمهور است و نسخه بيمارستان جند شاپور سليخه اسارون مصطكى و مرمكى صافى و اقحوان و سنبل الطيب و جعده داخل ندارد و باقى مساوى نسخه سيوم شيخ الرئيس است و نسخهء اختيار حنين جعده و سنبل هندى داخل ندارد و كفته كه بايد دست را بروغن بلسان چرب كرده اين اقراص سازند و صاحب كامل الصّناعة از حنين نسخه ذكر كرده كه مساوى است با نسخه سيوم شيخ الرئيس الّا آنكه وزن جعده در آن شش مثقال است و كفته كه با شراب يا نبيذ عسلى يا جمهورى اقراص سازند و ديكرى برين نسخهء سيّوم شيخ الرئيس مقل ازرق شش مثقال افزوده است و سنبل هندى و جعده داخل نكرده و كفته كه با شراب ريحانى يا ماء العسل سرشته اقراص سازند و در نسخهء ديكر از جمله اجزاى اين قرص سيوم كه شيخ الرئيس ذكر كرده آنچه وزن آن شش مثقال است هريك دوازده مثقال آورده و سنبل هندى و جعده داخل ندارد و باقى مساوى نسخه شيخ رئيس است و ابن جزله در منهاج الادويه اين نسخه را ذكر كرده و از جمله اجزائى كه شيخ الرئيس آورده حماما و دارچينى و مرمكى صافى و سنبل هندى و جعده داخل ندارد و باقى مساوى نسخه شيخ رئيس است و كفته كه كه بمثلث سرشته اقراص سازند هر قرصى به وزن يك مثقال و بوقت قرص ساختن دست را بروغن بلسان جيد چرب نموده اقراص سازند و خشك كرده در شيشه نكاه دارند و قوتش تا دو سال باقى ميماند

فصل در ذكر منافع و مقادير شربات اين ترياق در هر علت و منفعت آن در هر مرض

مرض بدانكه ترياق الافاعى بزرك‌ترين و افضل‌ترين ادويهء اطبا يونان است از راه بسيارى منافع خصوصا از براى سموم و كزيدن افاعى و سائر اقسام حيات ذوات السّموم و عقارب و رتيلا و سك ديوانه و سموم مشروبهء قتاله و بالجمله ترياق جميع سموم و جانوران كزنده سمى است خواه آشاميده شود از آن تا يك مثقال و خواه قدرى بر موضع كزيدن انها بمالند و در حال درد را ساكن كند و منفعتى عظيم بخشد و از براى جميع هواهاى سمى و و با و طاعون و تفتيح سدها و تقويت ارواح و اعضا و منع عفونت اخلاط و دفع اخلاط متعفنه و تنقيهء فضول و رطوبات و جذب از اعماق بدن و تحليل فضول و اصلاح مزاج بدن و تنويم و امراض بلغميه و سوداويه از حميات بلغميه و سوداويه و رياح خبيثه و استرخا و لقوه و فالج و سكته و سبات و سدر و رعشه و صداع و شقيقه و ماليخوليا و وسواس و فزع و جنون و دفع اخلاط از سينه و رئه و ضيق النفس و ربو و بهر و خناق سوداوى و بلغمى و سوء القنيه و استسقا و يرقان و خفقان و حبس نفث الدم و تقويت معده و شهوت طعام و باه و محرك جميع شهوات و تزكيه حواس و صمم و تاريكى چشم و درد مفاصل كه از بلغم و سودا باشد و از براى جوع بقرى و قولنج و تفتيح سدها جكر و طحال و هيضه و اسهال و شهوت كلبى و نافذ حميات بلغميه و سوداويه و اوجاع كرده و مثانه از هر سببى كه باشد و تفتيت سنك مثانه و قروح امعا و اسهال الدم و صلابات باطنى خصوصا صلابت كبد و معده و طحال و دفع مواد انها بادرار و جذام و برص و بهق و شجاع كردانيدن دل و تقويت آن و ادرار بول و حيض و عرق و شير و اخراج مشيمه و جنين و بالجمله نافع است از براى جميع امراض الا آنكه از براى بعض امراض مشروط به شرط است و از براى بعض بلا شرط چون آشاميدن آن با چيزهاى مناسب هر مرض و مقدارى معين و در بعضى بعد از تنقيه بايارجات مانند ايارج ثيادريطوس و ايارج لوغاذيا و تنقيه مواد امراض ماديه بلغميه و سوداويه باستعمال بطريق مشروب يا طلا با سعوط يا قطور به تنهائى يا با چيزهاى مناسب شيخ الرئيس كفته كه اكر استعمال بطريق مشروب يا طلا كنند اين ترياق را در حال صحت ضرر نميرساند با و سموم و برابرى نميكند بان افات و ايمن مىشود از امراض وبائيه‌و و طاعون و حميات وبائيه‌و و نزلات مائيه و اين افعال را بخاصيت و صورت تابعهء مر هر مزاج حادث از امتزاج اجزايش مىكند بسبب آنكه مقوى روح و حرارت غريزى است پس طبيعت بان استعانت مىجويد بر دفع مضادات بارده و حاره جامع اوراق كويد كه محرور المزاج دموى و صفراوى را و كسى كه بر مزاجش اين دو خلط غالب باشد بسيار مضر است در حال صحت و براى حفظ صحت خوردن آن بدون دفع ضرر سمى مرضى مهلك مانند جذام و امثال آن و بعد رفع سم و علت اكر احتياج تبريد شود تبريد نمايند رفع غائله آن را چنانچه شخصى جوان براى حفظ صحت و توانائى شروع كرد به خوردن آن و چند روزى پيهم بخورد و اخر الامر تمام بدن او مجروح او مجروح شد و هيچ تدبيرى سودمند نيفتاد و همان علت بمرد

و اما مقادير شربات آن

پس بدانكه بسا باشد كه محتاج شود كسى كه آن را افعى كزيده باشد باستعمال نيم مثقال از تازه قوى آن تا يك مثقال و بزعم بعضى شربت كامل از آن يك درم است و بعضى كفته‌اند كه شربت كامل از آن از براى سموم مقدار يك بندقه است و بعضى كفته‌اند كه شربت كامل از آن از براى كزيدن افعى از يك مثقال تا دو مثقال است با شراب يا مثلث و از براى دواى سمى چون افيون و فرفيون و ذراريح و شوكران از نيم مثقال تا يك مثقال با يك اوقيه سركهء انكورى كهنه از جهت كزيدن سك ديوانه و امثال آن يك مثقال و زياده از آن با خاكستر سرطان و از جهت كزيدن عقرب نيم درم با شراب يا با نبيذ زبيب و از جهت كزيدن زنبور نيم مثقال با سركه و ضماد كردن از آن بر موضع با سركه انكورى

[ اما امراضى كه اين ترياق در درمان آنها موثر است ]

امراض الراس

ماليخوليا و اختلاط عقل

شرط استعمال آن است كه بعد از تنقيه خورده شود از آن مقدار بندقه تا نصف مثقال
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى ) — صفحة 660 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى